به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 86
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 03 دی 90 [ 09:44]
    تاریخ عضویت
    1387-12-26
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    3,206
    سطح
    35
    Points: 3,206, Level: 35
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    55

    تشکرشده 57 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    مينا جون من چند تا سؤال توي ذهنمه. از آشپزي و خونه داري بگذريم، چقدر به شوهرت محبت ميكني؟ چه جور محبتي بهش داري؟ رابطه جنسيتون چه جوريه؟ پيش شوهرت روحيه زناشوييت رو چه جوري ابراز كردي؟ فكر ميكني ذهنيت تو از رابطه جنسي چيه؟ نوازشش ميكني؟ در اين زمينه اگه موضوعي هست بگو لطفاً، شايد بتونه در كمك بهت مؤثر باشه

  2. کاربر روبرو از پست مفید به دنبال محبت تشکرکرده است .

    به دنبال محبت (چهارشنبه 20 بهمن 89)

  3. #32
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    دوست عزیزم همون طور که گفته بودم متاسفانه من از این روابط متنفر بودم و البته هستم.
    اما چند وقت پیش همون اوایل که با این سایت خیلی اتفاقی(به نظر شوهرم خواست خدا بود) آشنا شدم باعث شد که خیییییییلی تغییر کنم پیش دکتر متخصص رفتم حتی دنبال این موضوع تو مطالب مذهبی بودم و واقعا تغییر کردم.
    راستش حسم تغییر نکرد اما دیدم عوض شد. یعنی با اینکه خودم دوست نداشتم اما باز هم با اکراه درونی و نه ظاهری سعی میکردم درکش کنم.
    خودشم خیلی از این موضوع خوشحال شده بود.
    وقتی باهام خوبه سعی میکنم تمام وظایف آشپزی و خونه رو به نحو احسن انجام بدم.اونم وقتی خسته نیست کمکم میکنه.
    اما انتقاد ناپذیره و حرفای منو به بدترین نحوممکن معنی میکنه و بهش بر میخوره. اخلاقا بچس، بهم سر هرچیزی گیرمیده.مسخرم میکنه از طرز فکرم گرفته تا صحبتام همه وهمه رو گاها مسخره میکنه. خونوادشو به من ترجیح میده و مدام ازشون تعریف و دفاع میکنه در حالی که تماما دروغ مطلقه.دعوا میشه منم عصبانی میشم اونم همینطور، تهدید میکنه به رفتن اونوقت کوتاه میام هزار تاتیکه میشنوم، کتک کاری ،اشتی فوری ومنت کشی و.......همون بحث همیشگی که از تکرارش خستم.

    اینا رو بی خیال الان که تصمیم گرفتم دیگه منت نکشم و عزت نفسمو بدست بیارم و الانم یه هفته ای میشه باهاش حرف نزدم و رکورد شکستم ،از طرفی اون با این طرز برخورد من خودشو آزادتر و راحت تر میدونه و بهم بیشتر بی اعتنایی میکنه چی کار کنم؟ اینو لطفا بهم بگین
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  4. #33
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    مینا جان شما نباید با همسرت قهر مطلق کنی؛ نباید به هیچ وجه ممکن اصلا باهاش حرف نزنی؟ ما از شما خواستیم که منت کشی رو بذارید زمین و به دست و پای همسرتون نیافتید؛ اما قرار نیست که با هم لج بکنید که تا آخر قهر بمونید و یه کلمه هم باهاش حرف نزنید!
    ببین مینا جان؛ لطفا به این دوری که من میگم دقت کن!
    توی تمام این هفته یه زن و شوهر با هم خوب بودن؛ یعنی پر از عشق و محبت و هیجان و کاملا همدیگر رو تحویل گرفتن و به هم احترام گذاشتن و نیازهای جنسی و روحی همدیگر رو تامین کردند! تا اینکه آخر هفته سر یه موضوع کوچیک یا بزرگی بحثشون میشه؛ اما با مراعات احوال همدیگه! حالا اونی که میدونه حق با خودشه؛ یه کم از رفتارهایی که موقعی که با هم خوب بودن؛ دست میکشه، یعنی اگه قبلا وقتی همسرش میرفت بیرون، می رفت استقبالش، حالا کمتر میره، اگه قبلا در طول روز 3 بار به همسرش زنگ میزد حالا چون ناراحته؛ یک بار این کار رو انجام میده! یعنی فقط یه کم سرسنگین میشه! در ضمن جوری برخورد میکنه که یعنی همسرم شما با رفتار نابجای خودت؛ باعث شدی که یه کم از گرمای وجودی من کمتر بشه!

