این تبعات رفتار خود شماست ، کمی رفتارهاتون رو مرور کنید ، خواهید دید که سر چیزهای بیخود اوقات خودت و ایشون رو تلخ کردی ، اونم همین حرفهای شما را پیش خودش میزنه ، که اگه زود برم دنبالش پررو میشه .
پیشنهاد من این بود که پدر و مادر یه واسطه باشند و اونم نه این که بگن بیا دخترمون رو ببر یا این که ببرندت خونه ، بلکه دعوتش کنند ، در کمال احترام و بی طرفی هر دوی شما راخطاب قرار بدهند و به صبر و خویشتن داری و درک همدیگر دعوتتون کنند و حتی شما را بیشتر خطاب قرار دهند و بعد هم بگویند ما شما را تنها میگذاریم خودتون با هم حرف بزنید و در مورد زندگیتون به نتیجه برسید . اگر این در شرایطی باشه که پدر و مادر شما بعدش از خونه بیرون برند بعد شما با هم صحبت کنید و شما به ایشون بگید من آماده ام که هر ناراحتی و درد دلی از من داری رو بشنوم . و ایشون که حرفهاشونو زدند ، شما منصفانه برخورد کن و شما هم حرفهاتونو بزنید البته نه با ترشرویی و بخواهید که هر دو همدیگر رو ببخشید و یک شروع جدید داشته باشید با این زمینه که مطالعه و مشاوره داشته باشید در زمینه تفاوتها و مهارتها و .... هر کدوم هم ایرادهای خودش رو دنبال کنه برای برطرف کردن ، بد نیست با هم قرار بگذارید هفته ای یک بار ناراحتی هایی که در طول هفته داشته و نتونسته اید بگذرید را به هم بگید ،اما رضایتهاتون را هر لحظه که پیش میاد به هم بگویید .
.






.گاهی بهتر از من میشه .سعی میکنم از این به بعد خیلی بهتر باشم .برامون دعا کنید که همیشه قدر همو بدونیم وباهم مهربون باشیم
.دعا کنییییییییییییییییییییییی یییییییید
.مرسی 
علاقه مندی ها (Bookmarks)