به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 52

موضوع: تنهاترین

  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 10 تیر 90 [ 00:55]
    تاریخ عضویت
    1387-1-04
    نوشته ها
    122
    امتیاز
    4,361
    سطح
    42
    Points: 4,361, Level: 42
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 189
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    89

    تشکرشده 89 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنهاترین

    سلام
    شاید من نتونم مشکلت رو حل کنم و درکت کنم ولی این اتفاق چند وقت پیش وقتی که مشکل بزرگی برام پیش اومدم افتاد که الان دارم با امید به زندگی نگاه می کنم :
    سر راه به این فکر می کردم خدا از آفرینش من چه هدفی داشته ، اصلا خدایی وجود داره راستی اگه من بمیرم و بعد از مرگ دنیایی نباشه خوبی و بدی دیگه معنی ندارن به دعایی که بعد از نماز صبح کرده بودم فکر کردم و خندم گرفت اینو بهش میگن زور زدن الکی داشتم هنگ می کردم ! کم کم داشتم به این فکر میکردم که یه زندگی جدید رو شروع کنم که خدا توش نباشه . نزدیکای ظهر بود و تازه از دانشگاه برگشته بودم و مطابق معمول کاملا کلافه و عصبی. موبایلم رو گذاشتم رو سایلنت و رفتم خوابیدم و ... از خواب که بیدار شدم ساعت ۵ بعد از ظهر بود باید بیرون میرفتم رفتم سراغ موبایلم یه اس ام اس جدید اومده بود بازش کردم داشتم از تعجب شاخ در می اوردم انگار یکی فکرای قبل از خواب منو خونده بود : وقتی خدا بهت می گه باشه چیزی رو که می خوای بهت می ده وقتی می گه صبر کن چیز بهتری رو بهت میده و وقتی می گه نه داره بهترین چیز رو برات آماده می کنه.

  2. 2 کاربر از پست مفید hsh تشکرکرده اند .

    hsh (دوشنبه 09 آذر 88)

  3. #22
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 شهریور 01 [ 10:24]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,166
    امتیاز
    41,377
    سطح
    100
    Points: 41,377, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    2,961

    تشکرشده 3,584 در 906 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنهاترین

