به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 51
  1. #31
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 اسفند 91 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-1-09
    نوشته ها
    423
    امتیاز
    5,445
    سطح
    47
    Points: 5,445, Level: 47
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    3,495

    تشکرشده 3,519 در 509 پست

    Rep Power
    58
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    سلام سابیناجان
    امیرازهمون اوایل تعصب(غیرت مردانه)نسبت به من به خرج نمی دادوهمین باعث می شدساعتهاباهم بحث کنیم ولی دیگه عادت کردم.درکل آدم شوخ طبعی هست وباهمه شوخی داره .باخانماهم رفتارمعمولی داره.زیادم سربه زیرنیست.مذهبی بودنش هم معمولیه.نمازشومیخونه روزه هاش روهم می گیره.توخونه هم تاحالارئیس داشتیم.هردومون باهم تصمیم می گیریم.مثلاهمین امروزتصمیم گرفتیم که تاچندماه دیگه بعد7سال بچه دارشیم.امیرعاشق بچه است.به خاطرمن قبول کرده بودبچه نداشته باشیم.الان من به خاطراون ازتمام خواسته هام وعلایقم می گذرم.آخه اون خیلی خوبه.
    [/quote]

  2. کاربر روبرو از پست مفید داملا تشکرکرده است .

    داملا (سه شنبه 23 فروردین 90)

  3. #32
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    اریانا جان
    امیر آقای شما خیلی مرد خوبی است ، معلومه که دلش پاکه و بی ریاست، زورگو نیست... من مطمئنم که تحکم و غیرت هم داره، ولی نمی دونم چرا اینها رو فیلتر می کنه شدیدا، ولی نشون دادن غیرت و تعصب مرد به اندازه یکی از عوامل تحکم بخش زندگیه و اگه درست و به جا انجام بشه یک ابراز محبت هم هست...
    من رفته رفته دارم به این فکر می کنم که اتفاقی که برای شما افتاده شاید یکی از دلایلش این بوده که مهره زن و مرد در زندگی مشترک به جای خود ننشسته.
    عزیزم نکنه شما تحکم مردانه داری و یک نوع زن سالاری تو خونه تون حاکم باشه؟ طوری که امیر آقا از ترس از دست دادن شما همه ابراز احساسات مردانه شو ( تعصب مردانه ) سرکوب کرده باشه؟
    به هر حال من به شما اکیدا توصیه می کنم مشاوره حضوری داشته باشید

  4. کاربر روبرو از پست مفید نیلا تشکرکرده است .

    نیلا (چهارشنبه 24 فروردین 90)

  5. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 آبان 90 [ 15:01]
    تاریخ عضویت
    1389-10-09
    نوشته ها
    114
    امتیاز
    1,795
    سطح
    24
    Points: 1,795, Level: 24
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    242

    تشکرشده 235 در 97 پست

    Rep Power
    27
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    نقل قول نوشته اصلی توسط آریاناng
    سلام سابیناجان
    امیرازهمون اوایل تعصب(غیرت مردانه)نسبت به من به خرج نمی دادوهمین باعث می شدساعتهاباهم بحث کنیم ولی دیگه عادت کردم.درکل آدم شوخ طبعی هست وباهمه شوخی داره .باخانماهم رفتارمعمولی داره.زیادم سربه زیرنیست.مذهبی بودنش هم معمولیه.نمازشومیخونه روزه هاش روهم می گیره.توخونه هم تاحالارئیس داشتیم.هردومون باهم تصمیم می گیریم.مثلاهمین امروزتصمیم گرفتیم که تاچندماه دیگه بعد7سال بچه دارشیم.امیرعاشق بچه است.به خاطرمن قبول کرده بودبچه نداشته باشیم.الان من به خاطراون ازتمام خواسته هام وعلایقم می گذرم.آخه اون خیلی خوبه.
    [/quote]

    واقعا یک مرد باید چطور باشه شما خانوم ها راضی بشین؟ :ی ( شوخی بود)
    خانوم آریانا ، شما این قسمت قضیه رو هم در نظر بگیر ، ریلکس بودن زیادی همسرت هم واقعا غیر عادیه ، نه که بهش مشکوک باشی ، نه به هیچ عنوان. اما این ماجرا که انشالله تموم بشه ، به نوعی تا آخر زندگیتون یک نوع احساس دین خواهید داشت و اینکه شوهرتون هم این حق رو شاید داشته باشه که زمانی عاشق کس دیگری بشه ، تمام ابعاد قضیه رو در نظر بگیر.

