به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 1928

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 31 تیر 04 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1397-1-08
    نوشته ها
    150
    امتیاز
    8,453
    سطح
    62
    Points: 8,453, Level: 62
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 297
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    233

    تشکرشده 371 در 127 پست

    Rep Power
    42
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه زیبایی ها نمایش پست ها
    سلام
    نه چون ترسو و بزدل هستیم مایه عبرت میشیم
    خودم و دارم میگم
    سبک زندکی و نوع نگاهمون درس عبرت میشه.
    و اینکه اونا احتمالا یاد بگیرن
    انزجار خودمونو از فقر و بی پولی نباید گردن یک نفر دیگه بندازیم!
    خودمون ترس از فقر داریم نباید گردن پرتوقعی همسر یا بچه نندازیم!

    بله همینطوره انقدا هم پیچیده نیست قضیه:)
    "ترس" از فقر داریم؟؟؟ خدا رو شکر که قضیه اصلا پیچیده نیست و بازم متوجه ابعاد فاجعه نیستین، اگه پیچیده بود میخواستین چیکار کنین؟
    الهه خانم خط فقر میدونی الان چقدره؟ 10 میلیون تومن. یعنی اگه زیر این مبلغ درامدته همین الان بای دیفالت فقیر هستی! دیگه بعد از مزدوج شدن پیشکش :)

    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه زیبایی ها نمایش پست ها
    خودم و دارم میگم
    اره مشخصه خودتو داری میگی :)
    کی میدونه این سالها چقدر برای ازدواج و تشکیل زندگی زور زدم. اما نشد. از اول که انقدر ترسو و بزدل نبودم. یه موقعی شور و نشاط و انرژی داشتم. ولی به خودم اومدم دیدم هرچی دارم میدوئم انگار رو تردمیلم.
    باشه من ترسو اما ترجیح میدم مجرد بمونم ولی یک ثانیه هم شرمنده ی نگاه بچه م نباشم که یه چیز ساده ازم بخواد و نتونم تهیه کنم. پسرم دخترم همسرم ببخشید که انزجارم از فقر و بی پولی رو گردن شما انداختم و نخواستم به زندگی گل و بلبل من پا بذارین :)


    اینم همینجوری بی ربط: پیش پاتون کولرگازی بانه ای خریدم 12.650. کل حساب پس اندازم و مساعده ای که گرفته بودم خالی شد. فردا باید مساعده رو مساعده بگیرم زنده بمونم تا سر برج...
    __________________________________________________ __
    خیلی وقت بود تصمیم گرفته بودم دیگه اینجا نیام. ازدواج که کلا کنسل شد. هر چی بلد بودم هم گفتم. هر توصیه و نظری داشتم افاضات کردم. دیگه حرف خاصی نمیمونه. این صحبتای آخر با سحرخانم و الهه خانم هم شاید ناخواسته برام تلنگری بود که فلانی حالا چارنفر میخوان مزدوج بشن ضدحال نباش، اوقات بقیه رو تلخ نکن. حالا من نتونستم، بقیه شاید بتونن.
    لذت بردم از مصاحبت همه تون
    شب و روزگارتون خوش
    __________________________________________________ __

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش

    بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

    از بس که دست می‌گزم و آه می‌کشم

    آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش

    دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که می‌سرود

    گل گوش پهن کرده ز شاخ درخت خویش

    کای دل تو شاد باش که آن یار تندخو

    بسیار تندروی نشیند ز بخت خویش

    خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد

    بگذر ز عهد سست و سخن‌های سخت خویش

    وقت است کز فراق تو وز سوز اندرون

    آتش درافکنم به همه رخت و پخت خویش

    ای حافظ ار مراد میسر شدی مدام

    جمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش

  2. 4 کاربر از پست مفید scarface تشکرکرده اند .

    gholam1234 (شنبه 05 مهر 99), الهه زیبایی ها (یکشنبه 06 مهر 99), سحر بهاری (شنبه 05 مهر 99), شمیم الزهرا (شنبه 05 مهر 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.