خوب ببينين من ميتونم مقايسه اي به اين سوالتون جواب بدم ....
خوب اولا به نظر من شناخت كامل هيچ موقع نميتونه بوجود بياد ، خيلي از زن و شوهر ها هستن كه سالهاست زير يه سقف زندگي كردن ولي هنوز بعضي از بعد هاي شخصيتي همديگه رو نميشناسن
ولي اگه بخوايم مقايسه اي بگيم :
به نظر شما كدوم بهتره ؟ يه مردي هست كه از يه دختر خانمي خوشش اومده
1) توي خيابون بوده
2) همكار يا همكلاسي اش هستش
3) خواستگار سنتي
از بين اينها به نظر شما اگه شرايطشون مساوي باشه ، در كدوم مورد ميشه شناخت بيشتر به دست آورد ؟؟؟
اصلا شما شناخت رو چي تعريف ميكنين ؟ به نظر من شناخت يعني اينكه اخلاقيات طرف دستتون بياد و مخصوصا بفهميد در موقعيت هاي مختلفي كه توش قرار ميگيره چه عكس العملي داره ....
دوستي خيابوني به دليل عدم تعهد طرفين و خلاصه وارد شدن روابط احساسي و .... خيلي كم ميتونين طرفتون رو بشناسين و خللاصه وقتي پاي عشق و عاشقي مياد وسط عقل ميره خارج ميدان ،در ضمن هيچ شناخت قبلي هم از طرفتون ندارين
خواستگاري سنتي به نظر من به خاطر محدوديت هايي كه وجود داره مخصوصا توي خانواده ها ، نميشه اونطور كه بايد طرفت رو بشناسي ،اول اينكه خيلي نميتوني با طرف جاهاي مختلف بري و در شرايط مختلف عكس العمل هاشو بسنجي فقط اينكه ميتوني بري يه ناهاري چيزي با طرف بخوري و يك مشت حرفهاي چرت و پرت تحويل همديگه بدين كه مثلا نميدونم خانم فلاني شما اخلاقتون چه جوريه ؟ آيا با اين عقيده ي من موافقين ؟ و چيزهاي ديگه كه حتي نميتوني به اثباتشون برسي چون زمان محدود هستش.... در ضمن اگر هم بخواي يه مدت طولاني با طرف بري بيرون ،بعدش اگه از طرف خوشت نيومد خيلي سخت ميشه نامزدي رو به هم زد چون اين وسط آبروي خودتو خانواده ات در ميونه
ولي در مورد همكار يا همكلاسي ، به نظر من خيلي خوبه چون اولا در يه محيط سالم مثل دانشگاه يا محيط كار با طرفت آشنا ميشي ، بدون هيچ ارتباط شخصي ..... ميتوني در اين مدت رفتارهاي كه فرد مورد نظرت با ديگران داره بسنجي، اينكه چه جوري با همكارهاي ديگه برخورد ميكنه ؟ اينكه مثلا آدم منظميه يا نامنظم ؟ ( اينو مثلا از اينكه آيا هميشه زود مياد سر كار يا تاخير داره ميشه فهميد )، اينكه بقيه ي همكارها از اون چه جوري تعريف ميكنن ؟ يعني دوستايي كه توي محيط كار داره چه جوري اون رو ارزيابي ميكنن ،يا در مورد همكلاسي ميشه فهميد كه چه جور عقايدي داره كه اون رو از اظهار نظرهاش توي كلاس و رفتارش با همكلاسي هاي ديگه ميشه فهميد و خليي چيزهاي ديگه رو هم ميشه فهميد ،گرچه اين شناخت كامل نيست ولي خيلي كاملتر از انواع ديگر شناخته
يه نكته ي ديگه هم اينكه ، به نظر من شما همون اول كه ميرين سر كار كه طرف عاشق شما نميشه كه بخواد از همون روز اول باهاش رابطه بر قرار كنين ،حد اقل يه مدت طول ميكشه تا بتونيه علاقه ش رو ابراز كنه يا شايد اصلا طرفتون همون اول به شما علاقه مند نشه و يه مدت بگذره كه بهتون علاقه مند بشه و اين خوبه چون شما ميتونين ايشون رو در اين مدت ارزيابي كنيد چون هيچ ارتباط شخصي اي بين شما نيست و طرف اونجور از شما خوشش نيومده يا اصلا هنوز به شما علاقه مند نشده كه حالا بخواد رفتارشو عوض كنه و جوري رفتار كنه كه شما خوشتون بياد يا غيره ولي در خواستگاري سنتي چون از همون اول يه رابطه ي شخصي صورت ميگيره و قصد هم از اون اول ازدواجه ، احتمالش بيشتره كه خواستگارتون اگه از شما خوشش بياد رفتارش رو عوض كنه و بخواد جور ديگه باهاتون برخورد كنه !!!!!
خيلي از افراد يك سري رفتار هاي شاخص دارن كه شايد اگه شما بفهمين اون رفتار رو داره نخواين باهاش ازدواج كنين ، مثلا اينكه شايد طرفتون شكاكه !!! يا شايد زود عصباني ميشه يا چيزهاي ديگه .....
با شناخت هايي كه از آشنايي خيابوني يا سنتي به دست مياد شايد نشه كه به اين رفتارها پي ببرين ولي وقتي طرف همكار يا همكلاسي باشين احتمالش خيلي بيشتره
مثلا اگه طرفتون زود عصباني ميشه ، شايد در محيط كار مثلا خيلي سر زير دستهاش داد ميزنه يا چيزهايي از اين قبيل كه از اين طريق شما ميتونين تا حدي اخلاقيات طرفتون رو بشناسين
يا مثلا همكلاسيتون چه طوري با استادها برخورد ميكنه ؟ آيا بهشون احترام ميذاره ؟ يا نه ؟ كه شما ميتونين بفهمين طرفتون اهل احترام هست يا نه ....








علاقه مندی ها (Bookmarks)