به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 50

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 بهمن 92 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1387-12-17
    نوشته ها
    111
    امتیاز
    6,260
    سطح
    51
    Points: 6,260, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    259

    تشکرشده 267 در 64 پست

    Rep Power
    29
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    دوستان خوبم بابت محبتهای بی دریغ تون ممنونم. مرسی سارا بانوی عزیز... ضمن تشکر از این همه توجه بابت خوندن تاپیک های قبلی...یه نکته رو بگم، من تو اولین پست هام چون به اسم خودم عضو شده بودم و نمیخواستم یه وقت شوهرم از بودن این سایت مطلع بشه خیر سرم اومدم و یکم تغییر هویت دادم و مثلا با یکی دو سال تغییر در سن مون میخواستم منو نشناسه که همون روزای اول اتفاقی سایت رو باز کرده بود و شناسایی شدم و لو رفتم
    ولی در واقع من 24 سالمه و شوهرم 25 (کمتز از یک سال تفاوت سنی داریم) و 4 ساله که ازدواج کردیم و همون طور که قبلا گفته بودم به خاطر اجبار خانواده ی من زود وارد زندگی مشترک شدیم... بماند...

    سارا جان اگه بگم حرفات رو چندین بار مرور کردم دروغ نگفتم و سعی کردم از تک تک کلماتت نهایت استفاده رو ببرم...و وقتی احساسات زجر آور شما رو خوندم دیدم که چه قدر بهم شبیه هستیم...البته امیدوارم منو به عنوان خواهر کوچکتون قبول داشته باشی...

    در جواب صحبت هات بگم که منم هر کاری از دستم بر اومد انجام دادم..البته نه مثل اون ولی باور کنین همیشه کنارش بودم...3 ماه بعد از تموم شدن درسم رفتم سر کار و دو شیف کار میکردم و با اینکه از نظز وضعیت مالی خدا رو شکر بهتر از اون روزا بودیم اما رفتم تا بهش ثابت کنم که هستم و بعد از گذشت یک سال بازم ساز مخالف زد و گفت: نمیخوام بری سر کار و اصلا همو نمیبینیم و من ترجیح میدم که خونه باشی و به امورات خونه برسی... و اولش یکم مخالفت کردم اما گفت من همین پول رو بهت ماهیانه میدم اما تو بشین تو خونه و نمیخوام بری سر کار... منم گفتم: چشم...
    ==========================================
    آره من همیشه دروبین رو سمت خودمم گرفتم و نمیگم 100% اون مقصره!!! یادمه قسمت 5 یا 6 سریال قلب یخی رو داشتیم با هم میدیدم و طبق حرفای دوستام که گفته بودن از شخصیت "حامد" متنفریم منم با توجه بیشتری روی این شخصیت زوم کردم و بعد از دیدن رفتارهای اون و خانومش و خیانت اون به زندگیش با شوهرم یه بحث اجتماعی 2 ساعنه داشتیم و من تازه طرفدار "حامد" بودم و نتیجه این فاصله ها رو رفتارهای خود خانومه میدیدم و بهش حق میدادم تا حدودی و شوهرم همیشه از این فکر بازه من تعریف میکرد اما... راستش ما ادما خوب بلدیم موعظه گر باشیم البته منظورم شخصه خودمه و سوء تعبیر نشه و وقتی نوبت خودمون میشه یه آدم بی منطق مشیم و فقط و فقط بدی های طرف مقابل مون رو میبینیم و تنها او رو مقصر... مثل کاری که من در ابتدا کردم ... اما ...
    آره منم مقصرم ... اما نه به اندازه ای که قلبم شکسته بشه و احساسم لگدمال ...
    ==========================================
    درسته 24 سالمه اما باور کنید خیــــــــــــــــلی بیشتر از سنم بالا و پایین زندگی رو تجربه کردم و هیچ وقت یادم نمیره از اون روزایی که هیچ بودیم و حالا همه چیز... هیچ وقت یادم نمیره روزایی که تا سرحد مرگ گریه میکردمو از زندگی ناراضی... و همین طور هیچ وقت یادم نمیره روزایی که در خوشی و شادی غرق بودم و به وجود شوهرم مفتخر... هیچ وقت یادم نمیره از چه بحران هایی تو زندگیم گذشتم... من یاد گرفتم همیشه میگذرد.. چه بخواهی چه نخواهی... و این وسط چقدر خوبه کاری کنم که از این گذشتن ها درس بگیرم...