    سلام سوال جان
    امیدوارم همین طور که حرفهاتو درکلبه ی همدردی مطرح می کنی کم کم از فشارهایی که از هرطرف به تو وارد شده کمتر بشه یعنی کم کم که احساسات و دردهاتو به ما می گی بتونی یه نفسی تازه کنی و خب!با ارامش و تنش کمتر بتونیم اوضاع رو بررسی کنیم .
    عزیز دلم انتخاب رنگ چشم دست من و تو نیست .خدا به یکی رنگ سبز برای یکی دیگر عسلی و کس دیگه ای سیاه و.........
    اما استفاده ی از این چشم دست من و توست .تو اگر این چشم رو دوست نداشته باشی ایا می تونی بزنی و کورش کنی؟
    عزیز دلم نمی دونی وقتی مطالبت رو می خونم تو چه حس غم انگیزی می رم و دلم می گیره و دلم می خواد یه کاری بکنم .
    من مطمئنم دوستان فقط قصدشون کمک به تو هستش .نه نمک پاشیدن به زخمت اونا هر کدوم می خوان کمکت کنند حالا که این همه مشکل نه مسئله دار ی دیدگاهت رو عوض کنی و با اونها کنار بیای نه تسلیم و با ارامش و فکر حلشون کنی .یه مثال می زنم.
    در قدیم طرف هرچه کار می کرد می تونست راحت باشه و رفاه داشته باشه و....
    اما الان به چکش زدن نیست به فکر ه .
    طرف بافکرو ایده اش یک شبه می تونه به اندازه کسی که یک سال چکش زده پول دربیاره .
    چه جوری ؟
    این به نحوه ی نگرششه .وفکرش و بهتر کردن اوضاع به نفع خودش.(کمی د رایت)
    شاید بشه بعد از اینکه اوضاع رو به همون صورتی که هست پذیرفت و بدون اینکه تسلیم یا نا امید شد نشست و خوب فکر کرد که حالاچه جوری اوضاع رو تغییر بدم.
    شاید بشه به جای اینکه برای یک نفر کلی مایه بگذاریم و بعد هم با اعتراض و ابراز خستگی همه رو از بین بریم بشینیم و فکر کنیم چه جوری می تونم درون اون ادم نفوذ کنم و با خودم همراهش کنم و .........
    چه بخوای چه نخوای انها پدرو مادر تواند و فکر می کنم تنها دلیل رفتارهای غلط اونها عدم توانایی در ارتباط با فرزندانشون باشه وگرنه چه پدر و مادری هستش که بد فرزندشو بخواد شاید طبق عقاید و باورهاشون نمی خواستند تو دانشگاه بری و ......
    ولی اگر تو عزیز می تونستی این موضوع رو بررسی کنی و یه جوری درون اونها نفوذ می کردی و باورهاشون و عقایدشون رو دستکاری کنی راحتر می تونستی به هدفت (تحصیلت)برسی .
    نمی دونم نحوه ی برخورد خواهر هات با پدرت چه جوریه یعنی چه جوری خواسته هاشون رو از پدرت می خوان .ایا تونستند نقطه ضعف و نقطه قوت پدرو مادرت رو شناسایی کنن ....
    دختری رو می شناختم که فهمیده بود پدرش نوازش کردن رو خیلی دوست داره .وقتی یه چیزی رو از باباش می خواست و پدر مخالف بود کلی زبون و.....بابا .....بابا گلم ......بابا عزیز خونه......
    بابا ش می گفت هان !دورباره برام نقشه کشیدی .
    و دختره که میدید خوب بابا کم کم نرم شده جورابهای بابا رو می پوشوندو...........
    شاید بگی ای بابا ستاره توهم دلت خوشه ها...
    اما دوست عزیزم گفتم که باید نقطه ی قوت و ضعف رو شناخت و ...
    امیدوارم نگی که پدرو مادر من از این نقطه ها ندارند...
    دوست من اصلا لازم نیست تو خودت و زندگی تو فدای پدر و مادرت و خواهرهات کنی .نه ......
    هراندازه که توانایی داری به اونها برس.بدون نادیده گرفتن خواسته های خودت .گاهی اصلا لازم نیست کاری انجام بدی فقط یه تایید و یه همدردی کافیه .اول خوب بررسی کن ببین اونها رو با چه چیزی و کاری راضی و خوشنود می کنی.
    ببخش من رو که ازدید ضعیف خودم نظر دادم ولی این رو بدون که دوستت دارم و می خوام کمکت کنم ولی خوب چکار کنم درک و فهمم از مشکل و درد تو بیشتر از این نیست و امیدوارم منو ببخشی .
    امیدوارم اگر خیری نمی تونم برسونم باعث ناراحتی و.....نشم.

  4. 2 کاربر از پست مفید setareh تشکرکرده اند .

    setareh (چهارشنبه 14 فروردین 87)

  5. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 تیر 90 [ 02:38]
    تاریخ عضویت
    1386-12-29
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    3,978
    سطح
    40
    Points: 3,978, Level: 40
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    23

    تشکرشده 23 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنهاترین

    نقل قول نوشته اصلی توسط setareh
    اما دوست عزیزم گفتم که باید نقطه ی قوت و ضعف رو شناخت و ...
    امیدوارم نگی که پدرو مادر من از این نقطه ها ندارند...

    ممنون از دوستان خوبم hsh و ستاره !

    من دیگه هیچی نمیگم چون اگر بگم بیفایده اس !!!دیگه نمیخوام نقطه قوت و ضعفشون رو بشناسم یکم اونا سعی کنند !
    مادرم دوست نداشت من برم دانشگاه دوست نداره من که دیگه به مرز 30 رسیدم ازدواج کنم دوست نداره بریم سرکار !!!! بهتر نیست برم سر بذارم بمیرم اصلا واسه چی زنده ام ؟ خواهرم بارها گفته میخوام برم خودم رو بندازم توی اتوبان و از دست اینها بکشم من دلداری اش دادم بهش قول دادم همه چی رو درست میکنم .....

