به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 مرداد 99 [ 14:47]
    تاریخ عضویت
    1399-3-06
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    2,106
    سطح
    27
    Points: 2,106, Level: 27
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 9 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    خانومم شدیدا فحاش و شکاک است - نمیدونم ادامه بدم یا طلاق بگیرم!

    سلام دوستان عرض ادب.
    آقایی 27 ساله هستم که حدود 2 ساله ازدواج کردم و 6 ماهه که زیر سقف هستیم و بچه هم نداریم.
    اولا اینکه میدونم تو هر دعوای زن و شوهری، هر دو طرف مقصرن و منم اشتباهاتی داشتم. اما میخوام وضعیتی که الان درگیرش هستم رو عرض کنم خدمتتون.

    خانوم بنده تو مواقع دعوا شدیدا فحاش و توهینگر هست. رکیک ترین الفاظی که فکرش رو بکنید که شرم دارم اینجا بیان کنم. اول از خودم شروع میکنه و بعد به پدر و مادر و اعتقادم و قومیت و... میرسه. توی دعواها با تمام وجود فریاد میزنه و جیغ میکشه، صاحب خونه دو سه بار مارو جواب کرد که با شرمندگی و... پشیمونش کردم که بتونم تا آخر سال بمونم.
    تقریبا نسبت به هر شخصی بدبین هست. حتی کسایی که اولین بار میبینتشون. خدا نکنه شروع کنه پشت سر کسی حرف زدن، منم باید حتما به اون طرف فحش بدم تا راضی بشه. حتی بارها مجبورم کرده به مادر و پدرم فحش بدم تا جیغ و داد نکنه. (با اینکه بعدش باز کار خودشو انجام داده)

    شکاک هست. شک الکی و بدبینی بیجا به محل کارم داره، بارها و بارها گوشیم رو چک کرده و با اینکه هیچوقت چیزی پیدا نکرده بازم ادامه داده این کارو. دیروز رفت اسم چندتا مخاطب و همکارم رو از گوشیم حذف کرد.

    2 ساله ازدواج کردیم، اما هنوز اسم آدمایی که قبلا باهاشون دوست بوده تو خونه ما هست. بارها گفتم دوست ندارم اسم پسرایی که الان نیستن رو بیاری، اما میگه "بابا اونا که چیزی نیست و دیگه رفتن" و ادامه داده. مثلا فلانی تو فلان چیز از تو بهتر بود!

    سرتون رو درد نیارم، مشکل اصلی من باهاش فحاشی بسیار رکیک و خشم کنترل نشدنیش هست. بارها از سرکار با میگرن اومدم خونه، شروع کرده بدون مقدمه پشت سر خانوادم حرف زدن و نذاشته من بخوابم یا دراز بکشم. بعدش هم که گفتم "ای بابا سرم درد میکنه بذار واسه یه موقع دیگه" گفته باز تا حرف خانوادت شد سرت درد گرفتی ک... و شروع کرد به فحش دادن و منم چندبار از کوره در رفتم و درگیری فیزیکی هم داشتیم.

    بارها به طلاق فکر کردم، اما از حسای بدی که میگن بعدش میاد واهمه دارم. نمیدونم چه کنم؟! مشاوره هم رفتیم بی فایده بوده، بزرگای فامیل هم یه بار وساطت کردن اتفاقی نیفتاده

    ببخشید طولانی شد، دلم پر بود
    ویرایش توسط yusefnabavi : یکشنبه 25 خرداد 99 در ساعت 12:39


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.