ميناي عزيز بنظر من در مورد كلاسش در روز جمعه هيچي بهش نگو، ميدونم سخته ولي اصلا به روي خودت نيار.
اينجوري خودتو قانع كن: اون به هر دليل ديگه كلاسو گرفته، با گفتن هم تغيير نميكنه. پس شما كاملا خونسرد باش و بذار هر كاري خودش دوست داره بكنه. ايشالا يه جوري ميشه كه خودش كلاسو زمين بذاره، بدون اينكه شما ازش بخواي. فقط صبوري كن و از خدا كمك بخواه عزيزم
ببين مينا جون منم اون موقع وقتي دعوامون ميشد شوهرم از خونه بيرون ميرفت. من در خونه رو ميگرفتم كه اجازه ندم بيرون بره، ميترسيدم بره دير برگرده، بره خونه مامانش اينا و اونا از دعوامون با خبر بشن. اين كارا نه تنها منو در ذهنش بزرگ نكرد، بلكه اعتمادبه نفسمم ازم گرفت. ميدونم خيلي سخته، خودمم اين سختي رو گذروندم، ولي يه مدت بي خيال باش. فقط احترامشو سرسنگين حفظ كن. مطمئن باش به زودي دلش براي گرميت تنگ ميشه.










علاقه مندی ها (Bookmarks)