    اصلا من کجای این دنیا وایسادم ....... نقشم چیه ؟ ماموریتم چیه ؟

    یک شعر سعدی علیه الرحمه داره که میگه : " عمر گرانمایه درین صرف شد تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا !" ........ بقیه اش رو خودتون لطف کنید و بخونید !
    حالا عمر من هم درین سالها همه اش تلف شد نمیخوام تمام هم و غم من توی زندگی این باشه که فلانی ناهار نخورد ؟ شام خورد ؟

    الان میدونم همه شما که می آیید و این مطلب رو میخونید نصف مطلب رو میگیرید بقیه اش رو نمیفهمید میگید همه ما کار میکنیم ! باشه شما درست میگید !
    اما من قبلا هم اشاره کردم اینها فقط ما رو برای خودشون میخوان فقط و فقط همین ! هیچوقت نشد بخاطر زحماتی که کشیدیم ( هرچند وظیفه مون بوده با اینکه اونها وظیفه شون رو نصفه و نیمه هم انجام ندادند ) یکنفر پیدا بشه بگه دست شما درد نکنه !
    مادرم از شهرستان مهمون دعوت میکنه ما مثل کنیزکهای زرخرید تو آشپزخونه بپزو بشور و جمع کن و ...... من دیگه نمیدونم چیکار کنم تا به قول اون دوست عزیز مامانم توی جمع بدرخشه !
    ما رو برای خودشون در زمان حال میخوان !!! اما من دارم به آینده فکر میکنم ! الان همه شما میگید آینده که نیومده چرا نگرانی ؟ من باید آینده ام رو از حالا بسازم باید الان کار کنم تا سابقه ای بشه برای آینده ام !!!
    خدای ناکرده بعد از 120 سال دیگه اگر والدین من نباشند شماهایی که سنگ پدرو مادر بی مسوولیت منو به سینه می زنید حتما می آیید و بار زندگی منو به دوش میکشید یا همین پدرو مادر؟
    ستاره عزیزم ممنون از همدردی ات ! گفتی کسی نگفته که خودت رو فدای خانواده ات بکن! آیا شما مطمئنی ؟ من فدا که هیچی دارم فنا میشم ! این لحظه که بره دیگه برنمیگرده این زمان و این فرصتها که بروند هرگز بازگشتی در آنها نیست !

    دوست عزیز hsh ممنونم ، میخوام تغییر بدم میگن خواستن توانستن است اما نمیدونم چرا نمیشه شاید خسته شدم ، خیلی فرصتهای قشنگ داشتم که از دست رفتند !

    حالت من حالت آدمی که هی میسازه هی یکی دیگه میاد خراب میکنه اولش خوب نا امید نمیشه چون تازه نفسه ! دوباره میسازه سعی میکنه محکمتر بسازه دوباره نیروی مخرب محکمتر میشه سعیش رو بیشتر میکنه دوباره و دوباره و چند باره میسازه ! ولی طوری خونه های امیدش رو خراب کردند که دیگه فقط و فقط نشسته بالای سرش و گریه میکنه دیگه نه امیدی برام مونده نه توانی !
    خسته راهم و درمانده با کینه ای تلخ و تلخی در زبان !

  6. #24
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 شهریور 01 [ 10:24]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,166
    امتیاز
    41,377
    سطح
    100
    Points: 41,377, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    2,961

    تشکرشده 3,584 در 906 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنهاترین

    سلام soulجان
    دوست خوبم از این که منو قابل می دونی و همدردیم می پذیری ممنونم.


    می دونی ادمهای موفق هرکدومشون یه بحرانهای سخت رو گذروندن و همون شده اسباب و وسیله ی پیشرفتشون .
    فشارهای مالی -فشارهای روانی و روحی-فشارهای جسمانی و.............
    تو توی این روزها داری ساخته می شی برای اینده ای بهتر .

    می دونی تفاوت ادمهایی که موفق شدند با ادمهایی که شکست خوردن چیه ؟
    دراینه که ادمهای موفق تسلیم شکست نشدن و ناامید نشدن دوباره صدباره هزار باره..........
    هرچی بقیه خراب می کنند اونها می سازند به امید اینکه پایان شب سیه سفیده .
    کلام مولامون علی (ع)هستش که:هرجایی که امید نداری امیدوارتر باش!
    اره جانم بیا همین امشب .خونه ی دلتو از کینه خالی کن .خالی خالی !
    ببین فردا سبکتر و ارومتر از جات بلند می شی .کینه اولین ضررش به خودمونه .کینه ادم رو فلج می کنه .زمین گیر می کنه.
    زهر کینه رو از دلت پاک کن .
    راستی فردا روز طبیعته . با دل پاکت برو تو قلب طبیعت و شاکر خدا به خاطر همه الطافش و زیبای هاش دامنشو بگیر و از خودش توان بیشتر بخواه امید و روحیه بخواه !
    تو رو خیلی قوی تراز این می بینم که ناامید و رنجور باشی!
    خب !یه موقعی هایی ادم احساس میکنه که باتریهاش خالی شده فردا روز خوبی برای تو خواهد بود .باتری های تو با توجه به نعمتهای خدا و سبزیها و طراوتی که اطرافت میبینی شارژکن!

