سلام سایه جون حقیقت تلخه
بله اون آقا پسر تو رو بازی میداده این احساسات تو عشق نیست بلکه خوب تونسته به وسیله خودت، ذهنیت تو رو بشناسه و بعد هر چیزی رو که تو دوست داشتی اون هم ابراز کنه که من هم با تو هم عقیده هستم ومن هم با تو موافقم فکر نکنم اون مثل تو بوده اون نقش مثل تو بودن رو بازی میکرده تا بتونه به اهدافش که ادامه رابطه با تو بوده دست پیدا کنه
به نظر من خدا رو خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی شکر کن که از دستش نجات پیدا کردی و به خودت بیا و خواهش میکنم عاشق خودت باش عاشق زندگی چون فقط یک بار انسان حق زندگی کردن رو داره تو الان از دست یک دروغگو نجات پیدا کردی واول جوانی هستی پس بهتره یک هفته یا حتی یک ماه بدون نامزد جدیدت به مسافرت بری و اون دوست دوران دانشگاهیت رو کاملا فراموش کن و بعد از بازگشت از سفر با نامزدت بشین صحبت کن و اینبار تو دیگه اون دختر خام وساده دوران دانشگاه نیستی بلکه یک دختر با تجربه وپخته هستی که با برقرای رابطه با نامزدت می تونی بفهمی که مرد زندگیت هست یا نه باید اینبار سنجیده عمل کنی زندگی خودت رو فدای یک احساسی که یک شخص با غرض در تو به وجود آورده واسمش رو عشق گذاشته خراب نکن بیدار شو تو بزرگ شدی
امیدوارم که انتخاب درست انجام بدی
همیشه لبخند بزن








علاقه مندی ها (Bookmarks)