به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 06 مرداد 03 [ 00:29]
    تاریخ عضویت
    1395-10-17
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    6,259
    سطح
    51
    Points: 6,259, Level: 51
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 17 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    درماندگی همیشگی ازروابط مادر وهمسرم

    سلام دوستان نماز روزه هاقبول.
    اگه میشه عنوانهای قبلیمو بخونین تا متوجه بشین چه مشکلاتی داشتم . همه چیز مثه قبله بااین تفاوت که شوهرم فوق العاده بداخلاق شده اگه ۵دقیقه خوانوادموبببینه کلی هم به اوناتیکه میندازه هم منو بیچاره میکنه. من باردارم ،مامانم وقتی فهمید بچه دختره خوشحال شدوبعد گف خداروشکر یه داماد گیر شوهرت میاد انشالا بدلش نباشه ودوسش نداشته باشه تاحال منو بفهمه خیلی دلم شکست ، حدود دوهفته مامانم پیش مابود بخاطر شرایطم واینقدر این دوهفته بخاطر مشکلات بین همسرم ومادرم بم سخت گدشت که هرشب خواب بدمیدیدم وفقط ارزو میکردم تنهاباشم. بچها خیلی ازحرفای شوهرت درباره بی مهری بی توجهی خانوادم درسته ازطرفی مامانم میگه داماد مورد علاقه من نیست برای همین نه محبت میکنن نه احترام میزارن هیچی .شوهرم هم انگار افسرده شده باهمه بدشده مخصوصا خانوادم خلاصه من تصمیم گرفتم چندماهی تنها توی یه خونه دیگه که داریم تنهازندکی کنم تا بچم بدنیابیاد بعد درباره زندگیم باشوهرم تصمیم بگیرم نطرتون چیه ؟. حتمامیگید چراباردارشدم قبلا اینقدر حاد نبودمشکل الان چندماهی بعد یه سری اتفاقات که اوضاع خیلی خراب شده وروزبروز بدترمیشه راستش ازهمشون کینه بدل دارم حس میکنم واقعا ازدواجم اشتباه بوده قبلا هم گفتم ازینکه دخترخوبی بودم برای خودم متاسفم که یه عمر دلم میخواس به خواسته مامانم رفتارکنم انگار زندگیمو باختم نه جوونی کردم نه خوشی کردم اینم ازازدواجم ،دقیقا حرف همسرم هم همینه من جوونی نکردم کارایییکه بقیه پسرامیکردم نکردم حقم این نبود برم توخانواده ایکه اینهمه بامن بدرفتاری وبی مهری کنن جونیم رفته عمرم رفته تنهام ادم که متاهل میشه میره سمت خانواده زنش ماتنهاترازقبل شدیم وازین حرفا ، دوستام فامیل هرکیو میبینم واقعا همین طورن ما خیلی بدشانس هستیم هردومون وانگار به بن بست رسیدیم

  2. کاربر روبرو از پست مفید عطریاس تشکرکرده است .

    maadar (شنبه 03 خرداد 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.