    خوب؛ حالا شما و همسرتون برای اینکه شروع کنید تا به یه دور خوب بیفتید و از این دور باطل خارج بشید یه کم به صبوری شما نیاز هست! یکی اینکه؛ شما که توی این چند روز با همسرت سرسنگین بودی؛ می تونی باهاش حرف بزنی اما در حد کم و ضرورت!
    بعد هم توی یه موقعیتی که یه کم مناسبه؛ کنارش می شینی و میگی که دوست دارم در مورد مساله ای که بین مون پیش اومده در حد 10 دقیقه صحبت کنیم! ببین گلم؛ یادت باشه که اولا حتما بگی که 10 دقیقه چون برای آقایون باید حدود و صغور صحبت ها مشخص بشه!
    بعد هم اگه؛ دوست داشتی در مورد موضوعی آخری که بین تون بحث پیش اومد برامون بگو که یه کم باهم مشورت کنیم که شما چی بگی و چطور بگی درست تره!

    اینقدر هم به رفتارهای همسرت دقیق نشو که توی این چند روز داره چی کار میکنه! شما هم می تونی به جای این افکار برای خودت سرگرمی رو که دوست داری دست و پا کنی و با روحیه بیشتر به کارهای مورد علاقه ات برسی!
    خواهشا! فقط و فقط به درست بودن اعمال و رفتار خودت فکر کن!

  5. 6 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    del (سه شنبه 28 تیر 90)

  6. #34
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 03 دی 90 [ 09:44]
    تاریخ عضویت
    1387-12-26
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    3,206
    سطح
    35
    Points: 3,206, Level: 35
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    55

    تشکرشده 57 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    مينا جون بنظر من تو فقط با محبت ميتوني شوهرتو جذب كني، البته با حفظ شخصيت خودت و بدون هر گونه شكست نفسي. كم كم پيش برو. تا ميتوني اسم خونوادشو نيار كه اونم ازشون دفاع كنه و تو بيشتر اذيت بشي. شما مگه الان چند وقت يه بار خونه اونا ميري؟

    ما اون موقع هر شب يا حداقل حداقل يك شب در ميون خونه پدرش ميرفتيم، هر بار ميرفتيم يه عالمه متلك ميشنيدم، بي احترامي ميديدم، هر چي برات بگم كم گفتم، ولي شوهرم ميگفت تحت هر شرايطي بايد بريم و خيلي وقتا ازشون دفاع ميكرد. ميگفت اگه نياي من تنها ميرم. واي نميدوني چقدر داغون ميشدم. هر بار ميرفتيم و ميومديم عذاب بود برام. حالا شما اگه مثلا هفته اي يك بار بريد، فكر كن در هفته چند ساعت مجبوري تحملشون كني. بهشون فكر نكن، هر چي ميگن اهميت نده. فقط تا ميتوني به شوهرت برس. در مورد مسايل جنسي گاهي خودت پيش قدم شو. يه جوري پيشش ابراز كن كه بي ميل و رغبت نيستي. اگه شد آي دي ياهوتو بهم بده.
    ببين نظر بقيه دوستان چيه، ولي بنظر من ديگه نذار قهرتون طولاني تر بشه.

  7. کاربر روبرو از پست مفید به دنبال محبت تشکرکرده است .

