به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 31

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 مرداد 02 [ 01:45]
    تاریخ عضویت
    1396-5-20
    نوشته ها
    47
    امتیاز
    5,111
    سطح
    45
    Points: 5,111, Level: 45
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    73

    تشکرشده 41 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط niloofar_aabi نمایش پست ها
    سلام افسا جان! شما محتوای چت ها رو با خانم فامیلشون خوندید؟ اگر محتوا واقعا در حد فامیلی و رابطه فامیلی بوده چرا این همه حساسیت نشون میدید؟
    در بعضی از خانواده ها روابط دختر و پسرها خیلی نزدیک و صمیمی هست و وقتی یکی ازدواج میکنه میتونه مشکل ساز بشه. به نظر من شما باید برای تصمیم گیری دو مورد رو بسنجید: اول نوع فرهنگ خانوادشون و نوع ارتباط زن و مرد در بین فامیلهاشون. و دوم محتوای چت هایی که با اون خانم داشتند.
    دوست عزیز اینجا هر کس بر اساس نوع فرهنگ و نگاه و تجربیات خودش براتون وقت میزاره و جواب میده شما باید خودتون از لابلای حرفها و بر اساس جزییات مشکل خودتون راه حل رو بکشید بیرون. موفق باشید.

    به عنوان پی نوشت این رو هم اضافه کنم که به نظر من شما کار خوبی نکردید رفتید با مادر ایشون در مورد ازدواج صحبت کردید!!! یعنی در اصل شما رفتید خواستگاری کردید؟ و مادر هم گفتند فعلا پسرم قصد یا شرایط ازدواج نداره میخواهی باش نمیخواهی نباش! شما خواهشا دیگه این کار رو نکنید اجازه بدید خودشون برای خواستگاری پیشقدم بشن.
    ������ ������ ������ ������:
    ایشون گفتن با مادرم تلفنی صحبت کن تابدونی من با اینکه رابطه امون زیر نظر خانواده باشه مشکلی ندارم

    شرایط خانوادگیم سخته که نمیتونم خواستکاری رسمی انجام بدم
    منم چون گفتن حرف بزنن که ببینی من نمیخوام رابطه دوستی باشه و نمیخوام سرکارت بزارم گفتم باشه اما راجع به اینده و ازدواج حرف نمیزنم

    که مادرش اول صحبتش گفت من اومدم راجع به اینده شما حرف بزنیم
    بعدم شروع کردن گفتن که خیلی دوست داره پسرم و ماهمه ندیده دوست داریم
    من گفتم ممنون از تعریفاتون اما رابطه ما از نظر من بی عیب نیست وگفتم ایشون شرایط خواستکاری نداره خیلی بده
    مادرشون گفتن من با مادرت صحبت میکنم و شرایطو براش توضیح میدم
    اما نمیدونم چرا توحرفاش گفت ما نمیخوایم اذیت بشی هرجور راحتی
    مشاور میگه شاید خواسته بگه حق انتخاب داری چرا بدترین برداشتو داری
    اما من اگه میدونستم جملاتی میخواد به کارببره هیچوقت نمیرفتم باهاش حرف بزنم
    اما خودتونو بزارید جای من وقتی گفته شده و حتی مشاورم اینطوری میگه من دیگه کاری نمیتونم بکنم و نخواستمم به خاطر این حرف مادرش قیدشو بزنم
    مشاورم میگه مادرش بی تجربه است این پسر چکار کنه؟
    ____
    بله محتوی چت هارو دیدم چیزی نداشت
    اما من ازاینکه به ایشون گفته بودم و گفت صمیمی نیستیم بعدا متوجه شدم چت میکردن بهم نگفته ناراحت شدم..ازاینکه من دراین مورد یه بار میگفتم چرا باید چت کنید کلافه میشد ازدستم ...و ازاینکه دوست نداشت این رابطه رو کمرنگ کنه همش میخواست که رابطه فامیلیش درهمین حدبمونه ناراحت شدم

