به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 120
  1. #41
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    عزیزم

    نیاز به خانواده درمانی هست .

    دوستان اگر راهکاری دارند که وی را کمک کنه که خانواده اش را با مسالمت به سمت خانواده درمانی هدایت کنه ارائه کنند .

  2. کاربر روبرو از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده است .

    فرشته مهربان (سه شنبه 15 تیر 89)

  3. #42
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    پرناز جان

    شما پیش اون برادرتون که توی بیمارستان اعصاب و روان هستند میرید؟

    نظر روانپزشکان در مورد ایشون چیه ؟

    میتونی یه وقت ملاقات با یکی از پزشکای همونجا بگیری ؟

    تو این مراکز معمولا به اعضای خانواده هم مشاوره میدن . تا حالا موقعیتی پیش اومده که مشاورین و پزشکان اونجا با پدر و مادرتون صحبت کنند؟


  4. 6 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    صبا_2009 (یکشنبه 13 تیر 89)

  5. #43
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 دی 89 [ 19:46]
    تاریخ عضویت
    1389-3-26
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    2,487
    سطح
    30
    Points: 2,487, Level: 30
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    برادرم یک سال پیش توبیمارستان بوده .نظر دکترش رو نمیدونم ولی همه میکفتن که با همه فرق میکنه و مثل دیونه ها نیست . مشکل من الان خانوادم نیست یعنی هست ولی برام زیاد مهم نیستن . با این کارایی که باهام کردن دیگه ازشون بدم میاد الانم با هیچکدومشون حرف نمیزنم و در عین حال کاری هم نمیکنم که به هدفشون یعنی بردن من به تیمارستان برسن . من بیشتر نگران اجماع هستم نمیدونم چطوری باید رفتار کنم که صلاحیت خودمو ثابت کنم . تازه اگه بتونم درست بودن خودم رو ثابت کنم . باز یه دختر تنها و بدون پشوانه خانوادگی هستم . راستش خیلی احساس بی هویتی می کنم .

  6. کاربر روبرو از پست مفید parnaz88 تشکرکرده است .

    parnaz88 (سه شنبه 15 تیر 89)

  7. #44
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    پرناز عزیزم

    بیشتر کسایی که تو خانواده هایی زندگی میکنند که یکی یا چند تن از اعضای خانوادشون از یه مشکل روانی رنج میبره تحت تاثیر اون محیط آسیب پذیر تر میشن . پس تو باید خیلی حواست به پرناز ما باشه .

    شرایطتت رو کاملا درک میکنم و بیشتر از همه حس بی پناهیت رو .

    تو باید قوی باشی ، نگران اجتماع و حرف مردم نباش . همیشه گفتن که در دروازه رو میشه بست ولی دهن مردم رو نه . تو می تونی اینقدر قوی باشی که پناهی باشی واسه دیگران .

    از شرایط تحصیلی یا کاریت واسمون میگی ؟ از لحاظ اقتصادی تا چه حد به خانوادت وابسته ای ؟ تمایل به ادامه تحصیل ، اشتغال و ... داری ؟

    وقتای بیکاریت چی کارا میکنی ؟ اهل ورزش هستی ؟ رابطه ت با دوستات چطوریه ؟ دوست صمیمی هم داری ؟ تا چه حد میتونی باهاشون در ارتباط باشی ؟

  8. 2 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    صبا_2009 (چهارشنبه 16 تیر 89)

