تو مثال اولم من تو عمل انجام شده قرار گرفتم...کاری نیست که من انجام دادنی باشه...اخه من چهطوری مطالبه حق کنم؟؟باهاشون صمیمی ایم و رودربایستی و اخه زشته مردم چی میگن و...
تو مثال دومم علی رغم اینکه کار انجام شده باب میلم نبود و من نه نگفته بودم ولی
حس بدی هم نداشتم چون با توجه به همه جوانب و مصلحت اندیشی از حقم گذشتم.
تو مثال سومم هم حس خوبی نگرفتم با اینکه کار انجام شده بود...
نمیدونم شما بفرمایید چرا با این مثالها فرضیه نقض شد![]()








و دلایلم دال برموندن و بی 
وقتی تصمیم به رفتن گرفتم دیگه متمرکز شدم به مزایای سفر...بقیه چیزهارو فراموش 
پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)