با سلام و تشکر از توجهتون،
همسر من نزدیک ۳۰ سال سنّ دارن و من هم ۴ سال از ایشون کوچکتر هستم، نمیدونم دقیقاً چه سوالی راجع به شرایط زندگی دارین ولی ما خارج از ایران هستیم و من مشغول تحصیلم، ایشون هم تحصیل کرده هستن.
نکته اینجاست که ما ادعای پاک بودن داشتیم ! برا همین یک چنین چیزی برای من قابل قبول نیست، و این باعث شده کلا به حرفایی که از زبون ایشون شنیدم دیگه نتونم اعتماد کنم، یکبار کتابی که از نامزد قبلیش بود روی پیدا کردم که با جملات آتشین بهش تقدیم شده بود، من بهش این فرصتو دادم که دورش بندازه ولی ایشون فقط صفحهٔ اولو پاره کردو به روی خودش نیاورد که این یه هدیه بود. واقعا سر در گم شدم. وقتی آدم توی کشوری هست که هر جور آزادی داره بیاعتمادی از هر چیزی کشنده تره.
در ضمن ایشون به خاطره موقعیت و ظاهرشون خواستگار هم کم نداشتن! که ایشون بد از یه مدت حرف زدن با اونا و درگیر شدن دخترا بهشون جواب منفی میداده. من همهٔ اونارو ندیده گرفتم، ولی بعد پیدا کردن دلایلی که میتونه دال بر ارتباط جنسی باشه، دیگه فکرم از کار افتاده. لطفا بهم بگید که پسرا قبل ازدواج معمولاً تا چه حد شیطونی میکنن؟ میترسم این عادت این شخص باشه!
من آدم مغروری هستم، حتا حاضر نیستم مشکلاتمو با نزدیکترین اشخاصم در میون بذارم، ولی این موضوع دیگه راه نفسمو بسته...
با تشکر،
تنها








علاقه مندی ها (Bookmarks)