به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22

موضوع: THEN...

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 06 تیر 02 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1389-10-26
    نوشته ها
    101
    امتیاز
    10,730
    سطح
    68
    Points: 10,730, Level: 68
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 120
    Overall activity: 50.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    197

    تشکرشده 342 در 91 پست

    Rep Power
    34
    Array

    RE: فیلو سارا...

    سلام فیلوسارای عزیز
    به نظر من این خودمونیم که واسه خودمون دام پهن میکنیم اما خبر نداریم
    یه جا یه راه رو کج میریم(منظورم شما نیستید کلی میگم) بعد که به مشکل میخوریم نمیدونیم از کجا ضربه خوردیم
    من که به شخصه نمونه هاش رو در زندگی خودم زیاد دیدم وقتی تحلیل می کنم می بینم چوب فلان اشتباه خودم رو دارم میخورم
    اتفاقا خدا می خواد به ما کمک کنه اما ما گاهی دست کمک خدا رو هم پس می زنیم...

    این شکلکه هیچ ربطی نداره...جا پر کنیه!!

  2. 9 کاربر از پست مفید محمد89 تشکرکرده اند .

    محمد89 (یکشنبه 01 اسفند 89)

  3. #12
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: فیلو سارا...

    نقل قول نوشته اصلی توسط philosara


    [align=justify]سلام

    سارا جان خیلی متاسفم که باعث نگرانیت شدم. داستان من و خاک، داستان اسکیمو و یخچاله...... داستان تکراری ایه، وقتت رو با خوندن مجددش نمی گیرم.


    آقای مدیر ازتون تشکر ویژه دارم که توجه کردید........ ای کاش مرگ همونی بود که باید باشه. ولی این خدایی که من می بینم به این راحتی ها دست از سرمون برنمی داره.

    به کاراش نگاه کنید... مدام برامون دام پهن می کنه، وقتی گرفتار می شیم بدو بدو می ره جعبه ابزارش رو میاره و شروع می کنه به سنجش استقامتمون....


    بگذریم...


    از توجه دوستان قدیمی و دوستانی که افتخار آشنایی باهاشون رو نداشتم متشکرم. و عذر می خوام اگه باعث نگرانیتون شدم.

    معمولا تا جایی که ظرفیتم اجازه بده از ارسال انرژی منفی خودداری می کنم، برای همین هرموقع به هم میریزم، از دیگران فاصله می گیرم. و از اونهایی که بیشتر به قلبن نزدیکن، بیشتر فاصله می گیرم.

    به همین خاطر این تاپیک و خوندن دوباره ی پست خودم باعث شد شرمنده بشم. اینجا اونقدر غم و غصه هست، و شما فرشته هایی که سخاوتمندانه در تلاش برای باز کردن گره از زندگی هم نوعانتون هستید، اونقدر سزاوار تحسین و سپاسگزاری هستید، که من دلم می خواد بخاطر بیان خودخواهانه ی درددل هام، شطرنجی بشم.
    صمیمانه به همتون خسته نباشید می گم و بهترین ها رو براتون آرزو می کنم.
    [/align]
    سلام فیلو سارا عزیزم:

