به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 1928

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام دوستان. حالتون خوبه؟

    شما هم اینو شنیدین میگن اون دخترایی که انگشت دومی پاهاشون از شست بلندتره زبونشون برای شوهرشون درازه؟

    منم قبلاها همینجوری بودم و هی همه بهم میگفتن تو زبونت بعدا برای شوهرت درازه!
    امروز یهو دیدم مطالعات در مورد برابری حقوق زن و مرد تاثیر گذاشته و انگشت دومیه شده هم قد شستم. %-|
    به جان خودم کوتاه شده.
    حالا نگرانم نکنه کوتاه تر بشه پس فردا تو سری خور بشم؟ :'(

    آقا من دیگه مطالعه نمیکنم. همین قدر برابری بسه!
    :-)))))

    دیگه از دست استاد زده به سرم، از اونوری افتادم الکی خوشم! شما به بزرگی خودتون ببخشید.
    ____________-___-_-_--_________________________________________________

    راستی یه چیز باحال دیگه هم براتون تعریف کنم.
    جمعه هفته قبل که خوابیدم که صبح برم دانشگاه، خواب بچه های دبستان رو دیدم. خواب دیدم هممون توی یه اتوبوس از اون اتوبوس ایران پیما قدیمیا نشستیم داریم میریم اردو. توی همین سن الان بودیم. ولی بچه های دبستان بودن. رسیدیم یه جایی همه پیاده شدن جز من. اونا هم پیاده شدن و با هم راه افتادن رفتن. بعدشم من نمیدونم چرا نشستم پشت فرمون و رانندگی هم بلد نبودم و کلی اکشن و مخاطره امیز رانندگی میکردم و نمیدونم دنبال چی بودم که فکر میکردم باید این اتوبوسه رو برسونم یه جایی. خلاصه نزدیک بود با یه تریلی شاخ به شاخ بشم که بیدار شدم.
    صبح رفتم دانشگاه و رفتم ازمایشگاه و عصر خورد و خسته برگشته بودم خوابگاه که یه شماره غریب بهم زنگ زد. جواب دادم. یه خانم بود و احوالم رو میپرسید. من نشناختم. معرفی که کرد یکی از همکلاسی های دبستانم بود. گفت یه گروه توی تلگرام از بچه های دبستان هستن و قرار شده فردا فلان جا دور هم جمع بشیم و معلم پنجم هم هست و تو هم بیا.

    کلی شگفت زده شده بودم. فرداش هم به هر دری زدم کارام زود انجام بشه و بتونم برسم به قرار نشد. خلاصه همه دور هم جمع شده بودن و کلی هم عکس گذاشتن از اون ملاقاتِ بعد از 20 سال توی گروه. خیلی باحال بود.
    تو عمرمون رویای صادقه ندیده بودم که دیدم :-)))

    حیف شد که نشد برم ببینمشون. ولی به جاش منم توی گروه اد کردن و کلی عکس هم از اون ملاقاتشون فرستادن توی گروه. خیلی حس عجیبی بود دیدنشون بعد از این همه سال حتی توی عکس.

    تازه همه عکس منو که دیده بودن میگفتن اصلا عوض نشدی و همون شکلی هستی و خیلی خوب موندی.. از مزیتهای مجرد بودنه دیگه d-:

  2. 7 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 29 آذر 97), miss seven (یکشنبه 25 آذر 97), paiize (دوشنبه 26 آذر 97), Quality (شنبه 24 آذر 97), گیسو کمند (دوشنبه 26 آذر 97), آنیتا123 (یکشنبه 25 آذر 97), شمیم الزهرا (شنبه 01 دی 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.