ممنونم بابت پاسختان
ولی
ولی واقعا اینجوریه
یکی به من میگه خوشبحالت ولی نمیدونه چقدر مشکل دارم و چقدر دوست دارم حمایت بیشتر خانواده رو داشته باشم
یا مثلا من قرار نیست همه پول زندگی رو بدم چون حقوقم نمیرسه
یا مثلا من کمبود مالی ندارم ولی کمبود محبت همسری دارم اونم بخاطره شکست در زندگیم بیشتر
شما درست میگید باید بزارم هر وقت موقعش با فرد مناسب شد ازدواج کنم
ولی من همش فکرم درگیر این مسیله هست
و جالب تا ٢ سال نیم پیش اصلا فکر نمیکردم بهش ممکن خوااستگارم داشتم ولی ٩٠ درصد الان مغزم به ازدواج فکر میکنه
این منو اذیت میکنه
دلم میخواد درس اولویت من باشه وبچم اولویت من باشه قصد ازدواج بره تو حاشیه لازم به ذکر بگم این موارد دوست داشتن ها و گزینه های ازدواج فقط در حد فکر و والا حداقل ٨تا٩ سال دیگه موقعیت ازدواج من فراهم میشه یعنی چی
یعنی من فقط فکر ازدواج میکنم و به عمل نمیرسه دلم میخواد همین فکرم نکنم و جاشو به کار تحصیل زندگی بچه بدم
یه چیز جالب بگم
متاسفانه شاید انقدر به ازدواج فکر میکنم دیگه جایی و راهی برای دوست داشتن چیزهای دیگه نمیمونه دیگه انرژی نمیمونه
انقدر توجهم حالا بخاطره کمبود یا در ناخوداگاهم برای جبران انتخابم و بخشیدن خودم بخاطره انتخاب غلطم دیگه حسی برای چیزهای دیگه نمیمونه
بازم ممنون زحمت کشیدید








علاقه مندی ها (Bookmarks)