نقل قول نوشته اصلی توسط sentimental
از این 6 سال ، از سال چهارم به بعد رابطمون جدی شد و جنبه احساسی و عاشقانه پیدا کرد .
به طوری که شدیدا همدیگرو دوست داشتیم . رفتار و اخلاقمون مثل هم بود . هیچ مشکلی با هم نداشتیم همه چی گل و بلبل بود . اتفاقن در مورد شبی که تماس گرفت گفت خواستگار داره یه خورده شفاف تر میخوام بگم :
شورع کرد به گریه و اینکه زودتر بیا من تورو میخامو از این حرفا و چند ساعت نصف شب داشتیم باهم حرف میزدیم و اونم اطمینان داد که مشکلی نیست. اما صبحش زنگ زد و گفت که بله رو گفته و ........
من از رفتار دوگانه این خانم پی به تانقص در رفتارشو میدم وبه نظرم تنها علت تناقض اینه که بین احساس و عقلش گیر کرده بوده،نمیدونسته کدوم درسته .وبالاخره در یک اقدام انتهاری طبق عقلش تصمیم گرفته و همه چیو تموم کرده

البته یه کم هم عجیبه که بعد دو سال هنوز دنبال علت رفتار اون شخص میگردی،ولی بهت حق میدم انگار هنوز تو علت رفتارش گیرکردی
ولی به عنوان یه دختر بهت 100% اطمینان میدم،دوستت داشته ولی اینکه چقدر و واسه چی و چه هدفی ،خدا میدونه