    عزیز دلم تو جوانی اجازه نده ناامیدی دلتو پیر کنه.!

    خوشبختی و سفید بختی تورو از خدای منانم مسئلت دارم.
    شاد وپیروز باشی

  7. #25
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 فروردین 91 [ 18:19]
    تاریخ عضویت
    1387-1-09
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    4,552
    سطح
    43
    Points: 4,552, Level: 43
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 198
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    174

    تشکرشده 197 در 81 پست

    Rep Power
    37
    Array

    RE: تنهاترین

    سلا م دوست من
    اينجا هيچكس قصد دشمني با شما رو نداره . اينجا هيچكس نيمخواد نمك روي زخم شما بپاشه . به قول اقاق سنگ تراشان گاهي اوقات بعضي حرفا بد بيان ميشه و يا بد برداشت ميشه و باعث سوء تفاهم ميشه . درضمن من هم سن و سال خودت هستم . اما با تمام مشكلاتم به دنيا و زندگيم اميدوارم . چون من افريده شدم براي شاد زيستن .
    دوست من زيادي داري توي زندگيت دنبال مقصر ميگردي. به جاي اينكه توي گذشته هات دنبال مقصر بگردي بهتره از لحظه اي زنده استفاده كني كه بتوني اينده تو بسازي .
    در مورد اينكه گفتي منم دلم ميخوا با يكي حرف بزنم و با يكي درد دل كنم . اره ادم توي اين سن و سال نياز داره كه يه همدم داشته باشه . نگران اين موضوع هم نباش صبر كن و اميد داشته باش به بهترين .
    در ضمن دوست اگه شما و مشكلتون واسه دوستاي اين سايت مهم نبود مطمئن باش اصلا جوابتو نميدادن . يه نگاه به تعدا صفحات جوابات بكن!!!!!
    اينجا همه حرف ميزنن و ميگن . همه تجربه هاشونو ميگن تا ديگران استفاده كنن. اينجا كسي به مسند قضاوت ننشته كه بخواد واسه شما تصميم بگيره و به شما بگه ال كن و بل كن .
    يادت باشه كه هميشه از بد ، بدتر هم هست . پس مثه هميشه كه خدا رو شكر كردي بازم شكر كن .
    در ضمن كار كردن هيچوقت عار نيست كه يه جا گفتي : من ديدم جواب دادن به تلفن توي يه شركت پست ترين كار توي اون شركت ميتونه باشه !!!!!!!
    كاري كه حيثيت و نجابت ادم رو به خطر نندازه عيب نيست .
    من اگه خونواده م اجازه بدن با اينكه دخترم ميرم سر ساختمون بنايي ميكنم . به خدا راست ميگم . من هيچ عارم نميشه از كار كردن.
    و اينكه ميگي من ديگه اينجا سر نميزنم و اين حرفا .....
    من ميگم نه اشتباه ميكني . بيا چون حداقل واسه مشكلات ديگه ات چيزاي جديدي ياد ميگيري كه بتوني خيلي راحت حلشون كني.
    من خودم تمام لينكاي صفحه اول سايت همدردي رو ذخيره كردم كه بعد از ويرايش ازشون پرينت بگيرم و بخونم .
    حيفه دوستايي كه اينجا پيدا كردي از دست بدي.
    سربلند و پيروز باشي

  8. کاربر روبرو از پست مفید a_b تشکرکرده است .

    a_b (چهارشنبه 14 فروردین 87)

  9. #26
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 دی 00 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1386-11-26
    محل سکونت
    تهران بزرگ
    نوشته ها
    1,452
    امتیاز
    50,483
    سطح
    100
    Points: 50,483, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکرها
    2,842

    تشکرشده 3,286 در 817 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنهاترین

    سلام .

