سلام
امیدوارم این مطالبی که اینجا میزارم تکراری نباشه چون وقت نداشتم نظرات دوستان رو مطالعه کنم وفقط چیزی که در ذهن خودم هست مینویسم و امیدوارم کمکتون کنه.
الیته همه ی این حرف هایی که میزنم بیشتر بستگی به این داره که شما ملاکتون واسه نیمه گمشده واقعیتون چیه
1- شما مرتکب یه اشتباهی شدید که وقتی متوجه شدیدکه مجرد نیست از زندگیش بیرون نرفتید البته درسته بهش وابسته شدید و شما هم از اون راضی بودید ولی باید به محض متوجه شدن اونو رها میکردید.
2- شمااطلاع دارید که دلیل اختلافاتش با همسرش چی بوده که آیا در آن زمینه با شما هم مشکلی داره یا نه درضمن زمانی که یک فرد متاهل نیازهای خودشو نتونه از همسرش تامین کنه به کسی دیگر روی میاری.
3-همیشه در زندگی مشکلاتی هست که باید اون مشکل رو پشت سرگذاشت نه این مشکل شما رو زمین بزنه و با توجه به معرفی کمی که از خودتون کردید من بعید میدونم از مشکلت نتونی بر بیای و این کار داشتن یک اراده قوی نیاز داره که باز هم میتونید چون خواستن توانستن هست و بدونید که هر چیزی به خواست واراده خداوند هست و حتما حکمتی هست که این طور شده,هیچ وقت در زندگی وبالا وپایینی جاده زندگی ناامید نشید وهیچ وقت حرفی از خودکشی نزنید چون اون یه اشتباه دیگریست که منجرب میشوید مخصوصا شما که دانشجوی تحصیل کرده در یه دانشگاه معتبر که همه آرزوش رو دارن.
4- از وضعیت خانوادگی شما اطلاعی ندارم اما اگه خانوادت میتونن کمکت کنن حتما رودرواسی رو کنار یزار وباهاشون مشورت کن
5- شما عنوان کرده بودید که نمیخواهید زندگیشون رو بهم بریزید اما ارتباط شما با این آقاباعث میشه به همون بچه هم فکر نکنه که تا الان اجازه نداده از هم جدا بشن واین آقا بیشتر به جدایی فکر میکنه و باعث میشه از اون همسر جدا بشه و اگه روزی همسرش بفهمه مطمئن باشید نفرینتون خواهد کرد وخدا میدونه چه مشکلی برلی شما ایجاد بشه
نظر کلی من در یه جمله این هست که از این آقا دل بکنیدوبه خدا توکل کنید حتما موفق میشید درضمن برای اینکه ارداه شما قویتر بشه وراحت تر بتونید ازش جدا بشید سخنرانی دکتر آزمندیان رو حتما گوش بدید وافعا کمکتون میکنه فکر میکنم بشناسیدشون قبلا در دانشگاه شریف تدریس داشتن و همینطور در چند دانشگاه بزرگ آمریکا که مبحثش تکنولوژی فکر هست
انشالله که موفق باشید







سلام

علاقه مندی ها (Bookmarks)