سلام دوست گرامی
فرشته مهربان،نقاب و سارای عزیز وبقیه پیگیر اصل ماجرای شما هستند و من هم ترجیح دادم قسمتی از سوالاتونو که بهش پرداخته نشد پاسخ بدم.
چون به این سوال بارها و بارها فکر کردم و دنبال جوابهایی براش بودم:
نوشته اصلی توسط pashiman
از اونجایی که این اواخر جواب بیشتر سوالامو از طریق افراد و کارشناس های برجسته دین گرفتم و قانع شدم باید بگم که در هیچ کجای دین حرفی از درستی ریختن آبرو نشده ،چه آبروی دیگران چه آبروی خودمون
در هیچ کجا گفته نشده که وقتی من و تو و... در جایی خطایی،اشتباهی، و احیانا گناهی کردیم و بعد توبه کردیم و دیگه تکرار هم نشد و با خلوص نیت به فکر ادامه زندگی بودیم باید در آینده به خاطر اون گناه و اشتباه، آبروی خودمونو ببریم و بگیم مثلا در فلان تاریخ فلان کار رو کردم و...
تا حالا پیش خودت فکر کردی که با گفتن اشتباه بزرگی که در گذشته کردی چه شکهایی در آینده به وجود میاد؟
شاید الان خیلی ها بگن که باید گفت،چون حق همسر ضایع میشه و از این حرفا ...و فکرهایی از این دست که باید طرف از همه چیز گذشته من خبر داشته باشه ،که متاسفانه خودم هم یه زمانی همین موضوع رو قبول داشتم!!!
ولی خیلی چیزها هستند که باید بین خودت و خدای خودت باشن
مثلا همین مورد شما،خب به همسر اینده بگید،فکر میکنید که طرف که شما رو از همه نظر پسندیده و میخواد بهتون جواب +بده صرفا به خاطر یکی دو اشتباه گذشته شما جواب منفی میده؟
نه جانم ،دوره این حرفا گذشته .همه دختر پسرهای در شرف ازدواج میدونن که بالاخره یه روابطی هرچند کوچک وناچیزبه احتمال زیاد در گذشته همسرشون بوده،ولی بهتره همون سربسته و به صورت خصوصی باقی بمانند
با تشریح و حلاجی آن فقط همه چیز در آینده بد پیش میره،همین.
اگر بخوام بازتر کنم باید بگم که مثلا همین مورد شما ،به فرض که هر دو تصمیم دارید با هم ازدواج کنید، شما بهش میگید که قبلا رابطه جنسی داشتید،خب اون دختر اگر شما رو پسندیده باشه فقط و فقط بخاطراین مشکل کنار نمیکشه(به احتمال 90%)،حالا میخواید بدونید این وسط حرف شما در مورد رابطه گذشته، کجای ازدواجتون خودشو نشون میده؟
من بهتون میگم، وقتی عقد کردیدو اولین رابطه جنسی رو باهاش برقرار کردی دقیقا تمام حرفهاتون از گذشته و داشتن ... با فلانی و فلانی میاد وسط معرکه وتازه میشه(چیزی که مدتی خیلی زیاد اهمیت نداشته و با صمیمی تر شدن شما به چشم میاد) حالا بیاو درستش کن،به احتمال زیاد شک ها ایجاد میشن،اعتماد ها مخدوش میشن،سوالای زیادی به وجود میاد که مثلا طرف کی بوده ؟چند سالش بوده چی شد که رابطه به ... رسید؟ باهم چه جور رابطه ای داشتید؟و.......
خب دوستان واقعا این بی فکری که شاید بعضی ها اسمشو بذارند صداقت چه فایده ای داشت؟
اون طرف حق تصمیم گیری داشت وشما رو هم انتخاب کرد،ولی بعدش این حرفای شما در مورد گذشته چه کمکی به رابطتون کرد؟
غیر از اینه که آبروی شما خدشه دار شد؟غیر از اینه که دست کم لذت های... تو رابطه کمتر میشه؟غیر از اینه که لحظاتی که میتونستند خیلی شاد سپری بشن پر میشه از سوالهای پر از ابهام و کنجکاوی در گذشته؟
حالا تصمیم با خودتونه که آیا بخواید با این صحبت ها فقط آیندتون رو به بهونه ی صداقت به ویرانه بکشونید یا نه،به جای بردن آبروی خود تلاش در رفع اشتباهات گذشته خودت بکنی و اینقدر مصمم باشید که آثارش رو با به دست آوردن صفتهای خوب و برجسته محو کنید نه اینکه اون اشتباهات رو با گفتن به عزیزترین فرد زندگیتون ،برای مدت ها زنده نگه بدارید
دوست گرامی،جز راست نباید گفت،هر راست نشاید گفت
در آخر باز هم میگم که این صحبت من رو، با گفتن یک سری اصل ها که واقعا دونستنش حق همسر آینده هست ، اشتباه نگیرید
موفق باشید









علاقه مندی ها (Bookmarks)