خيلي دليل داره، به نظر من:
1) هيچ محيط سالمي در فرهنگ ما براي آشنايي تعريف نشده، و بهمين دليل تنها فرصت شده دانشگاه و دانشگاه مفهوم اصلي خودشو از دست داده
2) سطح توقعات، بشر ازدواج مي كنه كه مشكلات رو با شريك و همراهش حل كنه و پيش بره، در حاليكه همه اينارو اولش مي خوان
3) قديميا چيزي به نام طلاق تقريبا نداشتن و با هر شرايطي مي ساختن... اگه با زندگي با ذلت و عذاب (برا زن و شوهر و بچه ها) بخواد آمار طلاق پايين باشه، همون بهتر كه نباشه
4) طلاق اينقدر ها هم بد نيست... به قولي جلوي ضرر رو هر موقع بگيري خيره... وقتي دو نفر نمي تونن با هم بسازن و همه راهها رو براي حل مشكلات مي رن ولي به نتيجه نمي رسن، بهتره از هم جدا بشن و دو نفر از اين اشتباه متضرر بشن بجاي اينكه بچه دار هم بشن و بچه هاشون عذاب بكشن و...







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)