دوست گرامی
لینکی رو که برایت گذاشتم را خوندی؟

مدیر همدردی نوشته:

تنها راه موثر شما اکنون اینست که یکبار و فقط یکبار و فقط یکبار به او بگوئید، حتی اگر طلاق گرفت، حاضر نیستید با یک مردی که نتوانسته زنی را خوشبخت کند
و این توانمندی را نداشته ازدواج کنید و به هیچ وجه حاضر نیستید او را ببینید.

( حتما قبول دارید او هنوز متعهد به یک زندگی دیگر است و لازم است که شما عملا از زندگی او کنار بروید، واگر هنوز هم حتی یک کلمه - مهم است حتی یک کلمه - با او صحبت کنید و رابطه بر قرار کنید - به هر شکل- باید مسئولیت به هم ریختن زندگی آن آقا و آن خانم را بپذیری و مطمئن باشید که نفرین همان بچه نمی گذارد زندگی راحتی را داشته باشی... به نظر همین آشفتگی شما همه و همه نتیجه بیرون نرفتن کاملتون از زندگی این خانواده هست.)
شما همین الان پیش خود تصمیم بگیر از زندگی یک خانواده بیرون بروی ... می بینی که از همین الان آرامش می یابی....
اگر باور نداری ، واقعا قصد کن.... و ارتباطت را به کلی قطع کن.... تا احساسات را از درون حس کنی.

فرامش نکن بازخورد اعمال ما دامنگیر خودمان می شوید. و نارامی های این چنین به خاطر نحوه فکر، وعمل خود ماست.

این پاسخ شما تا این لحظه با این موقعیت آن آقاست....

ببخشید به خاطر کمی وقت فرصت نکردم توضیح بدهم که من احساسات شما را می فهمم و می دانم که چه تصوری در مورد این آقا و خانواده ات داری....
اما اینها کافی نیست.
شما وقتی می توانید بگوئید که شما عامل به هم خوردن زندگی آنها نیستید که به هیچ وجه در دید این آقا نیائید،
و او مطمئن شود که حتی اگر طلاق بگیرد به شما دسترسی نخواهد یافت.

اینگونه است که پل پشت سرش خراب می شود و برای ساختن زندگی خود اقدام می کند.
جالب حتی شما نباید دلسوزی بکنید و بگوئید برو زندگیت و بساز ، بچهت گناه داره... خانمت خوبه!!!
چون تمام این حرفها هم به معنی توجه به او، علاقه به او و ... تلقی شده و پایه های زندگی آنها را بیشتر در هم می شکند.


پس زندگي من چي مي شه؟
من خيلي تلاش كردم كسي را جايگزينش كنم اما نشد.
من براي ازدواج كردن اقدام كردم اما ناموفق ماند.
پس من چي؟




مدیر همدردی نوشته:


احسن
این سئوال خیلی سئوال اساسی هست...
و اتفاقا جوابهای قشنگ و دقیقی هم داره...
اما پاسخ گویی به این سئوال مستلزم اینه که ابتدا از اتشی که درون آن هستی بیرون بیایی یا آن را خاموش کنی.
آرامش یابی...
بعد با این سئوال و سئوالات مشابه به صورت اساسی شروع به بازسازی آن کنید...
در واقع در آغاز یک زندگی هستید که باید دقیقا و قشنگ آن را بسازیید... نه در پایان مسیر....
اگر پاسخ قبلی مرا بپذیری و....
و احساس کنی به ارامش نسبی رسیده ای....
کم کم به مرور زمان من و دوستان و سایر همکارانم... در کنارت خواهیم بود... تا زندگی خود را با دست خود پر از عشق و امید کنی.... بدون اینکه بخواهی عشق را از یک زندگی در حال خراب شدن گدایی کنی...

به نظرم شما چنین توانی را داری...
مهم اینست که بخواهی که شروع به یک روش جدید و خلاقانه بکنی...
اگر موافقی یا علی....