    به دنبال محبت (چهارشنبه 20 بهمن 89)

  8. #35
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    الان چی دیگه کمتر میگه بیا بریم؟ رابطت باهاشون خوب شده؟ با خونواده شما درست رفت و آمد میکنه؟
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  9. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 03 دی 90 [ 09:44]
    تاریخ عضویت
    1387-12-26
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    3,206
    سطح
    35
    Points: 3,206, Level: 35
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    55

    تشکرشده 57 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    آره مينا جون كمتر ميريم. مثلا هفته اي 2 بار، گاهي 3 بار هم ميشه. اما الان ديگه اذيت نميشم، رفتارشون خيلي تغيير كرده، توي اين چند سال هر چقدر منو اذيت كردن و حرفاي سرد ازشون شنيدم، فقط سكوت كردم و حتي يك بار هم بهشون بي احترامي نكردم. نتيجش اين شد كه الان ديگه باهام خوب شدن و واقعا دوستم دارن و بهم احترام ميذارن. اين باعث شده در روحيه شوهرم هم اثر بذاره. خوانه مادر خودم هم ميرم، خدايي هر وقت بگم بريم نه نميگه، ولي من كمتر ميگم كه اونم زياد نگه بريم.

    مينا جون صبوري كن و تا ميتوني به شوهرت محبت كن. همين كه اين مدت مثل دفعات قبلي منت كشي الكي نكردي، خودش جاي بسي تحسين داره عزيزم. ولي الان ديگه آشتي كن. ميانه رو باش. نه مثل قبل كه يه لحظه هم بهش فرصت نميدادي، نه مثل الان كه اصلا باهاش حرف نميزني. عزيزم موفق ميشي.

  10. 3 کاربر از پست مفید به دنبال محبت تشکرکرده اند .

    به دنبال محبت (چهارشنبه 20 بهمن 89)

  11. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 مهر 90 [ 10:04]
    تاریخ عضویت
    1388-10-03
    نوشته ها
    269
    امتیاز
    3,717
    سطح
    38
    Points: 3,717, Level: 38
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    890

    تشکرشده 902 در 220 پست

    Rep Power
    43
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط مینا چ

    اینا رو بی خیال الان که تصمیم گرفتم دیگه منت نکشم و عزت نفسمو بدست بیارم و الانم یه هفته ای میشه باهاش حرف نزدم و رکورد شکستم ،از طرفی اون با این طرز برخورد من خودشو آزادتر و راحت تر میدونه و بهم بیشتر بی اعتنایی میکنه چی کار کنم؟ اینو لطفا بهم بگین

    خانم مینا
    نمی شه بی خیال شد، ما هم بی خیال بشیم شوهرتون نمی شه.
    زندگی مجموعه ای از تمام رفتارهای ما هست که متاسفانه یا خوشبختانه این رفتارها به هم دیگه مرتبط هستن. من به نظرم میاد که شما هنوز تصمیم قاطع نگرفتید که برای بهبود زندگیتون قدم بردارید. شما باید بپذیرید که نیازهای زندگی مشترک شما مجموعه ای از نیازهای شما و شوهرتون هست. اگه هر کدوم کنار گذاشته بشه و یا اهمیت داده نشه به مشکل بر می خورید.

    در مورد سوالتون با خانم دل موافق هستم. قهر مطلق فقط باعث می شه که از هم دورتر بشین. از نظر من اگه زن وشوهری با هم جر و بحث و دعوا کنند خیلی بهتر از اینه که با هم حرف نزنن. وقتی شما راههای ارتباطیتونو ببندید اصلاح روابطتون هم به تاخیر میفته.
    اگه نیازهای جنسی شوهرتونو سرکوب نکرده بودین ممکن بود وقتی هم که با هم قهرین برای ارضای نیازهای جنسیش به سمت شما بیاد و حتماً این برای شما خوشایند تر از بی محلی ایشون هست. جاذبه جنسی زنان برای شوهراشون یه امتیاز خیلی مثبت برای زنها به حساب میاد که متاسفانه شما خودتونو از این امتیاز محروم کردین.

