ممنونم از همه دوستان که وقت میذارن و سعی در کمک به من دارن واقعا کمک بزرگی به من هستید
فقط نمیدونم چرا احساس میکنم خیلیها که مطلبم رو میخونن سکوت کرده و سری به نشانه تاسف تکان میدهن که البته حق دارن. میدونین این که احساس کنی خدا از دستت ناراحته و نگران نگاهت میکنه از هر دردی بدتره حتی عذاب وجدان وترسه آبرو.اما خدا من رو خیلی دوست داره که این سایت رو جلو راهم قرار داده و شما رو.
در جواب lvlahtab عزیز باید بگم خودم میدونم یه مقدار دو پهلو نوشتم اما باور کن خیلی چیزای مهم تر نوشتم که به این گیر دادی اما خب درسته من شوهرم رو دوست دارم نه به اندازه ای که قبلا دوست داشتم اما هنوز دوستش دارم براش احترام زیادی قائلم.اینکه گفتم روابطمون سرد شده که البته قبل از آشنایی من با این اقا بود چون دیگه از جنگیدن برا ی زندگیم خسته شده بودم و یه جورایی بی تفاوت و این در سکس هم خودش رو نشون داد والبته از طرف من چون قبلا خیلی گرم بودم و همین.
و اینکه گفته بودین این خلا باید از طرف شوهرم پر بشه که صد البته درسته منتها من یه چیز رو توی این عمری که کردم فهمیدم که من و تو هیچ وقت نمیتونیم ذات و روحیات کسی رو تغییر بدیم گاهی میتونیم تاثیر گذار باشیم اما تغییر هرگز اگر اتفاق بیفته گذراست این من هستم که باید تغییر کنم تا بتونم تاثیر گذار باشم .شوهرم من رو دوست داره شک ندارم اما قدرت درک من رو نداره و نمیخواد.من که نمیتونم اون رو یه آدم پر احساس کنم او سیستمس همینجوره ولی امید به خدا.
و در جواب nastaran58 عزیز
باید بگم من به خودم خیلی میرسم و از لحاظ ظاهر و تحصیلات و هنر هم چیزی کم ندارم که متاسفانه به زور از دهان شوهرم کلمات تحسین . تشویق بیرون می آید و اون شوهرم است که به خودش نمیرسد و من از این موضوع هم ناراحتم و گاهی اوقات زورم بهش نمیرسه.
yas bano دوست عزیز ممنون از اینکه وقت گذاشتی و صادقانه از تجربه ات برام گفتی نمیدونی که چقدر نوشته ات برام مفید بود
خب من خودم میدونستم که دیر یا زود باید این دوستی رو خاتمه بدم و فکر میکنم امروز و فردا کردن درست نیست منتها من یه امتحانی دارم که برام خیلی مهمه و فعلا نمی خوام ذهنم آشفته بشه می خوام بذارم بعد از اون تمومش کنم برا همیشه.
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد
شما اعضای تالار فرشته های نجات هستید
دوستتون دارم![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)