به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 314

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها

    با سلام

    سلام

    ممنون که در صندلی داغ شرکت کردید

    ببخشید دیر سئوال ارسال می کنم ،،،

    من هم ممنونم که در صندلی داغ بنده شرکت فرمودین.






    1) یه روز تو بیمارستان یه صحنه جالبی دیدم ،،، یه پسری روی ویلچر نشسته بود و داشت کارهای پذیرش بستری شدن پدر و مادر پیرش را انجام میداد
    اون پسر چهره شاد و خوشحالی داشت و با افتخار این صندلی ویلچر را حرکت می داد برا ی کمک به پدر و مادرش ،،،
    خیلی از مردم هم می خواستند کمک کنند ولی با افتخار می گفت وظیفه منه ،،،
    آدم واقعا لذت می برد ،،،
    اگه اتفاقی آموزنده ای دیدید که براتون جالب بوده برامون بذارید ؟( هر جا : مدرسه – دانشگاه – خیابون و ....)

    یک هفته بود عقد کرده بودیم با همسرم رفتیم مشهد ، از زیارت برگشته بودیم و دم حرم منتظر بودیم که بقیه همراهانمون به ما ملحق بشن . یک خانم و آقای خیلی پیر ی اومدن کنارمون نشستند روی زمین یک کاسه و یک قاشق از کیفشون در آوردن وبا کمی ماست و آب و نون خشک تلیت آب دوغ درست کردند. با همون یک قاشق یکی در میون با هم غذاشون رو خوردند.
    من و همسرم بهت زده از این همه محبت وسادگی شده بودیم. به همسرم گفتم یعنی می شه من و تو پیر بشیم با هم بیایم مشهد همین جوری عاشقانه و بی تکلف تلیت آب دوغ بخوریم.

    حالا از متن بالا یه سئوال دیگه هم بوجود می یاد :


    چرا باغبان مثل بقیه برای کمک به اون پسر تلاش نکرد ؟

    - چون خودش مریض بود
    - چون می دونست تو فکر اون طرف چیه :)
    -چون می خواست زیبایی ببینه
    - چون حالش را نداشت :)
    -نمی دونم

    چون اون پسر نیازی به کمک نداشت .




    2 ) کدام راانتخاب می کنید :

    -خدا از ما رضایت کامل داره و می فرماید ازت راضیم ولی برو جهنم

    خدا از ما راضی نیست و می فرماید باشه برو بهشت-> خدای کریم ، رحیم و رحمان ، غفور ، و بنده گنهکار






    ..............................





    3 ) همه ی ما باید مسیر زندگیمون را طی کنیم ،،، کوله پشتی زندگیتون را : ( انتخاب گزینه مورد نظر )



    • سبک برداشتید
    • سنگین برداشتید
    • هنوز انتخاب نکردم کوله پشتی ام چطوری باشه







    ..............................
    هنوز انتخاب نکردم کوله پشتی ام چطوری باشه




    4 ) حال و احوال ا این روزهای خودتون را در قالب یه تصویر ( تشبیه ) برای ما به نمایش بگذارید :

    شبیه یک کرم ابریشم که داره تلاش می کنه از پیل بیرون بیاد






    5 ) اگر یه گل فروشی داشتید ،،اسم گل فروشی را چی می ذاشتید ؟

    گل فروشیه شادی



    6 ) اگر همسرتون بهتون بگه بهم حکم دادند که باید تو یه روستا زندگی کنیم ( روستا سرسبز و زیبا )
    چه واکنشی نشان میدهد ؟ برنامه زندگی تون در روستا؟

    قبول می کنم ، داشتن یک مزرعه ، کشاورزی ، خریدن اسب ، فراهم کردن امکانات آموزشی برای بچه ها ی خودم وسایر بچه های روستا .




    7 ) اولین چیزی که به ذهنتان میرسه :


    نقاشی :
    کودکی

    منیت و غرور :
    مرگ بر امریکا

    مریخ :
    سفر و نقل مکان

    قرمه سبزی :
    مادر شوهر مهربان

    مادر :
    آغوش امن

    اول ایتدایی :
    فرزند شهید

    تالار همدردی :
    فرشته مهربان

    شبکه های اجتماعی :
    فریب

    شهید عباس بابابی :
    پرواز و آزادگی




    8 ) به موارد زیر نمره بدید به خودتان ( از 0 تا 10 )


    * مهربانی : 10
    * احساسی بودن : 7
    *ولخرجی : 5
    *شادی : 2
    * پشتکار و تلاش : 4
    * کنترل خشم : 5
    *قاطعیت : 6
    * نظم : 8






    9 ) اگه الان خداوند به شما اجازه بده با دو تا فرشته بالاسرتون صحبت کنید ( فرشته ای که اعمال خوب و بد را می نویسنند )
    بهشون چی میگید ؟
    خدا قوت چه می کنید حوصلتون از من سر نرفت نمی خواین برید مرخصی . خدا صبرتون بده.


    10 ) یه نوشته از تصویر زیر که به ذهنتون میرسه برامون بذارید :









    خداوند زیباست و خالق زیبایی ها و چقدر این رنگ ها ، این نور زیباست.



    11) اولین اقدامی که یک خانوم راننده بعد از تصادف انجام می دهد چیست ؟

    - بیهوش می شود
    - با شوهرش تماس می گیرد
    - می گوید : آخ ببخشید می خواستم ترمز بگیرم اشتباهی گاز دادم
    - اول به خاطر سالم ماندنش یک دیگ شله زرد نذر می کند بعد هم عهد می کند که دیگر پشت رل ننشیند
    - جیغ میکشد
    - هیچکدام ( اگر این گزینه انتخاب کردید باید جواب مورد نظرتون را بگید )

    هیچکدام . پیاده می شه اول بررسی می کنه کسی صدمه جانی ندیده باشه و اگر کسی نیاز به کمک داره به ایشون کمک می کنه و اوقتی مطمئن شد که خدا رو شکر کسی زخمی نشده می ره دعوا، آقا چه خبرتونه مگه نمی بینید یک خانم پشت فرمونه . باید ملاحظه کنید و....










    متشکرم .
    من هم متشکرم.
    ویرایش توسط بی نهایت : دوشنبه 14 اسفند 96 در ساعت 23:35

  2. 6 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    miss seven (سه شنبه 15 اسفند 96), paiize (دوشنبه 14 اسفند 96), گیسو کمند (سه شنبه 15 اسفند 96), الهه زیبایی ها (دوشنبه 14 اسفند 96), باغبان (یکشنبه 20 اسفند 96), عشق آفرین (جمعه 18 اسفند 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.