  12. 5 کاربر از پست مفید green تشکرکرده اند .

    green (شنبه 30 بهمن 89)

  13. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 بهمن 89 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1389-11-20
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    1,484
    سطح
    21
    Points: 1,484, Level: 21
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    سلام مینا خانوم ، 2تا سئوال از خدمتون داشتم

    شما با شوهرتون چطور اشنا شدین و ازدواج کردین ؟ و این ازدواج با رضایت کامل شما و همسرتن بود یا اصرار خانواده ها و ... ؟

    شما از لحاظ مذهبی و اعتقادی چقدر شبیه همسرتون هستید ؟ و این اعتقادات چقدر در زندگیتون تاثیرگذاره ؟

  14. کاربر روبرو از پست مفید nationalism تشکرکرده است .

    nationalism (یکشنبه 24 بهمن 89)

  15. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 فروردین 90 [ 23:51]
    تاریخ عضویت
    1389-9-20
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    1,803
    سطح
    25
    Points: 1,803, Level: 25
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 11 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    سلام مینا جون بالاخره موفق شدم همه پست هاتون رو بخونم
    من به اندازه بقیه بچه ها تجربه ندارم ولی درک میکنم چی میگی شما توی اکثر پست هاتون نوشتید که با شوهرتون سر سنگین بودید مگه شما نمی خواید تغییر کنید پس با شوهرتون سر سنگین نباشید خیلی عادی رفتار کنید.
    احساس میکنم وقتی محبت میکنید منتظر جواب یا عکس العمل فوری از جانب طرف مقابل هستید بذارید محبتاتون کم کم اثر کنه.
    با green عزیز موافقم با قهر کردن فقط فاصله ها رو عمیقتر میکنید عادی رفتار کردن خیلی بهتر از قهر کردنه چون شاید بازم مجبور بشی برا اشتی خودت رو کوچیک کنی یا معذرت بخای سعی کن قهر کردن رو فراموش کنی درست جایی که شوهرتون منتظره که شما قهر کنید میبینه که این اتفاق نمیته مثلا میبینه که با خوشرویی در رو براش باز میکنی یا میز ناهار رو اماده میکنی و .....
    این طوری راه برای صحبت کردن در مورد مشکلاتتون بیشتر باز میشه تا قهر کردن که فقط زمینه ایی میشه برای لج و لجبازی بیشتر.
    موفق باشید گلم

  16. 4 کاربر از پست مفید moolee تشکرکرده اند .

    moolee (پنجشنبه 21 بهمن 89)

  17. #40
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط green
    اگه نیازهای جنسی شوهرتونو سرکوب نکرده بودین ممکن بود وقتی هم که با هم قهرین برای ارضای نیازهای جنسیش به سمت شما بیاد و حتماً این برای شما خوشایند تر از بی محلی ایشون هست. جاذبه جنسی زنان برای شوهراشون یه امتیاز خیلی مثبت برای زنها به حساب میاد که متاسفانه شما خودتونو از این امتیاز محروم کردین.
    دوستامم اتفاقا میگن به خاطر این موضوع شوهراشون نمیتونن زیاد باهاشون قهر کنن.
    اما شوهر من این طوری نیست یعنی وقتی هم که با هم قهرم نیستیم ، خیلی براش مهم نیست.
    به نظرتون با اینکه من الان خیلی دیدم فرق کرده ولی این رفتارش نشات گرفته از رفتار منه؟
    میشه بگین چی کار کنم که ایشون هم مثل بقیه آقایون شن؟ آقای green حق با شماست اما میشه بهم راه حل بدین؟

    فکر میکنم ایشون انقده قد باشن که حتی اگه رفتار من از ابتدا هم درست بود به خاطر این مسائل کوتاه نیاد. این طور نیست؟؟؟
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]


 
صفحه 4 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دیگه از دعوا خسته شدم چطوری خودمو تغییر بدم؟
    توسط malane در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 11 بهمن 95, 14:59
  2. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 مهر 93, 00:41
  3. تغییر ناگهانی بعد خواستگاری
    توسط tanha-hamdard در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 10:55
  4. تغییر نظر خواستگاران پس از اطلاع از مشکلم
    توسط saba24 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: شنبه 20 اسفند 90, 18:10
  5. احساس می کنم قدر من رو نمی دونه! به دنبال تغییر هستم
    توسط masoudoo در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: جمعه 18 آذر 90, 10:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.