  9. #45
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 دی 89 [ 19:46]
    تاریخ عضویت
    1389-3-26
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    2,487
    سطح
    30
    Points: 2,487, Level: 30
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    اینکه من دیر به دیر جوابتون رو میدم به این دلیل نیست که مشکلم فراموش شده یا اوضام بهتر شده علتش اینه که منتظرم نظر بقیه رو هم بشنوم چون من واقعا" به همدردی شما احتیاج دارم . تا حالا هم با حرفا و کمکای شما مشکلم رو تحمل کردم . ولی احساس میکنم کم کم دارم همه جا فراموش میشم .حتی خودمم دارم خودمو فراموش میکنم .
    قبلا" یه مقدار براتون توضیح داده بودم که درسم تو مدرسه خوب بود ولی موقع کنکور به علت اختلافایی که با بابام داشتم خوب درس نخوندم و دانشگاه خوبی قبول نشدم .بعدشم به علت بی انگیزگی و سر کوفتهای اطرافیا زیاد درس نخوندم . امیدوارم به زودی مدرک کارشناسیمو بگیرم ولی چون معدلم خیلی پایینه میخوام حتما" ارشد شرکت کنم البته نه رشته کامپیوتر . رشته زبان چون به زبان خیلی علاقه دارم . الانم وقتام بیشتر صرف خوندن زبان میشه با گشتن توی اینتر نت البته یه کار کوچیکیم تو اینتر نت میکنم که هنوز به سود دهی نرسیده .
    در مورد دوستامم باید بگم که بیشترشون مربوط به دانشگاه میشدن که با تموم شدن دانشگاه دیگه نمیبینمشون فقط گاهی با هم تماس تلفنی داریم . باهاشون اصلا" در مورد مسائل خانوادگیم حرف نمیزنم .

  10. کاربر روبرو از پست مفید parnaz88 تشکرکرده است .

    parnaz88 (جمعه 18 تیر 89)

  11. #46
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    141
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    زندگی تاس خوب آوردن نیست



    تاس بد را خوب بازی کردن است.

  12. 3 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    بی دل (پنجشنبه 17 تیر 89)

  13. #47
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 27 فروردین 90 [ 20:38]
    تاریخ عضویت
    1388-10-06
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,606
    سطح
    37
    Points: 3,606, Level: 37
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    349

    تشکرشده 355 در 151 پست

    Rep Power
    40
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    از همین الان تصمیم بگیر که زندگیت رو با دستای خودت بسازی. آجر آجرش رو.
    تو باید قدرتمند بشی، باید شغل داشته باشی و باید آینده ای روشن برای خودت بسازی.

    و شاید یکی از بهترین راه ها برای دست یافتن به تمامی اینها درس خوندن باشه. تا بتونی "موفق" بشی، "شغل" پیدا کنی و در نهایت "مستقل" بشی.

    می دونم نکات تاریک زیاده. می دونم ترس ها زیاده. اما مطمین باش که آدمی زاد قدرتی داره، غیر قابل تصور.
    اگر بخوای می تونی.
    مطمین باش.

    و اما می دونم که نیاز به آرامش داری
    عزیزم، بهتر نیست هر روز بیای برامون اتفاقات توی خونه (بحث ها و مشکلات و حرف ها و ...) بگی، که هم خودت تخلیه بشی و هم اینکه ما بتونیم درک درستی از وضعیت هر روزت داشته باشیم تا بشه بهترین راهنمایی رو کرد و تو به بیشترین آرامش ممکن بررسی؟


    منتظریم
    و البته مطمین باش تمامی دوستان در اینجا به یاد و به فکر تو هستند در هر لحظه و سکوت اون ها هم دلیل بر فراموش کردن تو نیست. ما تو رو فراموش نکردیم، پس تو هم خودت رو فراموش نکن و در هر لحظه خودت رو دوست داشته باش.


    و یک چیز دیگه
    به نظر من بهتره روابطت رو با دوستات قوی تر کنی.
    یکی از کوچکترین مشکلاتت رو در نظر بگیر و همون رو براشون درد و دل کن (البته یه دوست خوب و فهمیده و امین). این جوری هم دل هاتون به هم نزدیک تر می شه و هم تو تخلیه می شی (هر چند ناچیز) و هم هزاران فایده دیگه هم داره.
    من این کار رو کردم. و هر قسمت از مشکلاتم رو به یکی از دوستانم می گم. خیلی بهتر از اینه که تو خودم نگه دارم و البته راهنمایی های خوبی هم ازشون گرفتم.

