سلام
انتخابهای احساسی، تحت تأثیر حرفا و بیانات دلبرانه یک پسر قرار گرفتن ، و مواجهه با عدم مسئولیت پذیری و رشد نیافتگی و ناپختگی و وابستگی هایش و به جای کنار کشیدن ، کوتاه اومدن و خلاف جهت حرکت کردن و بیشتر رشد دادن او در عدم مسئولیت پذیری و... همه اینها درد نامه های افراد متعددی هستند که نمونه آنها در این تالار را می توانی پیدا کنی .
دختر خوب
مطمئنم وقتی به عقب بر می گردی به خودت می گی اگه می دونستم اینطوره اصلا نمیذاشتم به عقد و نامزدی بکشه ، حالا هم بدون که بعد از عروسی خواهی گفت کاش برای عروسی عجله نمی کردم .
شما خودت و خانوادت رو در موضع تحقیر قرار دادی ، برای کی و برای چی ؟؟
برای پسری که مشخصه رو آوردنش به شما که بزرگتر از او بودید و مستقل و متکی به خود ، به خاطر خلاءهایی بوده که داشته ، اون یک تکیه گاه می خواسته نه همسر و این خلاء اون بوده ، و شما بی آنکه عاقلانه دوره ای را برای شناختنش به کمک یک مشاور قرار دهی و با تکنیکهایی که از یک مشاور دریافت کنی او را محک بزنی و بهتر بشناسی ، مدت دوستیتون ، فقط غرق ابراز احساسات او بودی ، و احتمال میدم که زبان فریبایی در ابراز عاشقی دارد ، یعنی از این بابت رمانتیک تشریف دارن ، و خلاء شما هم همین بوده که در مقابل این زبان و بیان ، مسخ شدید .
اما تعجبم از اینه که با این همه بلا ، چطور بدون در نظر گرفتن آینده ای که از همین الآن معلومه ، با عجله راه عروسی را در پیش گرفتین و از موقعیتی که می تونی با آن او را وادار کنی تغییر کنه ، و به خصوص نزد مشاور بره (چون مشکلاتش ریشه ایه )، داری این موقعیت رو هم از دست میدی .
با این روند ته این ازدواج طلاقه .
بهتره از طرف خودت و خانوادت شرط بزارید ، که تا سربازی رو حل نکردی و سر کار نری و مثل یک مرد رفتار نکنی و مشاوره هم نری از عروسی خبری نیست ، و ارتباطت با او را هم محدود کنی ، یعنی به نوعی تنبیه و تحریم براش قرار بدید که برای این کار خانوادت بیشتر باید قاطعیت نشون بدن و بعد هم خودت چنین باشی و این فرصت رو از دست ندید .
اولاً می تونید به بهانه ای به مهمونا خبر بدین که تاریخ عروسی به تعویق افتاده ، اگر هم نشد حداقل بعد از مراسم ، عملاً عروسی صورت نگیره تا شرطها رو عمل کنند .
عاقل باشید و لاقل با جلوتر نرفتن جبران غیرعاقلانه عمل کردن گذشته را داشته باش








علاقه مندی ها (Bookmarks)