سلام کیمیاخاتون عزیز
ممنون که هنوز به یادمی.
چقدر بچه های این تالار با محبتن.برا همیت آدم از این تالار دل نمیکنه.اعتیاد آوره به خدا.
میدونم که هر تایپیکی که باز میشه همه دوست دارن به نتیجه برسه اونم نتیجه خوب.
راستش وقتی اون تایپیک رو نوشتم دلم میخواست حرف بزنم و بشنوم.اما نمیدونم چرا الان دوست دارم فقط سکوت کنم و احساس کنم.
از حال و احوالم پرسیدی!!!!
از کدومش؟؟؟
اگه از دوستیم هست که همونطور که قبلا گفتم تموم شده.یعنی فکر کنم به نتیجه رسیدنم برای اشتباه و خطا بودن کارم کافی بود که کنار بکشم بلکل
من اشتباه کردم همین.
از لحاظ روحی هم خب هنوز به اون آرامشی که می خوام دست نیافتم ولی بلاخره پیداش میکنم
اندکی صبر سحر نزدیک است.
روابطم هم با شوهرم آرومه نه عاشقونه نه- عارفونه- نه بزن بزن -نه بکش بکش
مثل یک زن و شوهر عادی
نمیشه که انتظار معجزه داشت.
خدا رو شکر.
![]()













علاقه مندی ها (Bookmarks)