    شوهرم خیلی اهل مطالعه اس و یکی از بزرگترین آرشیوهای کتاب های روانشناسی رو داره و اصلا اون منو از همون روزای اول با روانشناسی آشنا کرد...امروز 2 ساعت با هم یه سری از کتاب های آنتونی رابینز رو شر کردیم و با هم تجزیه و تحلیل...و سعی کردیم بازم از صحبت ها و راهکارهای بزرگان استفاده کنیم و در آخر یه سری خواسته هامو بهش گفتم وا ونم یه سری توقعاتش رو بهم گفت...

    میخوام سعی کنیم خوب باشیم و از بودن در کنار هم لذت ببریم مثه اون روزای اول...

    الان میخوام کمکم کنین چی کار کنیم که حس تکراری بودن نسبت بهم نداشته باشیم،حسی که فکر میکنی این دیگه مال توئه و حالا اگه یکم ازش فاصله بگیری اتفاقی نمیوفته واون 100% مال توئه... ما هر دوتامون دچار همچین حسی شدیم و میخوایم بهتر باشیم...

    ==========================================
    به همفکری تون بازم نیاز دارم دوستای خوبم...




  2. 4 کاربر از پست مفید dorsa65 تشکرکرده اند .

    dorsa65 (چهارشنبه 19 آبان 89)

  3. #2
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: اعتراف به خیانت

    نقل قول نوشته اصلی توسط dorsa-tanha
    ...امروز 2 ساعت با هم یه سری از کتاب های آنتونی رابینز رو شر کردیم و با هم تجزیه و تحلیل...و سعی کردیم بازم از صحبت ها و راهکارهای بزرگان استفاده کنیم و در آخر یه سری خواسته هامو بهش گفتم وا ونم یه سری توقعاتش رو بهم گفت...

    میخوام سعی کنیم خوب باشیم و از بودن در کنار هم لذت ببریم مثه اون روزای اول...

    الان میخوام کمکم کنین چی کار کنیم که حس تکراری بودن نسبت بهم نداشته باشیم،حسی که فکر میکنی این دیگه مال توئه و حالا اگه یکم ازش فاصله بگیری اتفاقی نمیوفته واون 100% مال توئه... ما هر دوتامون دچار همچین حسی شدیم و میخوایم بهتر باشیم...
    درسای عزیز
    این بهترین کاریه که می تونید انجام بدید ، اینکه با کمک همدیگه بتونید راه حلی برا این مساله پیدا کنید. اگه به همین یه نکته پایبند باشید ، تداوم این زندگی تضمین شده ست و چه چیزی بهتر از این که با همفکری همدیگه بتونید یه مشکل رو حل کنید.
    یه مطلب دیگه اینکه خودت رو از این ترس موهوم که ممکنه بعدا این عشق کم رنگ تر بشه رها کن.
    کلا نگران بروز مشکل در آینده مباش. امروز درست عمل کن
    .



  4. 3 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (چهارشنبه 19 آبان 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با همسر معتادم چه کنم
    توسط روناک محمدی در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 66
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 تیر 97, 22:55
  2. پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: جمعه 21 شهریور 93, 11:37
  3. چطور بدون قهر کردن، اعتراضم را به همسرم اعلام کنم؟
    توسط هستی در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: جمعه 23 دی 90, 00:08
  4. اعتراض به قوانین تالار
    توسط ashnayedirooz در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 دی 89, 12:59

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.