عزیزم اگه من کوتاه بیام اونم باهام خوب میشه اما به نظرت بی معنی نیست من چند روزه باهاش سرسنگینم به خاطر برخوردای زشتش،اونم که نه تنها نیومد از دلم درآره تو این چند روز حسابی منو چزوند با کاراش با دیر اومدناش با بی اعتناییهاش ،حالا اگه یه دفه من باهاش مهربون بشم نمیگه اصلا این موجود یه ذره ثبات شخصیت نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اتفاقا اون میخواد با این کاراش اینو از کله من دراره که تو قهر کنی به ضرر خودته پس قهر از طرف تو ممنوع.
قبلا وقتی میخواستم با قهر برم خونه مامانمینا به زور میومد جلومو میگرفت اما چند بار با بی خیالی برخورد کرد دیگه فهمیدم نازمو نمیکشه قهرکردن و رفتن خونه بابام تعطیل شد. الانم میخواد اینو به کرسی بنشونه.
چرا یه بار فقط یه بار ازم معذرت نمیخواد؟ چرا انقد مغروره؟
دیروز تلفنی با دوستم صحبت میکردم، حرف وسط اومد گفتم ما که احتمالا مهمونی عید خونواده مادرشوهرمو بندازیم سوم عید مهمونی دادن به طرف منم بندازیم سیزدهم چون خونمون کوچیکه.
بلافاصله که گوشیو گذاشتم گفت: واسه خودت نبر و ندوز از این خبرا نیست من سیزده میخوام با خونواده خودم باشم.
نمیاد با هم مشورت کنیم ،میخواد فقط زور بگه ،فکر نمیکنه از روی ناچاری گفتم فکر میکنه من ناسیونالیستم.
من کوچکترین اختیاری تو زندگیم ندارم. یه بار یه cdدادم به مامانم یه دعوایی درست کرد که....
حالم از این ناسیونالیستیش و از غرورش و از اینکه از نکته ضعفای من استفاده میکنه بهم میخوره
خداش خانوادشه

قبول دارم آقای گرین اما اونم میتونست با زبون خوش با مهربونی به من نیازهاشو بگه نه اینکه فقط میخواد ثابت کنه من از هیچ نظری هیچ گونه نیازی به تو ندارم.
احساسات منو له کرد دیگه. دوست دارم بمیرم.
به من میگه تو مثه کنه ای به من چسبیدی.
من نمیتونم
منو زجرم میده تا خودم بگم مهریمو بخشیدم بیا طلاقم بده هدفش اینه خودم میدونم.
بارها بهم گفته اگه به خاطر مهریت نبود حتما جدا میشدم.