  6. 3 کاربر از پست مفید montana تشکرکرده اند .

    montana (شنبه 27 فروردین 90)

  7. #34
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 بهمن 91 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    4,847
    سطح
    44
    Points: 4,847, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,967

    تشکرشده 1,971 در 570 پست

    Rep Power
    82
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    سلام آریانا
    به نظر من هم این رفتار و عکس العمل شوهرت نه یه کم بلکه واقعاً غیر عادیه!
    نه اینکه داد و بیداد راه بندازه و فورا بگه طلاق و ...نه اینکه انقدر خونسرد و بیخیال باشه و حتی قطع ارتباطتون رو به خاطر اینکه تو ضربه روحی نبینی، درست ندونه!

    شما قبل از ازدواج چقدر همدیگرو می شناختین ؟

    یه نکته هم اینه که تو این شرایط که تو با دلت درگیری تصمیم به بچه دار شدن به نظرم کار اشتباهیه!
    عزیز دلم!
    یه زن وقتی تصمیم به بچه دار شدن میگیره باید از هر لحاظ آمادگی لازم رو داشته باشه(مرد هم همینطور) اما زن بیشتر چون زن روحیات مختلف زن مستقیماً با جنین در ارتباط هست و این خیلی مهمه که تو از لحاظ روحی و فکری بتونی این زمینه رو داشته باشی.

    تو الان باید تمام تلاشتو بذاری برای اینکه این آقای "به ظاهر دلسوز" رو از زندیگ خودت و همسرت بیرون کنی و هردوتون به آرامش برسید بعد به بچه فکر کنید.

  8. 2 کاربر از پست مفید فرانک1389 تشکرکرده اند .

    فرانک1389 (شنبه 27 فروردین 90)

  9. #35
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 اسفند 91 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-1-09
    نوشته ها
    423
    امتیاز
    5,445
    سطح
    47
    Points: 5,445, Level: 47
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    3,495

    تشکرشده 3,519 در 509 پست

    Rep Power
    58
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    سلام فرانک جان
    امیریک بارخیلی سال پیش دچارهمچین اشتباهی شده بود.البته عاشق نشده بودفقط بایکی ازهمکاراش ارتباطش ازحدهمکاری گدشته بودوبه حددوستی رسیده بود.این درحالی بودکه همیشه بهش گفتم: توآزادی برای زندگیت هرتصمیمی بگیری،پس هیچ وقت فکرنکن فقط محدودبه منی.هروقت خواستی هرکاری بکنی منودرجریان بذارومطمئن باش همیشه درکت خواهم کردوبهترین راه روبرات پیشنهادمیکنم هرچندبه ضررخودم باشه.فقط سعی نکن بهم دروغ بگی.متأسفانه وقتی متوجه این قضیه شدم،میخواستم ازسرزبونش بکشم بیرون تاخودش همه چیروتعریف کنه.اماازمن اصراربودوازاون انکار.اونقدرحرفای منوکتمان کردتامجبورشدم ثابت کنم واس ام هاشوبازکردم وکفتم که باخوددختره حرف زدم.ولی اون بازم داشت انکارمیکرد.خلاصه،سراین موضوع من کوتاه اومدم ازش خواستم راهشوانتخاب کنه.تواین فاصله من سعی کردم مسئله رو زیادکش ندم.سوال نمی کردم وطی مشاوره هایی که داشتم تونستم خیلی راحت ببخشمش.البته بیشتربه خاطردروغاش .ماهیچ دعوایی سراین قضیه باهم نداشتیم.وقتی این ارتباط کاملاقطع شدامیرخیلی شرمنده بودومنوتحسین میکردومیگفت :وقتی به جای دعواوجاروجنجال به پاکردن منوبخشیدی ازخودم بدم اومد.
    الان یه همچین موضوعی سرمن اومده اونم دقیقاداره رفتارخودموتحویلم میده.چندروزه خیلی هواموداره میدونه که درتلاشم تااون آقاروازذهنم پاک کنم.بهم گفت روکمک من حساب کن.هرکمکی ازدستم بربیادبرات میکنم تاراحتتربتونی فراموشش کنی.امیرواقعاکه یه دسته گل.
    امااین ریلکس بودنش یکی ازخصوصیات اخلاقیشه.ازاولش هم اینجوری بودحتی قبل ازدواج.یه کمی زیادی ریلکسه.
    ولی واقعاعاشق زندگیمونه.همیشه میگه یک لحظه زندگیشوبدون من نمیتونه تصورکنه.نمیدونم یاخیلی دوستم داره ویامن خیلی ساده ام.الان حدود12ساله که میشناسمش.فکرکنم این مدت برای یه شناخت کافی باشه.نه؟
    تواینجوری فکرنمی کنی؟