  14. 4 کاربر از پست مفید reihaneh تشکرکرده اند .

    reihaneh (جمعه 18 تیر 89)

  15. #48
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 دی 89 [ 19:46]
    تاریخ عضویت
    1389-3-26
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    2,487
    سطح
    30
    Points: 2,487, Level: 30
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    میدونم که باید قوی بشم و میخوام که قوی باشم . اما خیلی سخته که کسی رو نداشته باشی که زندگیت براش مهم باشه . سرنوشتت و زندگیت .راستش الان که سکوت کردم فقط باعث فراموشی خودم شدم . حرفای خوبیم دربارم نمیزنن که گاهی باعث میشه خیلی احساسای بدی بهم دست بده اینکه فراموش کنم که حق با منه . احساس بی ارزشی و پوچی . مثلا" بابام برمیگرده میگرده میگه حتما" مردم یه چیزی دیدن که حرف میزنن یا اینکه کی یه دختری رو قبول داره که با خانوادش مشکل داره و اندازه سر سوزن فکر نمیکنه که خودش اشتباه کرده چون به نظر اون یه مرد حق داره هر کاری دلش خواست و هر حرفی دلش خواست درباره دخترش انجام بده و دختر هیچ حقی برای اعتراض نداره و بزرگترین مخالفت و نگرانی من هم همینه حالا اگه من کلی تلاش کنم و یه تحصیلات خوب هم پیدا کنم .باز یه دختر بی کس و کارم چون میدونم جامعه ما جامعهای هست که این جور دخترا رو قبول نداره .
    در مورد دوستا هم که شما میگید برم و مشکلاتمو بگم . چطور میتونم به دوستام بگم کهمثلا" همسایه هام دربارم چی میگن خوب مساما" عکس العمل اونا اینه که ازم فاصله میگیرن . یا اینکه بگم داداشم معتاده یا اینکه بگم خانوادم یه همچین رفتاری باهام دارن .نه به نظرم اصلا" صلاح نیست بهشون چیزی بگم . تنها دوستایی که میتونم این حرفامو بهشون بگم شماها هستین .

    اما کلا" وضعیتم تو خونه الان چیز جالبی نیست نه تونستم حق خودمو بگیرم چون که هنوز همه با کمال بیشرمی هر چی دلشون میخواد دربارم میگنو ذره ای احساس اشتباه کردن نمیکنن . و میشه گفت دارم تبدیل به یه موجود ذلیل میشم . و این ماجرا هم داره تبدیل به یه عقده کشنده تو دلم میشه که نمیدونم چطور باید تخلیش کنم .

  16. کاربر روبرو از پست مفید parnaz88 تشکرکرده است .

    parnaz88 (یکشنبه 20 تیر 89)

  17. #49
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 شهریور 89 [ 00:08]
    تاریخ عضویت
    1389-2-28
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,646
    سطح
    31
    Points: 2,646, Level: 31
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 190 در 75 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    قوی تر شدن یعنی چه؟
    شاید خیلی شعاری باشه ولی تو خودتو داری که بهترین یارته.....بارها شنیدیم که میگن خودسازی...خودشناسی....ولی من خودم تا سالها دقیقا حس ش نکرده بودم....
    تو وقتی که خودتو داشته باشی...(که نمیخوام با جزئیات بی موردم لفتش بدم...) هیچوقت شکست نخواهی خورد...انسان میتونه خیلی بزرگ بشه این حرف رو هم اینقدر شینیدم و بیخودی تکرار شده که پوچ شده ولی شاید منظورمو درک کنی...
    جواب سوال: هرچه تکیه ت به خودت بیشتر شه...قویتری

  18. 2 کاربر از پست مفید rroogg تشکرکرده اند .

    rroogg (یکشنبه 20 تیر 89)

  19. #50
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    RE: دختری در آستانه خود کشی