    اذعان می کنم دیدن این پست از فیلسوف تالار همدردی منو برآشفت..
    خوشحالم که قابل دونستی و پاسخی دادی چون به واقع نگرانت بودم..
    بعد از این مدت عضویت شما و خودم در تالار همدردی متوجه شدم که شما وقتی با واقعه ای مواجه می شی که واقعیت داره و با اون خط کشی های ذهنی و انسانیت مدارت منافات داره دچار دگرگونی میشی و راه دوری و تمرکز و فکر کردن را بر می گزینی...
    می دونم شاید بری و تا مدت ها دوباره نیای تا بتونی این پست منو بخونی عزیزم ولی برای یک دوست هیچ چیز سخت تر از این نیست که غم رو توی چشم های دوست قدیمی اش ببینه ..اونم نه هر دوستی..کسی چون شما که با درایت و منطق منحصر به فردت بسیار راهنمای خوبی در زندگی من بودی و من همیشه ارسالهای شما و سخنان نغز حاصل از تفکر شما رو آویزه گوشم می کردم و اذعان می کنم که بارها غبطه خوردم به درک و شعور بالای بهترین دوستم...
    نه عزیزم..
    اشتباه نکن..قضیه هندوانه نیست ..قضیه حقایق بر مبنای زمان هست...
    قضیه دوستی است که تعجب می کنم وقتی خدا را این گونه می خواند..
    من بلد نیستم مثل آنی جان تخصصی بگم یا مثل مدیر روانشناسانه یا مثل فرشته جان عرفانی و پر محتوا و سایر دوستان خوش سخن تالار ولی بلدم بگم که عزیزم خداوند دامی پهن نمی کنه که ذات رحمانیت او با دام گستردن منافات داره..تا به حال ندای شیطان را شنیده ای ..
    من شنیده ام و اذعان می کنم صدایی بس کریه دارد...
    فیلو سارا عزیزم خداوند جعبه ابزاری جز لطافت و مرحمت ندارد و وقتی ما در ورطه ای هولناک می افتیم خداوند کنار ماست ..دست ما رو می گیره و جعبه ابزارش همه برای کمک برای گذشتن از مسیره..
    من سخن خیلی افراطی ها رو که می گن فقیر باش چون .............
    ادمه ندم درسته ..خودت بهتر قضیه فقیر و پولدار جامعه ما رو می دونی عزیزم...
    حتی می دانی به اسم خداوند برخی چکارها که نمی کنند...
    وای بر گنهکاران..وای...
    همه اینها رو گفتم که فقط بهت بگم گاهی تفکر بیش از حد و تمرکز زیاد بر روی اصل واقعیت ها انسان رو از دین بری می کنه ...نه بری ولی ابهامات زیادی ایجاد می کنه که عقل ما قاصره ..دوست خوبم من این همه درک و منطقت رو ستایش می کنم ولی ازت می خوام که در تفکر خودت امواج مثبتی جایگزین کنی و ان وقت می بینی چه بسیار نقاط روشن در همان به نوعی دامها که می پنداشتی....
    دوستت دارم..
    منتظر بازگشت و خروج از سکوتت هستم...
    سارا

  4. 9 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (چهارشنبه 11 اسفند 89)

  5. #13
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: فیلو سارا...

    فیلو سارا جان

    رسیــــــــــــــــــــن بخیر


    معلومه حرف برای گفتن داری عزیزم .

    و ما هم مشتاق شنیدن .

    غمت نبینم ، بیا ببینیم چی شده

  6. 5 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (یکشنبه 01 اسفند 89)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 آبان 91 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1389-5-04
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    1,948
    سطح
    26
    Points: 1,948, Level: 26
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    92

    تشکرشده 94 در 33 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: فیلو سارا...

    خدا به حضرت داود فرمود : اگه بنده های من از شدت اشتیاق و علاقه من نسبت به خودشون آگاه بودن از شوق وصال روح از بدنشون جدا میشد

    راستش وقتی به گذشتم نگاه میکنم وقتی روزهای بچگیم رو به یاد میارم به عشقش نسبت به خودم ایمان میارم خیلی اتفاقها میتونست باعث بشه که من دیگه اینجا نباشم ولی اون بود که منو حفظم کرد حتی خیلی وقتها بوده که میخواستم کار اشتباهی رو انجام بدم ولی خدا مانع میشد (فک کنم اینو همه تجربه کردن)..وقتی میبینم مادرم مشکلات منو درک میکنه از خدایی که همین مادرم رو بهم داده خجالت میکشم که برای لحظه ای شک کردم که شاید خدا منو درک نمیکنه...... هیچ موقع به لطفش و به این که دوست داره(خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی) شک نکن

  8. 3 کاربر از پست مفید matrix_14 تشکرکرده اند .

    matrix_14 (یکشنبه 01 اسفند 89)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 اسفند 89 [ 16:24]
    تاریخ عضویت
    1388-1-18
    نوشته ها
    519
    امتیاز
    5,952
    سطح
    50
    Points: 5,952, Level: 50
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 198
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,677

    تشکرشده 1,685 در 458 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: فیلو سارا...

    [align=justify]
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون
    نقل قول نوشته اصلی توسط philosara

    به کاراش نگاه کنید... مدام برامون دام پهن می کنه، وقتی گرفتار می شیم بدو بدو می ره جعبه ابزارش رو میاره و شروع می کنه به سنجش استقامتمون....
    نه. . . اینجوری نیست. . .
    دوست عزیزم،

    جمله ی بسیار مبتذلی نوشتم، کاملا قبول دارم.

