دوست عزیز
بهتره آرامش خودتون رو حفظ کنید و سعی کنید با موقعیت حاضر ابتدا مدبرانه و بعدمقتدرانه برخورد کنید.
از فرمایشاتتون میشه استنباط کرد که از ابتدا دقت کافی روی همسر و خانواده همسرتون نداشتید و همچنین همونطور که قبلا اشاره کردم روش زندگیتون مبتنی بر باج دادن بوده، حالا علتش چی بوده نمی دونم! یعنی به هر طریق ممکن حتی غیر معقول سعی کردید که رضایت خانومتون رو براورده کنید حتی اگر این روش به ضرر خودتون و نامعقول بوده. شاید هم بدون رضایت خانواده ازدواج کردید و دلیلتون این بوده. به هر حال!
شما با دونستن وضعیت خانواده ایشون بخش مهمی از داراییتون رو به نامش زدید و مهریه سنگینی رو هم قبول کردید که طبق همین دین اسلام مهریه باید متناسب با شرایط دختر باشه که در چه خانواده ای هست و خودش چه مزایایی داره. از یک طرف ایشون به دلیل نیاز مالی خانواده شاید به نوعی سعی کرده که غیر مستقیم و از طریق شما به خانواده اش کمک کنه مثلا دادن وسائل شخصی به خواهرش و یا زدن اموال شما به نامش
تمام این کارهای شما هم منجر شده که ایشون اقتدار رو در خانه به دست بگیرن و عملا به شما بی توجهی کنند.
خوب حالا چی کار می شه کرد؟
بهتون عرض کردم که مدبرانه و بعدش مقتدرانه برخورد کنید
یعنی اولا با روش هایی که اشاره کردم اجازه ندید ناخواسته بچه دار بشید
ثانیا در دو جهت همزمان حرکت کنید: از طرفی سعی کنید که با سیاست آروم آروم اموالتون رو پس بگیرید
از طرف دیگه برای بهبود زنگیتون تلاش کنید
بعد از این که اموالتون رو پس گرفتید نوبت این میشه که بدون ترس مقتدرانه برخورد کنید
یعنی حد و مرز و وظایف ایشون رو به ایشون یادآوری کنید و یک مدت طولانی خودتون رو بی توجه به نیازهای جنسی نشون بدید و نذارید ایشون به قول خودتون به عنوان اهرم فشار ازش استفاده کنند، حتی اگر شده با تغییر تغذیه تون برای مدتی این میل رو کنترل کنید تا این فکر از سر ایشون بپره
درمورد مهریه من فکر می کنم اگر نشوز یک زن ثابت بشه مهریه ای بهش تعلق نمی گیره، یک مشاوره حقوقی بگیرید تا درک درستی از وضعیت خودتون داشته باشید
به هر حال اینو بگم که ادامه این روند به هیچ وجه به صلاحتون نیست و رفته رفته شاید باج خواهی ها و بی توجهی ها زیاد تر بشه
امور زندگی خودتونو هر چه سریعتر به دست بگیرید









علاقه مندی ها (Bookmarks)