  10. کاربر روبرو از پست مفید داملا تشکرکرده است .

    داملا (یکشنبه 28 فروردین 90)

  11. #36
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    سلام
    راهنمایی های مفیدی توی این تاپیک دوستان ارائه داده اند
    من فقط می خواهم یک نکته رو که به نظرم مهم اومد را عنوان کنم

    انسانها نیاز دارند که با هم نوع خود ارتباط برقرار کنند و یه کشش و غریزه ای خدا در وجود انسانها قرار داده که نسبت به جنس مخالف خود متمایل بشوند
    وقتی ازدواجی رخ می دهد یعنی یک زن و یک مرد با توجه به خصوصیاتی که دارند با هم پیمان می بندند که در کنار همدیگر برای رشد و شکوفایی همدیگر تلاش کنند
    وقتی ازدواجی رخ می دهد زن و مرد از دنیای مجردی خود و من بودن خارج می شوند و به سمت ما بودن حرکت می کنند ... در تک تک لحظات یار یکدیگر شده و غمخوار و دلسوز هم می شوند حتی بیشتر از عشق و علاقه مادر به فرزند

    اما وقتی شخص ثالثی میان این دو نفر قرار می گیره
    وقتی چیزی باعث میشه این عشق و علاقه به سمتی خارج از اون دو نفر بره


    باید فکر کرد و دید توی زندگی زناشویی چه کمبودی باعث شده که این وضعیت پیش بیاید
    چه فقدانی رو شحص ثالث پر می کنه که زن و شوهر دوتایی نمی تونند آن را پر کنند


    این آقا یا اون خانم نه ... تا وقتی که این کمبود توی زندگی باشه افراد ثالث زیادی وارد زندگی می شوند ... ولی یه سئوال آیا زندگی من بی در و پیکر هست؟ که هرکسی خواست بیاد و هرکسی خواست بره؟

    وقتی مردی وارد خلوت زندگی یک دختر میشه و او را به عنوان همسر انتخاب می کنه
    وقتی زنی وارد خلوت زندگی یک پسر میشه و او را به عنوان همسر می پذیره
    هردو متعهد میشوند که به هم وفا دار بمونند
    وفاداری فقط به جسم نیست بلکه روح و عواطف آدمی رو هم شامل میشه

    خدا نمی گه تا آخر عمرتون به پای هم بمونید و بسوزید اگر این طور بود که خدا طلاق را قرار نمی داد

    خدایی که ما انسانها رو خلق کرده و ما را از خودمون بهتره می شناسه بهمون به داشتن پاکی و نجابت صداقت و عفت توصیه کرده چه زن باشیم و چه مرد ... برای انسانها مشخص کرد بد چی هست و خوب چی هست

    بیاییم کلاهمون رو قاضی کنیم
    چرا سعی می کنیم یک زندگی زناشویی را پابرجا نگه داریم ؟ آیا زندگی زناشویی که من دارم همون چیزی هست که می خواستم داشته باشم؟
    وقتی با اختیار و اراده از بین دنیایی گزینه ، خودم انتخاب کردم ... چرا الان این زندگی نباید پاسخگوی نیازهای من باشه؟

    آیا راهی برای افزایش عشق و محبت در این زندگی نیست؟
    آیا عشقی که نسبت به همسرم داشته ام تمام شده؟
    آیا برای زنده نگه داشتن علاقه و محبت در زندگی ام کوشیده ام؟
    .
    .