    همین هفته ی پیش بود که تو سررسیدم یادداشت کردم:


    سارا هرچی دلت می خواد عصبانی باش......
    اما موقع عصبانیت مغزت رو تعطیل نکن!
    تعطیلش نکن سارا..... بهش نیاز داریم......وقتی عصبانی هستی بیشتر از همیشه بهش نیاز داریم......



    اما یکبار دیگه هم کج رفتم ....

    باید بیشتر تمرین کنم، بیشتر و بیشتر و بیشتر.... طی این سالها خیلی روش وقت و انرژی گذاشتم، خیلی زمین خوردم و بلند شدم، خیلی سماجت کردم ....... خیلی وقت ها هم کم آوردم ............ سخته ............... بار سنگینیه........... اما یه جورایی دلم روشنه که بالاخره از پسش برمیام....... اگه تا اینجا آوردمش، پس شاید بتونم تا مقصد برسونمش...... شاید بتونم...........



    نقل قول نوشته اصلی توسط سارا بانو
    می دونم شاید بری و تا مدت ها دوباره نیای تا بتونی این پست منو بخونی عزیزم


    پس معلومه آبجیتو درست نشناختی ........... حق با توه من خیلی وقتها از این تالار فاصله گرفتم (مثل خیلی جاهای دیگه) اما اون موقع ها ملزم به پاسخ گویی به قلب مهربونی که منو مورد لطف خودش قرار داده بود، نبودم ............ نازنینم حداقل پاسخی که می شه به محبتت داد اینه که تا هرجا دلت بخواد تو این تاپیک حضور داشته باشم، حتی اگه هیچ حرفی برای زدن نباشه .......


    فعلا.....


    [/align]

  10. 6 کاربر از پست مفید THEN تشکرکرده اند .

    THEN (یکشنبه 01 اسفند 89)

  11. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: فیلو سارا...

    خوشحال شدم که اون جمله جزء اعتقادات شما نیست و فقط از روی عصبانیت نوشته شده بوده. بعضی وقتا پیش میاد.
    سارا جان چی بار سنگینیه؟ از پس چی میخوای بر بیای؟ من زیاد شما رو نمیشناسم. میشه بگی که منم بدونم دغدغه هایی که تا این حد ذهنت رو مشغول کرده چیه؟
    ممنونم

  12. 3 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (جمعه 29 بهمن 89)

  13. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 13 بهمن 91 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1387-2-21
    نوشته ها
    582
    امتیاز
    6,583
    سطح
    53
    Points: 6,583, Level: 53
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    564

    تشکرشده 574 در 212 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: فیلو سارا...

    سلام فيلوساراي عزيز!
    دوست گلي كه تو زمان كه خيلي احتياج به كمك داشتم از هيچ كمكي دريغ نكرد ولي حالا ميبينم كه اين بد حالي انگار اپيدميه!
    آخر چرا دوست فيلسوف من!تو دوست داشتني تر از اوني كه خدا بنده هاشو از گلي مثل شما محروم كنه!به هر زباني كه دوست داري بنويس!فقط بگو كه چي شده عزيزم!تا حالا كه ازت خبري نبود ، جواب نمي دادي يا به ايميلات /بله دوست گل ما اينطوري از سايتها هست وكناره ميگيره!دلم خوش بود حتما برا ارشد داري مي خوني بعدش برميگردي ولي..
    فيلوساراي گلم بيا بازم به وجودت حرفاي دلگرم كننده ات احتياج دارم.بعضي وقتا كه ميديدم آن شدي و بازم خبري ازت نيست حرص ميخوردم ميگفتم شايد منو دوست نداري ولي

    بيا گلم و حرف بزن حتي اگه حرفي براي من نداشته باشي!
    منتظريم

  14. 2 کاربر از پست مفید niloofar 25 تشکرکرده اند .

    niloofar 25 (شنبه 30 بهمن 89)

  15. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 اسفند 89 [ 16:24]
    تاریخ عضویت
    1388-1-18
    نوشته ها
    519
    امتیاز
    5,952
    سطح
    50
    Points: 5,952, Level: 50
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 198
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,677

    تشکرشده 1,685 در 458 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: فیلو سارا...

