به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

Threaded View

  1. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 06 اردیبهشت 90 [ 21:30]
    تاریخ عضویت
    1387-12-04
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    3,079
    سطح
    34
    Points: 3,079, Level: 34
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 10 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با مسئله ی بی کاری همسر چگونه برخورد کنم

    سلام دوست عزیز مردها نیازمند این هستند که همسرشون تاییدشون کنند نه سر کوفت بهشون بزنند

    شوهر شما مرد کاری است چون 12 سال سابقه کار مدت کمی نیست و معلومه که ایشون مردی تلاشگر و آینده نگر هست
    حالا که از این شرکت بیرونش کردند ایشون (چون تو اون شرکت یه شغل ثابت و دیگه احساس میکردند که همیشگی است و الان بیرونش کردند یه ضربه کوچیک روحی خوردند و نیازمند این هستند که یکی دستش را بگیره و اون کس کسی نیست جز همسرش که باید به اون اعتماد به نفس بده و او را امیدوار کند من شرط میبندم شما به او اعتماد به نفس بدید و او را به کار تشویق کنید و به او بفهمونید که شما میدانستید مردی که شغل آزاد داره هیچ وقت تو یه شغل ثابت نیست (منظورم اینکه به گفته آقای دکتر معظمی تو ده نمک گیر نکرده ) و تا آخر عمرش ممکنه چندین جور شغل عوض کنه و شما با همه این چیزها که میدانستید ایشون را پذیرفتید و دوستشان دارید زیرا ایشون را باور دارید و از توانایی های ایشون آگاهید

    پس هرگز بهش سرکوفت و دیگران را به رخش نکش که با این کار نابودش میکنید
    فقط بهش امید بدهید ایشون چون الان احساس مسئولیت میکنند و بیکار هم شدند همش تو فکر فرو میرند و این خیلی بده چون روز به روز اعتماد بنفسش پایین تر میاد و از لحاظ روحی آسیب میبینه و صبر و حوصله اش کم میشود

    فقط امید بهش بدهید مطمئن باشید ایشون با این سابقه کاری که دارند حتما کار گیرشون میاد (مشکل مردها اینه فکر میکنند باید کار ثابت و تثبیت شده داشت که بشه زندگی کرد و دلایلش هم این است که از سن 8 سالگی که شروع یادگیری ضمیر ناخودآگاه ما انسان ها است والدین ما همش تو گوشمون خوندن که باید کار ثابت داشت و این در ذهن ما به یه باور تبدیل شده ولی نیاز به زمان داره که خودمان بتونیم درستش کنیم
    بخاطر آن افکار نادرست است که شکست = مرگ تدریجی امروزه برای ما جوانان تبدیل شده
    زیاد حرف زدم فقط کمی خواستم شما را آگاه کنم

    یه سوال دارم شغل پدر شما چیست؟ این جور که حرف زدید من فکر میکنم پدر شما شغل دولتی داشته درسته؟

    از قدیم گفتن که بیکاری بی عاری میاره و این فرآیند طی زمان طولانی برای یه شخص بیکار تبدیل میشه

    ایشون دلیلی که کار گیرشون نمیاد اینه که فقط میخواند در تخصص خودشون کار گیرشون بیاد که امروزه با این اوضاع
    بیکاری خیلی طول میکشه در تخصص خودت کار گیرت بیاد برای اینکه این باور که از قدیمی ها گفتند در شخص بیکار اثر نذاره باید خودشون را مشغول به یه کار کنند( هیچ کاری هم نباشه ولی کار بازاریابی هست که الان روزی نیست که شرکت های خصوصی بازاریاب نیاز نداشته باشند و حتی اگر بازاریاب حرفه ای هم نباشند وقتی بروند تو کار حرفه ای میشند و تا اونجایی که اطلاع دارم اگر تازه وارد باشند تو این کار حقوق 300 هزار تومان را در این کار صد در صد دارند و اگر حرفه ای بشند در این شغل حقوقی که از شرکت دریافت میکنند به 1 میلیون تومان هم میرسه و اگر خیلی حرفه ای بشند تو این کار میرند تو کار بازاریاب خارجی و صادرات و غیره که یه معامله سودش کم کم 6 میلیون است(البته باید تو کار بازاریابی هواسشون باشه که تو این کار بازاریابی بدهکارش نکنند چون این شرکت ها خیلی زرنگ تشریف دارند و اگر حواست نباشه میبینی 1 میلیون بده کار شدی ولی اگر بازاریابی نخواست پیک موتوری که هست اینم 300 هزار را در ماه داره و خطر و ریسکش هم خیلی پایین است و اگر بندازنش بیرون میره یه جای دیگه پیک موتوری ولی این یادتون نره که همین طور که به شغلی مشغول هستند که در تخصصشون نیست ولی به فکر شغلی باشند که در تخصصشان است چون واقعا حیف است ایشون که 12 سال سابقه کار دارند تو تخصصشون نباشند و به همه دوستان و آشنایان و حتی کسانی که تو شرکت قبلی با ایشون دوست بودند بسپارند که به فکر ایشون هم باشند و تا اونجایی که من خبر دارم وقتی به همه بگی که برات کار پیدا کنند مطمئن باش یکی بالاخره زنگ میزنه و میگی رفیق کار برات پیدا کردم پس اینکه میگند همه بیکارند دلیلش اینی بودن که گفتم البته این فقط یکی از دلایلش است و دلایل دیگری هم داره که به جامعه و غیره بر میگرده )و کلا حتی اگر کار گیرشون هم نمیاد تو خانه نباشند و بیرون باشند خیلی براشون بهتره و وقتی هم میایند خونه فقط همسرش است که میتونه او را به اوج امید و قدرت و سرشار از اعتماد بنفسش کنه یا اینقدر بهش چی بگه وگله و شکایت کنه و کم کم ضعیفش کنه و همون یه ذره اعتماد و باوری که از خودش داره را ازش بگیره و نابودش کنه

    شما سعی کنید کمتر همسر خود را به خانه پدرتان ببرید چون اون نگاه های عجیب پدرتان و حرفهای سنگین مادرتان هم روی شما تاثیر میذاره و هم روی همسرتون و حتی ممکنه باعث بشه که شما همش با هسرتان دعوا کنید و اون احساس خوب همسرتون نسبت به شما از بین بره و اون کانون گرم خانواده تبدیل بشه به یه جای تاریک و تنفر زا

    موفق و سر بلند باشید
    در پناه حق پیش بروید

  2. 2 کاربر از پست مفید rezaSat_2008 تشکرکرده اند .

    rezaSat_2008 (دوشنبه 15 شهریور 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.