به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 08 آذر 90 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1389-8-03
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    2,509
    سطح
    30
    Points: 2,509, Level: 30
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 130 در 56 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: عادی شدن صحبت از ازدواج دوم و صیغه

    سلام دوستان من هنوز مشکلم حل نشده نمیخواید به دوستتون کمک کنید! بازم دیشب تو اوج عشق این موضوع و مطرح کرد! دیگه نتونستم طاقت بیارم، باهاش کلی دعوا کردم، البته الان آشتی هستیم ولی میدونم روز از نو و روزی از نو!

    میدونید استدلالش چیه؟ میگه من ازدواج کردم که نصفه دینم کامل بشه ولی برعکس تازه چشم و گوشم باز شده! با کمال وقاحت تو چشمای من نگاه میکنه میگه وقتی میرم بیرون دلم میخواد همه زن های خیابون (که البته خوشگلن) مال من باشن! میگه هر وقت میرم بیرون اذیت میشم چی کار کنم؟ خوبه از اون مردایی باشم که یواشکی خرابکاری میکنن؟ من چون صداقت دارم درد و دلم و به تو میگم،تازه میگه وقتی این حرفا رو به تو میزنم خیلی تخلیه میشم و حالم خوب میشه! راستی یه بارم گفت من از اون آدمایی هستم که اگه تو بگی برو بگیر و اهمیت ندی من برعکس میشینم سر جام! ولی آخه نمیتونم تحمل کنم که تو اوج عشق و ابراز محبت برگرده بگه کاش یکی دیگه ام الان داشتم!! منم بعد از کلی نصیحت که برو پیش یه آدم خوب تا بهت بگه چی کار کنی که کمتر اذیت بشی بهش گفتم برو هر کاری دوست داری بکن ولی دور من و خط بکش اونوقت گفت من اگه لازم بشه خودم و اخته میکنم ولی تو رو از دست نمیدم!! بهش گفتم اگه من از مردای دیگه تعریف کنم تو چه حسی بهت دست میده؟ گفت شکمت و سفره میکنم! گفتم پس ببین من چقدر دارم تحمل میکنم، گفت تا حالا این جوری بهش فکر نکرده بودم حق داری! نهایتا بعد از کلی جر و بحث من به حالت قهر هیچ حرفی باهاش نزدم تا اینکه هی صدام کرد و معذرت خواهی و گفت قلبم درد گرفته، منم دلم به حالش سوخت که یهو حالش بد نشه آشتی کردم بعد هم ... بعد هم الان در خدمت شما هستم ولی هیچ چیز در واقع حل نشده چون به زودی دوباره همین حرفا رو شروع میکنه.چه طوری باهاش رفتار کنم؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید همسفر65 تشکرکرده است .

    همسفر65 (جمعه 22 دی 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تالار همدردی و صیغه و چند همسری >>>
    توسط فرشته مهربان در انجمن سایر مقالات ازدواج
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 22 تیر 92, 17:57
  2. میخوام ازدواج موقت(صیغه)کنم
    توسط gilber در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: دوشنبه 03 تیر 92, 23:21
  3. صیغه موقت
    توسط narsis2012 در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 مهر 91, 20:11
  4. همسر صیغه ای من و بچه دار شدن.
    توسط ایمانی در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: شنبه 10 تیر 91, 19:38
  5. صیغه
    توسط مینا 22 در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: شنبه 27 مهر 87, 01:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.