دوستان سلام همگي خوبيد دوستان پدر شوهرم با پدرم تماس گرفته وگفته جمعه دارن ميان منزل مادنبال من.نميدونم چيكار كنم چي بگم چه شرطي بزارم براش باهاش برم يا نه؟مسئله كارشو چه طور برخورد كنم هنوزم رو حرفم باشم كه گفتم تا كارت عوض نشه نمييام نسبت به بيتفاوتي عيدش نسبت به خودم چي بگم مسئله برادرشو چيكار كنم چطور مطرح كنم.نميدونم چيكار كنم چه طور برخورد كنم اگه كارش عوض نشده باشه چي.1 سال امدم قهر و درگيري اعصاب خوردي حالا با يه امدن پاشم برم بدون اينكه چيزي عوض شده باشه.مشاورم ميگه همه خواسته هاتو قاطعانه جلو پدرش بگو واز حرفتم برنگرد.نظر شما چيه به نظر شما چي بگم.مشكلات منو كه ميدونيد.1 تفريحي ترياك ميكشيد.2نسبت به من بيتوجه بود(تو شهر غريب گاهي من 24 ساعت خونه تنها ميذاشت به بهانه كار واصلا براش مهم نبود من تنهام و بودن با برادرش و رفع نيازاي اون براش مهمتر بود تا من).3 كارش شب كاري داشت و من مجبور بودم 3 شب در هفته تنها بخوابم كه خيلي اذيت ميشدم و باعث شده بود از نظر رواني مشكل پيدا كنم.4حضور زياد و تسلطو دخالتاي برادرش تو زندگيمون(برادرش مجرده و 1 سال از همسرم كوچكتره و اصلا حريماشو حفظ نميكنه و مدام ميخواست با ما باشه نظر بده و همه چيزه زندگي ما زير نظر اون باشه و همسرمم كاملا بهش تكيه كرده بود).5
همسرم موقعي كه عصباني ميشه غير قابل كنترله.منم ايراد زياد داشتم خيلي گير ميدادم اونم با يه لحن تندو عصبي كاهي تحقيرش ميكردم تمام خشممو با دادو گفتن طلاق ميخوام همه چيو خرابتر ميكردم.حالام واقعا مستاصلم نميدونم چه كاري درسته و چه تصميمي برام بهتره.ممنون ميشم راهنماييم كنيد دوستان