واقعیتش
به اصرار اون یک زمانی قرار شد روش فکر کنیم و قول به هم هم دادیم که احساسی فکر نکنیم ولی ...
متاسفانه من خیلی دلم می خواسته بهش کمک کنم ،شاید باید خیلی زود دلش رو می شکوندم
متاسفانه هفته پیش sms داد و من یک توهینی بهش کردم، خیلی عصبی و ناراحت بودم ،اما چاره ای نداشتم باید یک جوری ردش می کردم ،اگه می موند و می دید که با یکی دیگه دارم ازدواج می کنم ،دق میکرد
خدا اونقدر خوشبختش کن که من رو ببخشه ،بحق فاطمت ، زندگیش رو با نور خودت روشن کن
![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)