غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
داری رشد می کنی ، بهت تبریک می گم .
داری آزاد میشی ، بهت تبریک می گم .
داری لذت رها بودن رو تجربه می کنی ، بهت تبریک می گم .
قدرت گذشت پیدا کردی ، بهت تبریک می گم .
داری از هر چی که بوی وابستگی میده فاصله می گیری ، تبریک می گم .
داری دل می کنی از تمام چیزهایی که نمی تونی روی بودنشون سرمایه گذاری کنی ، تبریک می گم .
داری به اوج میری و کنده میشی از تعلقات زمینی تبریک می گم .
دستت داره به آسمون میرسه ، تبریک می گم .
دلت داره به بزرگی دریا میشه ، تبریک می گم .
از بندهای محکم زندان رها شدن
از سردی هوای زمستان رها شدن
در باور نسیم نشستن بدون رنج
از زخمههای محکم طوفان رها شدن
آدم شدن به شیوهی آنها که رستهاند
از حیلههای ممتد انسان رها شدن
باید سپرد ؛ چارهی آن سرسپردگیست
باید نوشت : چارهی درمان ، رها شدن
چقدر سخته پا روی دل گذاشتن
چقدر سخته بریدن از همه چیز و همه کس
و امروز تو چقدر قدرتمند شدی
می دونم محکمی چون دارم می بینم که همزمان با دل کندن غم و فشار رو تحمل می کنی
پس احساسی نیست و تو محکم تر از هر زمان دیگری داری تصمیم می گیری
چرا که تصمیم به گذشتن و دل کندن غم هایی داره
و تو امروز غم رو هم تجربه می کنی و خوشحال نیستی اما
استوار ایستاده ای و تصمیمت رو گرفتی .
خوشا آن روز که رها شویم از تمامی تعلقاتمان ، از هر چه که ما رو در بند و اسیر خود کرده .
امروز چقدر بزرگ و با ارزش شده ای .
آری حس شیرینی است رها شدن و من صمیمانه به تو تبریک می گویم .
تولد دوباره ات را تبریک می گویم .











علاقه مندی ها (Bookmarks)