خادم رضا عزیز.
ممنون از حُسن توجهتون به تاپیکم.
یکم سخت آنتن دادم چی به چی شد ولی وقتی فهمیدم کلی خندیدم
ممنون، شما هم شاد باشید.
خانم مهندس عزیز
خوشم میاد پیگیر هستی و هرچی من میگم، باز یه چیز جدید میگی و این خیلی خوبه و باعث میشه من ذهنم هی بازتر میشه نسبت به موضوع.
اصلا هم ناراحت نمیشم، چون میدونم چیزی اینجا گفته بشه از روی خیر و صلاح و کمک هست.
من زیاد تو زندگیم با جنس مخالف نبودم، نهایتش چهار پنج نفر.
لباسام همیشه پوشیده هست، نمیتونم بگم محجبه هستم ولی پوشش دارم، مخصوصاً تو مکانهای عمومی همیشه مانتوهایی که مدلشون گشاد و آزاد هست میپوشم و هیچوقت هم تاحالا جلو باز نپوشیدم، به نظرم رفتارم بد نیست، اصلا اینجوری نیستم که بیرون با آدمهای غریبه مثل فروشنده و متصدی بانک و ... بگم یا بخندم، هیچ حرف اضافهای نمیزنم هیچوقت و کارمو انجام میدم و میرم.
اونایی هم که گفتم اینجوری نیست که خیلی راحت برگرده اظهار نظر کنه در مورد هیکل و قیافه و ..... فکر کنم من خیلی بد توضیح دادم تو پست بالاتر و دید بدی ایجاد کردم.
آره رفتم الان خوندم دوباره، اون تیکهای که گفتم چه از طرف خانوم و آقا سریعاً ......
این جمله یکم دید منفی ایجاد کرد.
نه در مورد آقایون انقدر واضح نیست، اونایی که باهاشون یکم راحتتر هستم اظهار نظر میکردن که من اون موقع فکر میکردم که این چیزا طبیعی باشه که بعدها فهمیدم نه و نباید اینجوری باشه.
یه بار از یکیشون راحتتر بودم و خیلی ناراحت بودم سر این موضوع پرسیدم، گفت هیچ ربطی به پوشش و رفتار سنگین و آرایش نداشتن نداره، میگفت بعضیا یه کشش جنسی خاصی دارن که حتی اگه چادر هم داشته باشن، باز اون کشش نسبت بهشون هست.
نمیدونم چی بگم والا، من مخالف اصل قضیه نیستم چون به هر حال چیزی هست که خدا آفریده ولی بعد از این جریانات یکم حس ترس نسبت به جنس مخالف دارم.
راستش مثلا الان هرکی بیاد خاستگاریم و از من خوشش بیاد من فکر میکنم واسه این چیزاست، واسه همین بدم هم نمیاد خاستگار سنتی داشته باشم و از طریق خانواده و رسمی جریان جلو بره.
بازم ممنون ازت، بازم فکر میکنم به حرفات، شایدم از اونور بوم افتادم و این ترس و حس منفی تو رفتارم مشخص هست و خودم متوجه نیستم یا پالس منفی میدم و خودم نمیفهمم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)