    همه ی دوستان تا جایی که تونستن به شما راه کار هایی نشون دادن که شما احساس خوبی نسبت به پدر و مادر و جامعه و ... پیدا کنید .
    به یه سری چیز ها بیشتر و دقیق تر نگاه کنید ، شما اگر احساس مسولیت میکنید پس نباید بشینید و فقط به این مشکلات نگاه کنی.
    پدر و مادر یه سری مسولیت هایی دارند که همه ما تا حدودی کم و بیش ازش با اطلاع هستیم . اما نباید کسی پدر و مادرش رو با کسی دیگه یا با زندگی های دیگه مقایسه کنه . هر فرد طرز تفکر عقیده و مرام خودشو در زندگی داره . پس اگر کسی یا کسانی در مورد فرزند کوتاهی میکنند به این خاطر نیست که اون ها لج بازند ، زور گو هستند ، یا ..........
    من و دیگر دوستان شما سنگ پدر و مادر شما رو به سینه نمیزنیم شما اگر فکر میکنی بیشتر از اونها صحبت میکنیم چون شما بیشتر از اونها شکایت میکنید .
    پدر و مادران باید احترام بشند چون اونها بودند که به همه ماها حیات دادند ، اگر اونها نبودند که ما هم نبودیم .
    پس به نظر من باید هم در کنارشون بود و هم باهاشون جنگ دوستی انجام داد یعنی هم دوست و هم یک جنگجو ولی نه جنگی که برای انتقام باشه ، جنگی ابزارش برای جنگ رفتار پدر و مادر و گفتارشونه و میتونیم با خودشون مهربانانه وارد میدان بشیم باز هم میگم ولی نباید به فکر شکست دادن باشیم باید به فکر فهماندن حرف باشیم .
    اگه یک کار رو باپشت کار انجام بدیم مثل ریختن قطره قطره آب روی تخت سنگه که درسته اولش هیچ تاثیری نداره ولی یواش یواش سنگ رو سوراخ میکنه و به دل سنگ را پیدا میکنه .
    امیدوارم سال خوبی در کنار پدر و مادر و نزدیکانتان داشته باشید .
    یا حق .

  10. کاربر روبرو از پست مفید lord.hamed تشکرکرده است .

    lord.hamed (چهارشنبه 14 فروردین 87)

  11. #27
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    جمعه 28 فروردین 94 [ 21:07]
    تاریخ عضویت
    1386-12-09
    نوشته ها
    2,496
    امتیاز
    42,303
    سطح
    100
    Points: 42,303, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Veteran25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    8,459

    تشکرشده 9,108 در 2,116 پست

    Rep Power
    269
    Array

    RE: تنهاترین

    مفید و جالب بود موفق وشاد باشید

  12. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 تیر 90 [ 02:38]
    تاریخ عضویت
    1386-12-29
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    3,978
    سطح
    40
    Points: 3,978, Level: 40
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    23

    تشکرشده 23 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنهاترین

    نقل قول نوشته اصلی توسط lord.hamed
    و دیگر دوستان شما سنگ پدر و مادر شما رو به سینه نمیزنیم شما اگر فکر میکنی بیشتر از اونها صحبت میکنیم چون شما بیشتر از اونها شکایت میکنید .
    ممنون از جواب صریحتون ...... خب شاید اینطور باشه ! زمانیکه داشتم اولین مطلب رو مینوشتم خیلی ناراحت و دلگیر بودم ....... شاید نوع جملاتم بد بود ! بعضی از دوستان هم درمسند قضاوت نشستند و یک طرفه به قاضی رفتند و منو محکوم کردند و خب طبعا من برافروخته شدم و چیزهایی نوشتم که شاید اصلا لزومی نداشت !

    حالا مشکلم رو طور دیگه بیان میکنم میخوام برای خودم زندگی کنم یعنی اول خودم درجایگاه اهمیت باشم بعد خانواده ام ....... من درسال 86 دو تا کار در برنامه ام بود که برام از اهمیت خاصی برخوردار بود متاسفانه نتونستم ( به دلایل مشکلات خانوادگی که بعضی رو دربالابهش اشاره شد)به اون 2 کار مهم که درفکرم بود جامه عمل بپوشانم یعنی وقتم رودرنتیجه وقتی 86 تمام شد و وارد 87 شدیم بینهایت عصبی شدم .... خب طبعا اگر نتونم امسال هم به برنامه هام برسم ( ولی باید بشه ) دیگه نمیتونم هیچکس و همینطور خودمو ببخشم !