    نقل قول نوشته اصلی توسط parnaz88
    میدونم که باید قوی بشم و میخوام که قوی باشم . اما خیلی سخته که کسی رو نداشته باشی که زندگیت براش مهم باشه . سرنوشتت و زندگیت .راستش الان که سکوت کردم فقط باعث فراموشی خودم شدم . حرفای خوبیم دربارم نمیزنن که گاهی باعث میشه خیلی احساسای بدی بهم دست بده اینکه فراموش کنم که حق با منه . احساس بی ارزشی و پوچی . مثلا" بابام برمیگرده میگرده میگه حتما" مردم یه چیزی دیدن که حرف میزنن یا اینکه کی یه دختری رو قبول داره که با خانوادش مشکل داره و اندازه سر سوزن فکر نمیکنه که خودش اشتباه کرده چون به نظر اون یه مرد حق داره هر کاری دلش خواست و هر حرفی دلش خواست درباره دخترش انجام بده و دختر هیچ حقی برای اعتراض نداره و بزرگترین مخالفت و نگرانی من هم همینه حالا اگه من کلی تلاش کنم و یه تحصیلات خوب هم پیدا کنم .باز یه دختر بی کس و کارم چون میدونم جامعه ما جامعهای هست که این جور دخترا رو قبول نداره .
    در مورد دوستا هم که شما میگید برم و مشکلاتمو بگم . چطور میتونم به دوستام بگم کهمثلا" همسایه هام دربارم چی میگن خوب مساما" عکس العمل اونا اینه که ازم فاصله میگیرن . یا اینکه بگم داداشم معتاده یا اینکه بگم خانوادم یه همچین رفتاری باهام دارن .نه به نظرم اصلا" صلاح نیست بهشون چیزی بگم . تنها دوستایی که میتونم این حرفامو بهشون بگم شماها هستین .

    اما کلا" وضعیتم تو خونه الان چیز جالبی نیست نه تونستم حق خودمو بگیرم چون که هنوز همه با کمال بیشرمی هر چی دلشون میخواد دربارم میگنو ذره ای احساس اشتباه کردن نمیکنن . و میشه گفت دارم تبدیل به یه موجود ذلیل میشم . و این ماجرا هم داره تبدیل به یه عقده کشنده تو دلم میشه که نمیدونم چطور باید تخلیش کنم .


    پرناز عزیز،

    چقدر مهمه که جامعه چنین دخترانی رو قبول داره یا نداره؟

    اصلا کی‌ گفته هر چی‌ جامعه میگه درست هست؟

    تا وقتی‌ که خودت خودت رو قبول نداشته باشی‌، چه پسر باشی‌ چه دختر، هیچکس قبولت نداره...

    و من اتفاقا خانوم‌های موفق زیادی رو میشناسم که از خیلی‌ از مردها، هم مرد تر هستند، هم مستقل تر و هم موفق تر...

    همه اینها بستگی به خود شما داره و اینکه چطور از ظرفیت‌هات استفاده کنی‌، چطور سعی‌ کنی‌ مشکلاتت رو شکست بدی،

    و ضمنا، نمیدونم چقدر به خدا معتقدی،

    اما از نظر من هیچ انسانی‌ تنها نیست، چون هر انسانی‌ خدا رو در کنار خودش داره،

    سعی‌ کن نماز بخونی‌، با خدا درد دل کنی‌،

    این چیزی هست که گاهی‌ خود من رو خیلی‌ آروم میکنه!

    مطمئن باش شما رو هم حسابی‌ آرومت میکنه و این رو فراموش نکن،

    که خیلی‌ وقتها، خداوند تنها کسی‌ هست که بالای بنده هاش در میاد و هواشونو داره به خصوص که اگر دلشون مثل دل شما پاک باشه و شکسته...
    همه رو بسپار به عدالت خداوند!
    که در گرفتن حق دلشکسته ها، با هیچکس شوخی‌ نداره!

    کامران




  20. 3 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (شنبه 19 تیر 89)


 
صفحه 5 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.