گرچه کسی این تایپیک نمی خونه اما می نویسم شاید خودم اروم بگیرم،دارم عشقم از فکر و زندگیم جدا می کنم،اما این تنها مشکلم نیس،نسبت به نامزدم سردم،نمیخام اذیتش کنم اما دست خودم نیس بعضی رفتارام مثل رفتارایی که کسی که عاشقش بودم با من داش،نمیخام ایتجوری باشم اما 2.5سال این جوری باهام رفتار شده و در من تاثیر بدی گذاشته،نامزدم میخاد هر روز بریم بیرون،اما من خسته میشم،دلم میخواد بعضی روزام مال خودم باشه،وقتی میگم بیرون نمیام ناراحت میشه،دیروز گفت منم انتظارم از تو کم میکنم تا هر دومون اذیت نشیم،راستش دوس ندارم باهاش برم بیرون،چون هیچ احساسی ندارم،فقط دنبال بهونه ام که نامزدیم بهم بزنم،اگه نامزدم اینقد دوسم نداش اصلا جواب مثبت نمیدادم،اگه ولش کنم داغون میشه،از رفتارم شک کرده،که عاشق کسی بودم,میگه هر چی بودرو فراموش کن.اما من هیچی بهش نگفتم








علاقه مندی ها (Bookmarks)