سلام دوستای خیلی خوبم.
صبح اول هفتتون بخیر.
فکر میکردم یه مدت نمیتئنم بیام تو اینترنت اما انگار هنوز میتونم
امیدوارم شب آرزوها رو با دست پر گذرونده باشین.
خیلی برام جالب بود.نمیدونم چرا اون شب اول برا بچه های اینجا ذعا کردم.
شب آرزوها قبل از خواب داشتم دعا میکردم وسط آرزوهام خوابم برد
و...
ممنون آقای حسین پور(راهگشا(نقاب سابق))از همراهیتون.
و نگاه عزیز.
حرفاتون متین و مورد قبولم هست.
اما شاید ارسالی که اونروز فرستادم و اینکه یادی از اون دوستیم کردم برخی احساس کردن نکنه دوباره وسوسه شدم .
قبلش یک تشکر ویژه از برادر خوبم کامران بکنم که قوت قلب بسار زیادی به من میده و حرفاشون باعث شرمندگیم میشه و ممنون از دعای ویژشون.
و ممنون از دعای فرشته مهربون و بقیه دوستان که به یادم بودند.من هم به یادشون بودم.
و...
در ادامه باید بگم که همونطور که قبلا گفتم من متوجه شدم که دوستیم اشتباه بود هر چند جدا از اختیار ادامش صد در صد ناخواسته بود بعنی من با قصد قبلی دوست نشدم هر چند اشتباه کردم که ادامه دادم.و الان هم به هیچ عنوان حاضر نیستم راه رفته ای رو که سختی های خودش را داشت برگردم.
در مورد روابطم هم با شوهرم تو این مدت خیلی فکر کردم و
حرف های حسین پور عزیز نیز بسیار جالب بود به این مورد فکر نکرده بودم.نکته خیلی مفیدی بود.
من آنیموس او آنیما
درسته و این آگاهی خیلی به من کمک خواهد کرد.
به هر حال من و شوهرم داریم سعی میکنیم که به زندگیمون که خیلی هم آسون بدست نیومده کمک کنیم و فکر کنم وقتی دوطرفه باشه مثمر ثمرتر خواهد یود.
و فکر کنم این طبیعی ست که موارد گذشته من رو همچنان ناراحت کنه اما این در تصمیمم اثر نخواهد گذاشت.
و البته این را هم بگم که من چون شتاخت بیشتری نسبت به خودم و شوهرم پیدا کردم خیلی از موارد احساسی از جانب شوهرم دیگه ناراحتم نمیکنه مواردی مهمتر از ابراز احساسات و رمانتیک بودن هست که احساساتم را جریحه دار میکنه که همنطور که قبلا گفتم نمیتونم اینجا بنویسم.
و امیدوارم مشاور بتونه کمک کنه.
بازم ممنون از همراهیتون.
![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)