
نوشته اصلی توسط
فرشته مهربان
نازنین عزیز :
تصور شما بر این که نواری که ایشان دوست داشت را گوش کنی تا با یادش مبارزه کنی و اینگونه خلاص شوی ، اشتباهه ، چون برعکس است ، احساسات شما را بیشتر درگیر می کند . لذا از این کار بپرهیزید و از تکنیک توقف فکر در رابطه با یادآوری ایشان بهره بگیرید .
ضمناً خدا هرگز ما را مجبور نمی کند و در موقعیتی که راهمان اشتباه است حتی اگر هیچکس نباشد گوشزد کند ، به درون خود مراجعه کرده و از عقل یاری بجوییم ما را نهی می کند ، اما اغلب در مواردی مثل تجربه شما ، شدت احساسات اجازه نمی دهد . پس از ماست که برماست .
شما قوی هستی و می توانی از پس این تجدید یاد هم برآیی و خود را خلاص کنی ، مطمئنم اگر بخواهی می توانی .
.
سلام.
ممنوننم فرشته عزیز....
باشه دیگه این کار را نمی کنم ... (آهنگو)
راجب اینم که از ماست که بر ماست ... هم قبول دارم اما کاش همه چی دست خودمون بود یا اصلأ دست خودمون نبود ... توضیحش برام سخت ...
دقت کردم اکثر دوستایی که راهنماییم کردن بهم گفتن خودت باید بخوای ... مشکل این من خودم می خوام یه مدت طولانی هم حالم خوب می شه .. شاید چند ماه اصلأ تو یادم نیس اما یکدفعه اصلأ نشستم درس می خونم یه هوووو می آد تو ذهنم ... خوب این برام عجیب که توی چند ماه هیچ یادی ازش نکردم بعد یهو !!!!!!!!! برای همینم اولش پرسیدم شاید اونم یاد من می افته ... وگرنه چرا باید یه هووو بدون هیچ مفدمه ای یادش بیوفتم ؟!!!!!
........
...
بازم ممنون از همفکرییاتون

علاقه مندی ها (Bookmarks)