    درضمن دیگه شکایتی نمیکنم من تقریبا از سال 78 با مجله موفقیت آشنا بودم و بیشتر شماره هاش رو هم دارم و آرشیو کردم و سمینارهای آقای حلت رو هم بعضی رو سی دی هاشو تهیه کردم و دیدم در یکی از این سمینارها ایشون مطلبی رو عنوان کردند تحت عنوان "پذیرش" ! وقتی کوچکتر بودم خیلی با خانواده ام مشکل داشتم ولی بعد ازاینکه به این نتیجه رسیدم که هرچیز و هرکس رو باید همانگونه که هست پذیرفت ...... نه زیاد بحث میکنم و نه زیاد جنگ .........
    اگر اولین پست منو در این تاپیک بخونید میبینید من از شما راه حل خواستم و بس ! در ضمن از نصیحت هم بیزارم .........
    ولی بازم ممنون از وقتی که گذاشتید و ممنون از نهایت مهربانی تون !

  13. کاربر روبرو از پست مفید soul تشکرکرده است .

    soul (چهارشنبه 14 فروردین 87)

  14. #29
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 دی 00 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1386-11-26
    محل سکونت
    تهران بزرگ
    نوشته ها
    1,452
    امتیاز
    50,483
    سطح
    100
    Points: 50,483, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکرها
    2,842

    تشکرشده 3,286 در 817 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنهاترین

    سلام .
    فکر نمیکنم بشه از پشت یه صفحه 17 اینچ و یه صفحه کلید و چندین خط مطلب در مورد زندگی کسی تصمیم یا راهنمایی کرد. من فکر میکنم اینجا ( همدردری . کام ) فقط درصد کمی از 100 درصد میتونه کمک بکنه به شما کنه شما در بطن کار هستید پس از کسی نخواهید که برای شما کار غیر عادی بکنه .
    زندگی ما آدما مثله نمودار Sin ها میمونه بالا و پایین داره . پس باید با همش ساخت . توی زندگی هم باید دقت کرد و هم نکرد .
    فکر میکنم نادر شاه بود اگه اشتباه نکنم ، توی یه جنگی شکست خورد سر به بیابان گذاشت . تکیه داده بود به خرابه ای ؛ دیدی یه مورچه دونه ای رو گرفته و داره از دیوار میره بالا . هی میوفته دوباره میره دونه رو بر میداره دوباره که میره بالا دوباره میوفته اینقدر میوفته تا این که بالاخره میره بالا و غذا رو میبره توی خونش. پس نادر شاه بلند میشه و میگه من از مورچه مگه کمترم میره و توی جنگش پیروز میشه .
    پس شما ....
    ببخشید حرف بزنم گفتم شاید نصیحت بشه شما ناراحت بشید .
    موفق و منصور باشید.

  15. کاربر روبرو از پست مفید lord.hamed تشکرکرده است .

    lord.hamed (چهارشنبه 14 فروردین 87)

  16. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 تیر 90 [ 02:38]
    تاریخ عضویت
    1386-12-29
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    3,978
    سطح
    40
    Points: 3,978, Level: 40
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    23

    تشکرشده 23 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنهاترین

    نمیدونم چرا اینجا مطلب مینویسم اینقدر مبهم مینویسم یا شما واقعا متوجه نمیشید ؟ اگر فارسی نیست بگید تصحیح کنم !

    من از کسی خواستم برام کار غیرعادی بکنه ؟ ممنونم خودم میدونم باید چیکارکنم ! میدونم باید تلاش کنم نخواستم کسی بجای من تلاش کنه و کارهای به تعویق افتاده ام رو انجام بده ! فقط کارهای دیگه وقتم رو برای کارهای مهمتر میگیره .....
    عجب اشتباهی کردم اصلا من اینجا مطلب نوشتم !

    یادم نبود اینجا (همدردی . کام ) هست و همه باید از مشکلات عادی مثل اختلاف زناشویی و مشکلات مربوط به کودک و تردید در انتخاب همسر صحبت کنند خیلی معذرت میخوام اگر مشکلم غیرعادی بود و وقت شما رو گرفت سرتون هم درد آورد !!!


 
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.