[align=justify]
نوشته اصلی توسط niloofar 25
وای نیلوووووووو چرا این حرف ها رو می زنی؟؟؟؟؟
چرا اینطوری نگاه می کنی؟؟؟؟؟
وقتی تو تاپیک احوال پرسی خداحافظی کردی، و نوشتی که نبودت اینجا حس نمی شه!!، من کلی دلم گرفت (حقیقتا دلم "گرفت"). اما اون موقع نمی تونستم چیزی بنویسم، یعنی تو ترک اینترنت بودم! و فقط به خودم اجازه می دادم حدودا ماهی یکبار یه سر بزنم و اجازه ی پست گذاشتن هم به خودم نداده بودم!
اما منتظر برگشتت بودم.
هانی اینجا فضای کوچیکیه همه همدیگه رو می شناسیم و از دیدن هم خوشحال می شیم. چرا تو باید استثنا باشی؟!!
نمی دونم منظورت از اینکه نتونستی ارتباط درستی برقرار کنی چیه!! فقط می دونم با ارتباط یا بی ارتباط دوستت دارم. همونطور که همه رو دوست دارم، و همونطور که دیگران من رو دوست داشتند.
هانی به این نکته هم دقت کن که برداشت هات در دنیای مجازی، نمونه ای از برداشت های دنیای حقیقی توه. شاید در دنیای حقیقی هم محبت و عشق خیلی ها رو نادیده گرفتی تا موفق شدی این پیله ی تنهایی رو برای خودت بنا کنی!
فکر نکن درکت نمی کنم، و نمی دونم در شرایط روحی ای که قرار داری، سخته که بخوای نگرش مثبت داشته باشی. می دونم کجایی، اما فقط یک راه برای بیرون اومدنت هست، فقط یک راه! اگه اون یک راه رو نری (حتی با پاهای خسته) در وضعیت کنونی باقی می مونی. (مثل پروانه ای که اگه تلاش نکنه، تو پیله ش خفه می شه)
و اون یک راه "حرکت" ه. تا حرکت نکنی، همونجایی که هستی، ساکن می مونی. حتی در شرایط نامطلوب شروع کن به تلاش کردن. انتظار نداشته باش همون لحظه نتیجه ی مثبتش رو ببینی (مثلا از درس خوندن لذت ببری)، اما ایمان داشته باش که این عالم طوری خلق شده که هیچ تلاشی درش بی پاداش نمی مونه.
پس پاشو از اون خونه بیا بیرون!نوشته اصلی توسط niloofar 25
منظورم این نیست که به سمت در بری! منظورم اینه که به سمت میزت برو!
نیلوفر، خدا منتظر نمونده که ما برات دعا کنیم تا چیزی رو بهت بده! اون قبل از دعای ما، و قبل از خواست خودت، بهت داده.نوشته اصلی توسط niloofar 25
اگه من در شرایط بدی باشم، و تو بخوای برام دعایی کنی، چی می گی؟ اینکه خدا قدرت بیرون اومدن از اون وضعیت رو بهم بده، درسته؟
اما خدا قبلا این قدرت رو به تو داده، بهت مغز داده، مغزی که من حتی از توانایی هاش سر در نمیارم که بخوام برات از خدا طلبش کنم!
کسی که نیلوفر رو خلق کرد، اونقدر عاشقش بود که همه ی ابزارها رو در اختیارش قرار داد. خدا قبلا کارهای مربوط به خودش رو انجام داده، و اگه حرکت کنی، با جلوه های دیگری از کمک و توجهش مواجه خواهی شد، بنابراین فقط تویی و قلب مشتاق پروردگارت، که یا بهش جواب مثبت بدی یا منفی!
نگو در این شرایط مغزت کارایی نداره، اگه می خوای این رو بگی لطفا ننویسش! چون من باور دارم انسان ها در شرایط سخت توانا تر می شن (این هم یکی از قدرت هاییه که خدا قبل از خواست ما بهمون داده).
اگه تصمیم داری ارشد شرکت کنی، منتظر مطلوب شدن شرایط نشو، تحت هر شرایطی فقط بخون، همین. گاهی وضعیت اونقدر اورژانسیه، که نباید قبل از شروع به فکر محیا کردن شرایط بود. کسی که فرزندش گرفتار آتیش شده، به آتیش می زنه و بچه ش رو نجات می ده، و فکر نمی کنه قبلش بره لباس ضد حریق تهیه کنه!!
هانی تو کسی هستی که قادره ما رو از نگرانی برای نیلوفر در بیاره، پس لطفا انجامش بده، هرجوری که هست انجامش بده و این وضعیت رو تمومش کن.
[/align]









علاقه مندی ها (Bookmarks)