به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array

    تردید در بچه دار شدن

    با سلام

    اگر در جریان تاپیک قبلی من بوده باشید من یه مدتی با همسرم مشکلات شدید داشتیم و این مشکلات دوبار در طول 7 8 سال زندگی مشترکمون، تا مرز جدایی هم مارو برد. ولی بهرحال برگشتیم و باهمیم در حال حاضر. فعلا خداروشکر خوبیم. گهگاه دعواهایی میشه ولی خب مثل قبل زیاد ادامه دار نمیشه. و عادیه به نظرم.

    فقط یه موردی که جدیدا منو اذیت می کنه اینه که خیلی دوست دارم مادر بشم ولی خیلی هم می ترسم. موارد زیر دلایل ترس من هستن.

    1- همسرم خیلی وسواسه و گیر میده به همه چیز. اینو خودشم قبول داره ولی کاری برای ترکش نمی کنه. مثلا توی آشپزخونه که میاد شروع می کنه از کارهای من ایراد گرفتن. این چیه تو یخچال؟ این وسیله رو خراب کردی، اینو اینجا نذار خراب میشه، و .... این موضوع باعث شده هم خودم اعصابم بهم می ریزه هم می ترسم در آینده با بچه هی از در گیر دادن وارد بشه و بچه اعتماد به نفسش از دست بره.

    2- همسرم توی کار خونه خوشش نمیاد کمک کنه. همین الانشم فقط موقعی که مهمون میاد کمی کمک می کنه. در کار بچه داری هم میگه من کاری ندارم و هیچی بمن ربطی نداره! من اینو نمی تونم قبول کنم و واقعا باهاش مشکل دارم.

    3- خانواده همسرم کلا زیاد به بچه گیر میدن و به نظرم نمی ذارن بچه بچگی کنه. من اینو نمی پسندم. می ترسم این اخلاقاشون باعث تنش بین من و اونا بشه.

    4- خانواده همسرم از الفاظی استفاده می کنن که من خوشم نمیاد. مثلا خواهر همسرم چند روز پیش می گفت پس کی می خواین یه توله ... بیارین ما باهاش بازی کنیم!!!! من یه جوری با تعجب نگاهش کردم و گفتم این چه حرفی بود. می ترسم این الفاظ ادامه پیدا کنه و بهم برمی خوره.

    5- سنم داره بالا میره و می ترسم اختلاف سنی بین والدین و بچه خیلی زیاد بشه و بچه بیچاره در سنی که مثلا دوست داره مادر و پدر جوون و پر انرژی داشته باشه، با یه جفت زوج غرغرو و پیر طرف باشه . البته اگه تا اونموقع زنده بمونیم. اگه زنده نمونیم که طفلکی در اوج جوانی داغدار میشه.

    6- احساس می کنم خیلی خسته میشم و انرژی ندارم برای بزرگ کردن بچه و سر و کله زدن باهاش. شاید بخاطر سنمه.

    حالا واقعا موندم که آیا می ارزه آدم بچه دار بشه با این وضعیت؟
    و اینکه قبل از بچه دار شدن سر چه چیزهای جزئی و ریز باید با همسر به توافق رسید؟ آیا لازمه و اصلا ممکنه که مثلا یه چیزی مثل اساسنامه تنظیم کرد برای بچه دار شدن؟؟؟
    گیا اینکارو کردن و موفق بودن؟ روشتون چطوری بوده؟
    ویرایش توسط فرزانه 123 : چهارشنبه 23 تیر 00 در ساعت 00:54

  2. کاربر روبرو از پست مفید فرزانه 123 تشکرکرده است .

    Pooh (پنجشنبه 24 تیر 00)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.