با سلام
من هم مثل بقیه مشکل دارم
زندگی من از سال 85 شروع شد اما از همون روزهای عقدبستگی دعوا و نزاع داشتیم تا به الان . در بعضی موارد من مقصر بودم و در بعضی موارد شوهرم
پدر شوهرم با من دعوا کرد کار به جای کتک زدن من رسید و ... اینو گفتم که بدونید چه دعواهای سختی داشتیم
شوهر من ادم خیلی خوبیه اما خوب ما با هم تفاوت داریم و چیزهایی که برای من مهمه برای اون بی ارزشه و مصر و باتعصب روی حرفش وایمیسه که من اشتباه می گم و این اصلا مهم نیست
این مسایل بیشتر در روابط اجتماعی بروز می کنه . من خیلی به ادب و نزاکت در برخوردها اهمیت می دم اما اون فقط راحتی خودش م یبینه
مثال می زنم : من می گم وقتی کسی می یاد خونه ما تونباید با لباس خونه باشی و بهتره لباس رسمی بپوشی می گه نه برای چی . خانواده اش هم همینطوره هر مهمونی بیاد همان لباس خونه را دارند . می گم لااقل فامیل من که می یان رعایت کن اما...
می گم سر سفره باید چهار زانو تمیز بشینی اما می گی هرجور راحتم می شینم عین ادمهای غذا نخورده و سرخیابونی می شینه سر سفره
یک کلام بگم از نظر فرهنگی زمین تا اسمون با هم فرق داریم و همین اساس همه مشکلات ماست
ما سر همه چیز با هم دعوا می کنیم همه چیز
سر غذا ، مهمانی رفتن ، تلفن حرف زدن ، لباس پوشیدن ، مادر شوهر و خانواده شوهر و...
ا زهفت روز هفته ده روز دعوا می کنیم . مشکل بزرگ دیگه اش اینه که بد دهنه و عفت کلام نداری . سر هیچ و پوچ به من فحش می ده : کثافت ، بیشرف ، بی شعور ، احمق ، پدر سگ ، و بسایری کلمات زشت دیگه که من حتی معنیش را نمی دانم
به خدا راست می گم . برعکس من ادمیم که هیچ وقت کلمات و حرف های زشت از دهنم بیرون نیامده . اصلا نمی تونم تحمل کنم و در برابر فحشهای اون فقط گریه می کنم و افسوس می خورم
در برابر خانواده اش حرفهای اونا در اولویته یعنی اول اونا بعد من
البته بگم بهم می گه خیلی دوستت دارم . من هم باور می کنم اما وقتی اینطوریه چجوری ...
به مناسبت های مختلف براش هدیه می خریدم : روز تولد به قمری و شمسی - روز عروسی و عقد جداگانه به قمری و شمسی -روز مرد - روز تولد امام جواد چون هم نام شوهرمه - روز مهندس - روز کارمند و .. خلاصه به هر بهانه ای مناسبت می گیرم و هدیه می خرم و اون روز گرامی می کنم اما اون اصلا بی تفاوت . انگار نمی بینه که من چه می کنم که حداقل یکیشو تلافی کنه . روز زن هیچی حتی تبریک هم نگفت . روز های دیگه همینطور من هم تصمیم گرفتم دیگه این کارا رو نکنم . تولدش اصلا به روی خودم نیاوردم و مناسبتهای دیگه هم همینطور
همیشه قهریم و دعوا داریم
یک چیز مهم دیگه اینکه ما دو سال عروسی کردیم اما هنوز شب زفاف نداشتیم . می دونید که منظورم چیه ؟
نشده چون اون زود انزال هست . دارو و دکتر هم رفته اما مساله حل نشده . البته وقتی هم که انزالش دیر هست ما اون عمل انجام نمی شه . من هم دکتر رفتم معاینه شدم اما مشکلی نداشتم . نمی دونم بلد نیستیم یا چیز دیگره . به هر حال روابط جنسی داشتیم و شوهرم خیلی سعی کرده مرا به لذت برسون و از این مو ضوع هم خودش خیلی ناراحته اما نمی دونم به چه دلیل موفق نیستیم
لطفا حالا بگید من چه کنم ؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)