سلام جناب اسکارفیس.
1- به سختی.... جبورم به باید ها فکر کنم و به نتایج مثبتی که برایم ایجاد خواهد کرد.
2- اینکه اگر پسر میشدی دوست داشتی چی کاره بشی؟ دوست داشتم ملوان بشم.
3- توی تسلیم،رضایت و خرسندی ای ملایم. ... من که هنوز موفق نشدم. ولی خیلی ها تونستن به احساس خوشبختبی برسن.
4- کتاب زیاد خوندم ولی جدیداها حس میکنم دیگه از همشون بدم میاد. قبلا کتاب مایده های زمینی، وضعیت آخر و کیمیاگر رو خیلی دوست داشتم. فعلا با خوندن شعرهای سنتی بیشتر ارتباط برقرار میکنم. اشعار سعدی، حافظ و ...
5- سحرخیزان بهتر از وقتشون استفاده میکنن. احتمالا کامرواتر از غیر سحرخیزان هستن :)
6- از این نظر که بازگشت داشته باشه به دنیای واقعی و ارتباطات واقعی خیلی خوبه. ولی در این دوره، رراه ارتباط با دنیایی فراتر از مرزها، همین فضای مجازیه. میتونه استفاده های مثبت زیادی ازش بشه.
البته من خودم خیلی دلم میخواد بذارم کنار و یه مدت برم اصلا یه جا توی یه روستا که هیچی راه ارتباط الکترونیکی نباشه، یکم ارتباطم رو با خودم و طبیعت قوی کنم.
- - - Updated - - -
1-خلاف..... خدا رو شکر اهل خلاف نیستم.
بزرگترینش فکر کنم این بود که به وسیله ای رو به دوستم توی خوابگاه قرض داده بودم و او یادش رفته بود پس بده تا اینکه یه روز نیاز فوری بهش پیدا کردم و هر چی زنگ زدم جواب نداد مجبور شدم خودم برم از توی وسایلش برش دارم :(( البته بعدا براش توضیح دادم. ولی فکر کنم بدش اومد از این کارم.
فعلا فقط این توی ذهنمه.
2- نه
3- هیچ کدوم.
فقط منظورتون همین چایی که دم میکنیمه؟ اگر منظورتون اینه، چایی رو هر روز صبح و عصر میبنم.
چرا سوالای ترسناک میپرسین؟








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)