به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 51

Threaded View

  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 بهمن 90 [ 10:06]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    79
    امتیاز
    2,335
    سطح
    29
    Points: 2,335, Level: 29
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 115
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    270

    تشکرشده 276 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: عدم اعتماد به شوهر

    بازم سلام
    اومدم اينجا حرفام رو به شما دوستاي گلم بگم شايد اين افكار مزاحم منو رها كنه

    ديروز عصر شوهرم بعد از نهار گفت واسه انجام كاري ميره خونه همكارش و بعد هم آرايشگاه . ساعتاي 5/3 رفت . منم ياد حرف بالهاي صداقت عزيز افتادم گفتم ببين تو نبايد بهش زنگ بزني حتي اگه دير كرد و نگرانش شدي

    ساعتاي نزديك 6 بود زنگ زد . منم سلام و احوالپرسي گرمي كردم و اون گفت كارش تموم شده و داره ميره آرايشگاه
    گفتم باشه و بعد درگير كاراي خونه شدم تا متوجه زمان نباشم

    ساعتاي حدود 8 بود
    بازم اون فكراي بد و دلشوره افتاد به جونم
    " نكنه رفته پيش دوستاش ،‌نكنه بازم رفته سراغ مواد"
    اما همش دستور توقف ميدادم و ذهنم رو ميبردم رو مسائل ديگه

    ساعت 8 صداي ماشين رو شنيدم كه داشت پارك ميكرد . يه نفس عميق كشيدم و گفتم تو نبايد سوال پيچش كني . سوال و جواب بيجا ممنوع
    يه لبخندي نشوندم رو لبم و منتظرش شدم بياد داخل
    وقتي اومد يهويي يه دسته گل خيلي قشنگ گرفت طرفم و گفت ولنتاين مبارك
    يه لحظه قلبم وايستاد خيلي خوشحالم كرد
    حالا جزئيات بماند
    خلاصه اينكه خيلي عادي رفتار كردم پرسيدم چه خبر اونم برام تعريف كرد و چاي ريختم خورديم . رفت دوش بگيره لباسهاش رو هم برد بشوره خلاصه اينكه خيلي مهربون شده بود و محبت ميكرد

    حالا برم سراغ وسوسه ذهنيم . همش به چشماش نگاه ميكردم ( از شما چه پنهمون يواشكي رفتم و لباساش رو بو كشيدم و موبايلش رو چك كردم ميدونم نبايد اينكار رو ميكردم ولي واقعا ذهنم درگير بود)‌ همش ميگفتم اين اينقدر شنگوله و خوشحاله حتما مواد مصرف كرده
    چند بار خواستم ازش بپرسم ولي باز ياد حرف بچه هاي اينجا افتادم
    اخر شب هم خيلي باهم صحبت كرديم درباره مسائل مختلف حتي مواد مخدر خودش شروع كرد درمورد كريستال و شيشه و مضراتش!!! و اينكه ترياك اگر هم مصرف كني و ميوه خوب بخوري و ......... ظاهرت هيچيش نميشه ديد ساكتم گفت من اين حرفا رو نزدم تو بري تو فكر دارم . من سريع گفتم نه دارم به حرفات گوش ميدم
    گفت خيلي از دوستانم مواد رو گذاشتن كنار و الان زندگيشون خيلي خوبه ولي بعضي ها هم بدجوري درگيرش شدن . ميگفت فقط بايد بخواي و اراده كني . ميگفت خدا رو شكر بابت همه چيز . بهم ميگه ببخش بابت همه غصه هايي كه تو زندگي بابت من خوردي قول ميدم جبران كنم
    خلاصه بگم فكر مثل خوره افتاده به جونم كه آيا ديشب چيزي مصرف كرده يا نه ؟
    آخه چشماش كمي قرمز بود( ميگم شايد بابت خستگيه چون شب قبلش هم كم خوابيده بود و ظهر هم استراحت نكرد)‌ خيلي محبت مي كرد و خوشحال بود!!! و نصف شب هم بيدار شده بود بهش ميگم خوابت نمياد ميگه گرسنه شدم پا شدم از يخچال چيزي بخورم

    الانم از صبح همش ميگم زنگ بزنم از خودش بپرسم ولي باز پشيمون ميشم و به خودم نهيب مي زنم
    بدجوري فكرش داره اذيتم ميكنه . چيكار كنم از دستش اين افكار مزاحم خلاص بشم

    ديشب يه جوري حس ميكردم داره ميگه دهنمو بو كن نميدونم اينكارش چه معني ميتونه داشته باشه

  2. 3 کاربر از پست مفید niyaz-62 تشکرکرده اند .

    niyaz-62 (دوشنبه 25 بهمن 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.