    [align=justify]
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد89
    سلام فیلوسارای عزیز
    به نظر من این خودمونیم که واسه خودمون دام پهن میکنیم اما خبر نداریم
    یه جا یه راه رو کج میریم(منظورم شما نیستید کلی میگم) بعد که به مشکل میخوریم نمیدونیم از کجا ضربه خوردیم
    من که به شخصه نمونه هاش رو در زندگی خودم زیاد دیدم وقتی تحلیل می کنم می بینم چوب فلان اشتباه خودم رو دارم میخورم
    اتفاقا خدا می خواد به ما کمک کنه اما ما گاهی دست کمک خدا رو هم پس می زنیم...

    این شکلکه هیچ ربطی نداره...جا پر کنیه!!

    سلام محمد جان،

    نظرت درسته، اما کامل نیست.


    ما در طی زندگیمون در دام ها و چاه های زیادی اسیر می شیم، که تعداد قابل توجهی ازشون رو خودمون پهن یا حفر کردیم. اما تعداد چمشگیری هم جزء سیستم هستند.

    درسته، این ماییم که در خیلی از موارد راهی رو انتخاب می کنیم که به چاه ختم می شه. اما همیشه اینطور نیست. مثلا در مورد اون چاه هایی که درشون به دنیا میایم...



    یکی با بی احتیاطی رانندگی می کنه، تصادف می کنه، معلول می شه.
    یکی با احتیاط رانندگی می کنه، قربانی بی احتیاطی کس دیگری می شه.
    یکی دیگه معلول به دنیا میاد...

    یکی بی قید و بی فکره، به ایدز مبتلا می شه.
    یکی کاملا به اصول اخلاقی و ... پایبنده. با رعایت استانداردها ازدواج می کنه، طرف ایدز داره، اینو آلوده می کنه.
    یکی دیگه از یه مادر ایدزی به دنیا میاد...



    چرا روانشناس ها معمولا ریشه مشکلات رو در کودکی فرد جستجو می کنن؟ چون اسارت ما در خیلی از چاه ها به امروز و دیروز برنمی گرده. بلکه قبل از اینکه عقلمون راه بیفته و ببینیم کی هستیم و کجا و با چه کسانی، فضا درمون نفوذ کرده...

    اینجا دیگه ما چاه رو حفر نکردیم، دام رو پهن نکردیم، بلکه این چاه ها و دام ها در سیستم تعبیه شده ند...

    ما فقط با عقل کودکیمون چند قدم کوتاه برداشتیم و سقوط کردیم...





    نقل قول نوشته اصلی توسط فرانک1389

    اما از دست فیلوسارا ناراحتم !

    فرانک عزیزم معذرت می خوام که ناراحتت کردم. نباید می نوشتم، اما نشد.

    از پست اولت بغضم به اشک تبدیل شد. به این جمله که رسیدم، فیوز پروندم:



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرانک1389
    میگن " وقتی 5 دقیقه دیر برمیگشتی خونه بابا میرفت پشت پنجره و بیرون رو نگاه میکرد تا بیای ، حالا دیگه بابا منتظرت نیست"


    تجسم پدرت کنار پنجره، یه احساس عمیق آشنایی ایجاد کرد. و آزاد شدن کسی که شبیه من بود، باعث شد نتونم خودم رو کنترل کنم.

    اعتراف می کنم نوشتن برای تو به منظور تسلیت گفتن بهت نبود، بلکه اقدام ناخودآگاهی در جهت تسلای خاطر خودم بود. نتونستم اون احساس شدید حسرت و حسادت رو در خودم نگهدارم و تو کسی بودی که در اون لحظه دلم می خواست باهاش حرف بزنم...


    بعدا که پستم رو خوندم، بیشتر از همه از نسنجیدگی این قسمتش ناراحت شدم:



    نقل قول نوشته اصلی توسط philosara

    عزیزم نگران پدرت نباش، مطمئن نیستم پیش خدا باشه، اما هرجا هست از اینجا بهتره.....



    وقتی می نوشتم، اونقدر درگیر احساسات و افکار خودم بودم که توجه نکردم، این جمله باید توضیح داده بشه، چون در اعتقادات تو بد معنا می شه.

    برای من فرضیه ای هست که بیان می کنه: مرگ پایان حرکت ما در مسیر رشد نیست. چیزی شبیه اعتقادات مصریان باستان که مرگ رو شروع یک سفر می دونستند (برای همین در قبر ها گوشت و لباس و ... می گذاشتن.)

    بنابراین این جمله ای که نوشتم، اصلا مفهوم منفی ای نداشت.