    نقل قول نوشته اصلی توسط نیکیا نمایش پست ها
    سلام افسا جان
    خوبی؟
    من جناب نیکیا نیستم
    خانوم نیکیا هستم...
    یه دختر حساس مثل خودت...تاپیک اصلی من که با اون تاپیک وارد این سایت شدم منتقل شده به انجمن آزاد( در مورد روابط جاری هام با همسرم بود)...
    افسا جان من همسری داشتم که از روز اول با عقاید خانواده اش زاویه ی 180 درجه ای داشت... به من شبیه تر بود تا به خانواده اش( شاید هم از یکجایی توی زندگیش خواسته بود که شبیه آدمهایی مثل من زندگی کنه دقیقا نمیدونم)...
    اما علی رغم شرایط بسیار خوب همسرم(از لحاظ موقعیت اجتماعی و... داشتن شرایط ازدواج و حمایت همه جانبه اش از من)...
    چند سال طول کشید تا به سکون نسبی برسیم
    نمیخام وارد جزییات بشم اما انقدر اذیت شدم که هنوز هم گاهی کابوس میبینم...
    نمیدونم اگر قرار بود همسرم باهام همفکر نباشه و مثل خواستگار شما باهاتون هم عقیده هم نباشه چند سال قرار بود عذاب بکشم و کابوس ببینم؟؟
    افسا جان زندگی و ازدواج شوخی نیست... اشتباه توی ازدواج تاوان سخت و سنگینی داره...
    وقتی این همه آدم دارن بهت میگن این راه رو نرو باید به خودت بیای و کمی به درستی این راه شک کنی...
    من با لحن تند و تیز نوشتم چون نمیخام بعد ها هر بار که روابط صمیمی همسرت رو با خانومهای فامیل میبینی به خودت بلرزی و بگی که کاش اشتباه نمی کردم...
    به نظر من هر چیزی که ما از همسرمون راجع به روابط فعلیمون با جنس مخالف پنهان کنیم اسمش خیانته چون اگر نبود پنهانش نمیکردیم و پاش وای میستادیم...
    راستش اگر بخوام بیشتر بنویسم ممکنه بازم لحنم تند و تیز بشه...
    امیدوارم منظورمو رسونده باشم...
    ������ ������ ������ ������:
    سلام
    بله خانوم نیکیا ....عذر خواهی میکنم
    ب له میدونم چقدر بده که بخوای این روابطو حل و فصل کنی وقتی که زمانتو میتونی به شکل خیلی بهتری استفاده کنی
    من نمیدونم شوهرشما چقدر باهاتون همفکر بوده و چه رابطه ای بوده که چندسال وقت صرف شده براش
    واقعا وقتی نمیدونم این چیزارو نمیتونم بگم حتما این مشکل واسه منم پیش رو هست ممنون میشم اگه میتونید توضیح بدید
    و اینکه من گفتم نظر شما تندو تیز بود ازتون معذرت میخوام من تو شرایطی هستم که سریعا عصبانی میشم
    من نگفتم این خانوم دوست دختر سابقش بوده یااینکه دخترخالش بوده یااینکه الان چت هاشو مخفی میکنه و به هیچ وجه حاضر نشده رابطه اشو قطع کنه
    فکر میکنم شماهم مثل من بخاطر مشکلاتی که ازسر گذروندید حساسیتتون خیلی زیاد شده من خودم سعی میکنم موقع شنیدن راهنمایی دیگران این حس بدو ازخودم دور کنم تاجاییکه میشه شمارو هم درک میکنم
    تاپیک شمارو خوندم که گفتید مسائل گذشته رو به شوهرتون یاداوری میکنید منم همینطوری هستم
    ولی بهتون تبریک میگم شوهرتون خیلی شمارو دوست داره
    بله درسته اگه دلیلی واسه پنهان کردن نباشه خیانت نیست ایشونم چت هاشونو به من نشون داد گفت هرجاشو میخوای بخون
    فقط من گفتم قبلش چرا نخواسته هیچوقت منو ازاین چت ها مطلع کنه
    حتما نخواسته که من بدونم و محدودش کنم..البته یه بار گفت فقط بااین تومجازی ارتباط دارم که اونم گاهی پیام میده
    و بعدها که چت هارو خوندم گفتم وقتی من گفتم خوشم نمیاد ازاین روابط چرا نگفتی بااین خانوم چت میکنی گفت برام مهم نبوده که بگم
    ویرایش توسط afsa : سه شنبه 31 مرداد 96 در ساعت 21:59


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نمیتونم اعتماد کنم2
    توسط afsa در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: سه شنبه 10 بهمن 96, 21:14
  2. در هیچ گونه رابطه ای هیچ حدی از اعتماد رو نمیتونم داشته باشم.
    توسط Pooh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 27 دی 93, 00:51
  3. عاشق شوهرم هستم ایا با خیانتی که کرد میتونم بهش اعتماد کنم کمک کنید تو روخدا
    توسط ملیسا در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 94
    آخرين نوشته: سه شنبه 20 خرداد 93, 11:13
  4. هرچی به شوهرم میگم میگه نمیتونم!خوب منم نمیتونم چیکار کنیم؟؟؟؟؟؟
    توسط matra در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: شنبه 29 بهمن 90, 22:27
  5. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.