    آیا راهی برای اصلاح این زندگی نیست؟
    آیا همه راهکارها را رفته ام ؟
    آیا تلاشم را برای داشتن یک زندگی زیبا و رویایی کرده ام؟
    و آیاهای فراوان دیگه

    اگه به همه ی اون آیا ها پاسخ داده ام و حجت بر خودم تمام هست
    چه دلیلی داره خودم را اسیر این دوگانگی عشق یا گناه بکنم
    هر چیزی راهی داره
    مگر نه اینکه آزاد آفریده شده ایم ، مگر نه اینکه حق انتخاب داریم ، مگه نه اینکه طلاق هرچقدر که منفور باشه باز هم حلال خدا هست

    پس اگر همون طور که وقتی می خواهیم وارد خانه ای بشویم باید از در وارد بشویم
    برای اینکه با جنس مخالف بخواهیم رابطه ای عاشقانه و عاطفی داشته باشیم باید از درش وارد شویم
    در صحیح برای وارد شدن و نگه داشتن این رابطه با شخص ثالث چی هست؟



    جدایی؟
    فکر کنم درست باشه ...

    اما آیا خواست حقیقی من همین هست؟

    وقتی زن به عنوان زن نیاز عشقی و عاطفی همسرش رو پر نمی کنه ، وقتی مرد به عنوان مرد نیاز عاطفی و عشقی زنش رو پر نمی کنه

    وقتی در ورودی زندگیمان را روی دیگران بگشاییم

    وقتی عشقی رو که باید از همسرمون دریافت کنیم ، از جای دیگری دریافت می کنیم

    آیا این زندگی درسته؟






  12. 14 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (یکشنبه 28 فروردین 90)

  13. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 بهمن 91 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    4,847
    سطح
    44
    Points: 4,847, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,967

    تشکرشده 1,971 در 570 پست

    Rep Power
    82
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    آریانا جان!
    من صحیتهای بالهای صداقت رو 100% تایید میکنم و درواقع حرف دل من هم هست که میخواستم بهت بگم.

    عزیزم حالا میگم رفتار شوهرت اصلا غیر عادی و شک برانگیز نیست چون این عین رفتار خودته که به قول خودت تحویلت میده.
    آخه خواهر من چرا به زندگی و تعهد زناشویی تون پایبند نیستید ؟
    چرا به کانون خانواده تون انقدر بی توجه هستید و قداست ازدواج و زن و شوهری و بنیان خانواده براتون بی اهمیت شده؟
    شما یه زن و شوهر جوان هستید که راه درازی رو در پیش دارید تا انشاءالله در کنار هم خوشبخت باشید و بچه دار بشید و ... حیف نیست هرکدام جدای از اون یکی راهی رو برید که اشتباهه؟

    میدونم تو الان قصد جبران داری و خدا رو شکر که رابطه ات با اون آقا پیشرفت نکرده شوهرت هم از گذشته اش پشیمانه اما هردوتو باید سعی کنید این رفتارها و روابط رو برای همیشه بذارید کنار و در قلبتون رو جز برای همدیگه برای کسی باز نذارید .
    میگن : دل حریم خداست به هر کسی نباید اجاره داده بشه!

    به همدیگه محبت کنید، عاشق همدیگه باشید، به همدیگه خیانت نکنید تا امین همدیگه باشید و ...تا کسی جرات نکنه پا تو زندگی زناشویی تون بذاره.

  14. 5 کاربر از پست مفید فرانک1389 تشکرکرده اند .

    فرانک1389 (چهارشنبه 07 اردیبهشت 90)

  15. #38
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 اسفند 91 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-1-09
    نوشته ها
    423
    امتیاز
    5,445
    سطح
    47
    Points: 5,445, Level: 47
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    3,495

