به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 49

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 آبان 90 [ 18:20]
    تاریخ عضویت
    1389-6-25
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    2,735
    سطح
    31
    Points: 2,735, Level: 31
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 79 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق.مشكامون داره حل ميشه برا بهتر شدن راهنمايي كنيد.

    نميدونم به هيچ نتيجه اي نميرسم سر اين رفتارش خودمم ديگه نميتونم راضي كنم براي اميد داشتن به اينده.اون همه چيز براش اولويت داره به زندگي مشتركش با من با اين كارش ثابت كرد علاقه اي به من نداره و تمام اين حرفاي 2 ماهش كه ميگفت دلتنگه منه دلش تنگ شده يا دروغ بوده يا به خاطر هوسش.كم اوردم كاش اين 2 ماهه باهاش تماس نداشتم اين 2 ماه همه اميدم برگشته بود داشتم خودمو اماده ميكردم براي يه زندگي بهتر خوشحال بودم كه دوباره همه چيز برگشته و ميخوام زندگي كنم فكر ميكردم اين 7 ماه جدايي و بيخبري باعث شده يكم به خودش بياد و زندگيش براش مهم شده باشه.نميدونم چرا دوباره اين طوري شد جالب اينجاست صبح عيد بعد 9 ماه قهر اون به پدر و مادرم و به پدر بزرگ مادربزرگم زنگ زد و منم به پدر مادر اون زنگ زدم همه چي خيلي خوب بود ولي بعدظهر دوباره اين طوري شد.احساس ميكنم برادرش نقش داره و اون برا اينكه نخواد جلو برادرش كم بياره اين كارو كرد.وقتي گفتم 2 تايي بريم سفر گفت براي سفر 2 تايي هميشه وقت هست ما نزديك 4 سال با هم ازدواج كرديم ولي هنوز يه سفره 1 روزه هم با هم نرفتيم اصلا.ولي تو اين 4 سال اون چنتا سفر با خانوادش رفته بدون اينكه به من بگه حتي يكيشو ازم پنهان كرد.علتشم اينكه اگه من ميرفتم مزاحم ارتباطش با برادرش ميشدم تو سفر.يهو سرد شدم به همه چيز.خانوادم ميگن بعد تعطيلات برو دنبال كاراي طلاقت اين ادم مناسبي نيست براي تو خودمم ديگه از تلاش و انتظار بيخودي خسته شدم به چي دلمو خوش كنم.طلاق سخته جدايي خيلي بده ولي به چه قيمتي.كمك كنيد تا بتونم فراموشش كنم ميترسم اگه دوباره زنگ بزنه دوباره همه چيزو فراموش كنم و برگردم طرفش نميخوام اين طور بشه ميخوام دل بكنم برم كمكم كنيد چيكار كنم؟

  2. 2 کاربر از پست مفید ميناي تشکرکرده اند .

    ميناي (شنبه 20 فروردین 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. رهايي از وابستگي(انسان رهايي يافت
    توسط fateme71 در انجمن نامزدی و عقد
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 تیر 92, 17:27
  2. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 اسفند 91, 16:21
  3. تنهايي
    توسط عسل بانو در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 شهریور 91, 22:29
  4. راهنمايي براي شروع تلاش براي فردايي بهتر
    توسط roz_zard در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 دی 89, 12:45
  5. منو راهنمايي كنيد تنهايي وبي كسي دارد مرا از پادرمي اورد
    توسط تابي در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 04 دی 87, 09:18

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.