    درضمن هانی من بیماری قلبی ندارم. به نظر نمی رسه این بازی هایی که قلبم در میاره چیز جدی ای باشه.

    اما در مورد شکر گزاری...

    مثل اینه که من بدون اینکه نظر تو رو بپرسم، بگذارمت تو یه فضاپیما و بفرستمت مریخ.

    و تو شروع کنی به شکرگزاری، که سارای مهربونم، من زندگیم رو مدیون تو هستم، چون اگه این فضاپیما رو به من نمی دادی، اینجا نمی تونستم نفس بکشم...

    خب به نظرت این کار منطقیه؟ معلومه که نیست. چون تو رو زمین داشتی زندگیت رو می کردی، اینجا هم به اندازه کافی هوا بود. این من بودم که فرستادمت یه سیاره ی دیگه، بنابراین طبیعیه که فضاپیما هم برات تهیه کنم، اگه اینکار رو نمی کردم، نمی تونستم به هدف خودم، که زندگیِ تو در مریخه، برسم.

    اشتباه نکن، من منکر نعمت ها و راهنمایی ها و کمک های بی کرانه ی خالقمون نیستم. مالک مطلق رو او می بینم، و عشق و شوق و محبتش هم برام روشن و ملموسه، اما اینها دو موضوع متفاوتند.

    البته این مثالی که زدم بر اساس فرضیه ی خلقت بود، وگرنه براساس فرضیه ی پرورش، نظری در مورد لزوم یا عدم لزوم شکرگزاری ندارم. چون بر طبق این نظریه (که در این لحظه بیشتر باورش دارم) اساسا حرکتی از عدم به وجود صورت نگرفته.


    [/align]

  16. 5 کاربر از پست مفید THEN تشکرکرده اند .

    THEN (یکشنبه 01 اسفند 89)

  17. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: فیلو سارا...

    به نظر من داشتن بعضی نعمتا لطف خداست اما نداشتنشون حکمت خداست نه کم لطفی خدا.قبول داری؟؟
    اگه میتونی دوست خوبم مشکلتو صریح تر بگو. شاید بچه های اینجا بتونن کمکت کنن.حداقلش اینه که خودت آروم میشی.
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  18. 2 کاربر از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده اند .

    آفتاب همدرد (دوشنبه 02 اسفند 89)

  19. #20
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    دیروز [ 15:53]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,240
    سطح
    100
    Points: 325,240, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: فیلو سارا...

    با سلام
    با توجه به ظرفيت هر يك از ما، طبيعي هست وقتي تصور مي كنيم كه تحت تاثير فشار زيادي هستيم. سعي كنيم همه جهان بيني و جهان را يا تغيير دهيم يا برداشت ديگري از آن را دريافت كنيم كه بتوانيم اين فشارها را معنا كنيم.

    از آنجا كه اين امور عقلاني و علمي هست، ما نمي توانيم وقتي تحت فشار هستيم به نتيجه صحيح برسيم(چون فشارها، احساسهاي ما را بر مي انگيزد و موجب تحريف افكار ما مي شود)


    اينگونه افكار فلسفي در مورد جهان بيني و ....، وقتي ارزشمند است كه در زمان هايي با حداقل فشار انجام گيرد و تثبيت شود. تا به هنگام فشارها كاركرد مثبتي داشته باشند.

    يكي از دلايل اينكه بعضي جهان بيني ها ناكارآمد يا ناصحيح هستند ،‌همين هست كه به هنگام ضرورت نمي تواند راهبرد صحيحي را پيش روي ما قرار دهد.
    ديدهاي متناقض نسبت به خدا، مذهب و جهان در زمان مشكلات شدتش بيشتر مي شود.



    خلاصه اينكه در اين شرايط از اينگونه افكار دوري كن و مسائل را انتزاعي نكن و تعميم به آفرينش نده.
    موردي و مصداقي صحبت كن.
    مثلا اينكه فلان دوستم در حقم نامردي كرد.
    فرزندم معلول به دنيا آمده و غمگينم
    حس مي كنم تحقير شده ام. يا حرمت انساني من توسط برادر، همسر ، دوست يا .... ناديده گرفته شده است.


    اينطوري مشكلت عيني شده و از هيجانات ناشي از آن بيرون خواهي آمد.
    بعد در شرايط بهتر با كسب آگاهي و انجام عمل مبتني بر آن مي تواني خود را تقويت كني.

  20. 5 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (یکشنبه 01 اسفند 89)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.