    تشکرشده 3,519 در 509 پست

    Rep Power
    58
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    خانم بالهای صداقت به خاطرپاسختون متشکرم.امایه چیزی رونفهمیدم منظورتون جدایی ازهمسرم بودیااون آقا؟؟؟؟
    من وامیرعاشق زندگیمونیم.برای ساختنش وتابه اینجارسوندش خیلی زحمت کشیدیم واجازه نمیدیم به این سادگیهاازبین بره.خودم هزارباربه این موضوع فکرکردم که چه چیزی،چه کمبودی باعث چنین گناهی شد؟
    البته موردشوهرم تقصیردختره بود.گیرداده بوداساسی.بعدش هم که ازدواج کردوخلاص شد.اماموردخودموهیچ وقت نفهمیدم.اوایل یه ارتباط ساده همکاری،بعدش یه کم فراترتاحدهمکارصمیمی،چندما ه بعدفکرمیکردم دوستش دارم اماشایدمثل یه برادر،یایه پدرباشه وبرام اهمیت نداشت.اون انقدرخوب بودکه حتی امیرهم دوستش داشت.تااینکه مدتی به خاطرمسافرت من ودرادامه مسافرت اون حدود17روزندیدمش ،اون موقع بودکه فهمیدم نمیتونم دوریش روتحمل کنم،برام مهمه خیلی هم مهم.ولی چی باعث شدنفهمیدم.من وامیرتوزندگیمون هیچ کمبودی نداریم.هیچ کمبودی ازهرلحاظ.اینوفقط من نمیگم امیربیشترازمن معتقدبه این مسئله است.
    دل حریم خداست به هرکسی نبایداجاره داده بشه!
    این جمله ات حرف نداشت فرانک جان.

  16. #39
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    آریانا خانوم چی کار کردی؟ رابطه تو قطع کردی با اون آقا؟

  17. کاربر روبرو از پست مفید نیلا تشکرکرده است .

    نیلا (دوشنبه 29 فروردین 90)

  18. #40
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    نقل قول نوشته اصلی توسط آریاناng
    خانم بالهای صداقت به خاطرپاسختون متشکرم.امایه چیزی رونفهمیدم منظورتون جدایی ازهمسرم بودیااون آقا؟؟؟؟
    جدایی خودت و شوهرت
    زندگی زناشویی یعنی زن و شوهر ... وقتی ازدواج می کنیم متعهد می شویم که عشق و علاقمون رو نثار همدیگر کنیم
    وقتی یه نفر سومی میاد که بهمون عشق می ورزه و دوستش داریم ، دلتنگش می شویم و ...
    یعنی حس عاشقی دوباره توی وجودمون داره شکل می گیره اما نه برای همسرمون
    پس یعنی همسرم در تامین نیازهای عاطفی من موفق نبوده
    یعنی زندگی زناشویی مون یه جاییش کمبود داره

    خوب نمیشه که سه تایی باشیم ... به نظر تو میشه؟
    اگر می خواهی عشق اون آقا رو برای ابد نگه داری و بهش عواطف شدید پیدا کرده ای
    بهتر هست از راه درستش وارد بشی



    ++++++++++++

    نقل قول نوشته اصلی توسط آریاناng

    من وامیرعاشق زندگیمونیم.برای ساختنش وتابه اینجارسوندش خیلی زحمت کشیدیم واجازه نمیدیم به این سادگیهاازبین بره.
    برای ساختنش و به اینجا رسوندنش خیلی زحمت کشیده ای

    الان شما در اون زندگی هستی مثل ماهی که توی آب هست ولی داره آب آب می کنه وقتی میاد بیرون تازه می فهمه

    من و سایر دوستان داریم از بیرون زندگیتون رو می بینیم

    مطمئن باش حتی یک لحظه هم شک نکن که تو و شوهرت با اینکه عاشق هم هستید و خیلی زحمت کشیدید
    دارید آرام آرام و آهسته آهسته بدون اینکه متوجه بشوید زندگیتون رو به سمت نابودی می کشونید

    شاید نوشتی به این سادگیها اجازه نمی دهی
    اما چینی زندگیتون ترک خورده
    علت ترکش رو نمی دونید نه تو و نه همسرت
    اما به جای اینکه جلوی این ترک رو بگیرید تا نشکنه
    مرتب دارید بهش رنگ و لعاب می زنید تا این ترک کمتر دیده بشه غافل از اینکه ترک داره با سرعت خیلی نامحسوسی تا پاشیده شدن چینی زندگیتون پیش میره



  19. 7 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (چهارشنبه 07 اردیبهشت 90)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.