ارم عزیز حالتو درک می کنم
منم دخترم تقریبا سه سالس و شیطون
از سرکار که میرم خونه تمام وقت درگیر بازی با دخترم هست یا رسیدگی به تکالیف و درس ها پسرم
پدرشون هم یه مقدار رو احترام حساسه و خیلی با پسرم که همه چی رو به شوخی و خنده برگزار میکنه درگیر میشه
ما برای رفع مسئله روزمرگی هر وقت نیاز به حرف باشه میریم پیاده روی ( شهر ما کوچیکه و شبها تو مسیر ما خلوته شاید یه نفرو تو کل سیر ببینیم)
هم بچه ها با دویدن و... انرژیشون تخلیه میشه هم ما صحبت میکنیم
برای کوچولوت یه کلبه با تکا و پتو درست کن و یادش بده بازی کنه
من پسرم 1.5 بود که براش کلبه میساختم و شاید تا یه ساعت مشغول کلبه بازی بود خودم چندین بار بهش سر میزدم و میرفتم خونش مهمونیو...








علاقه مندی ها (Bookmarks)