سلام. من قبلا هم اینجا تاپیک گذاشتم . خودم 21 و شوهرم 28 سالشه ، الان دوساله که ازدواج کردیم ، ی سالم عقد بودیم
پریشب به خاطر یه خرید من کلی جنجال و دعوا راه انداخت و کتکم زد که هنوزم بدنم درد میکنه . از اون موقع باهاش سرسنگین بودم . دیشب میخواست باهام حرف بزنه جوابشو ندادم ، بهم گفت همین ... میخوری که میزنمت دیگه ، داشت گریه ام میگرفت بازم جواب ندادم فقط پاشدم برم ، داد و بیداد کرد که تو شعور نداری ، خانوادت تربیتت نکردن ، من خریت کردم گرفتمت ، فکر کردم ادم میشی... خیلی چیزا گفت که اون موقع انقد ناراحت بودم یادم نموندن همه حرفاش. هرکاری کردم جواب بدم نمیتونستم ، فقط گریه میکردم. زد تو گوشم گفت همین لوس بازیات حالمو به هم میزنه. دیشب انقد گریه کردم که خوابم برد. بیدار شدم رفته بود سرکار.
الان خیلی احساس سنگینی میکنم ، انگار قلبم داره سرد میشه بهش دلم میخواد نبینمش ، فقط میخام برم از اینجا ، حداقل یه ماه ازش دور باشم
همه بهم میگفتن از ازدواجت پشیمون میشی باور نمیکردم، الان پشیمونم، توی خونه بابام هیچکس نه بهم توهین میکرد نه کتکم میزد ، هرچی میخاستم میخریدم ، اصنم کسی نمیگفت چرا خریدی ، لازم نداشتی اونوقت این به خاطر یه خرید کتکم زد و مجبورم کرد پسش بدم . الان فقط و فقط حس پشیمونی میکنم ، انگار با این ازدواجم همه چیو باختم ، نذاشت برم دانشگاه ، نذاشت کار کنم درحالیکه کارم داشتم ، چند سال به خاطرش با همه جنگیدم و رابطم با خانوادم خراب شد ، رابطم با دوستا و فامیلامو قطع کرد ، زندگیمم همش دعوا و توهین شده . حس میکنم دارم افسرده میشم ، دیشب اونقدر خسته بودم که حتی نتونستم بهش جواب بدم، اصن بدم میاد دیگ باهاش حرف بزنم فقط دلم میخاد یه مدت فرار کنم برم جایی که هیچکی دور و برم نباشه .
بخشین بیشتر حالت درد و دل داشت تا مشاوره گرفتن ولی الان اونقدر خستم که حوصله ندارم به بهتر شدن اوضاع فکر کنم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)