با سلام
ما مدتی هست که به خارج از کشور مهاجرت کردیم و سختی های زیادی کشیدیم تا بالاخره بعد از چندین سال داریم سر و سامان می گیریم ولی شکل مشکلات عوض شدند.
من و همسرم از ابتدا روابط جنسی خوبی نداشتیم(اون بیشتر و من کمتر) ولی حدود 22 سال از زندگی ما می گذرد و الان همسرم معتقد هست مسبب تمامی این مشکلات منم و یکدفعه قطعش کرده.
حدود 2 سالیه که مشغول کار شدیم ولی ساعت کار همسرم دیر شروع و دیر به اتمام می رسه. مشکل این هست که خیلی برای کارش وقت میزاره (کار و زندگی رو کاملا قاطی کرده) حس می کنم از خونه اومدن بیزاره و حتی برای تک بچمون که بعد سالها خدا بهمون داده حوصله نداره وقت بزاره. قبل از کارش باهام خوب بود فقط یه برهه ای با یکی دوست شده بود و بعد خودش اعتراف کرد و گذاشتش کنار.
راستش تمام کارهای شرکت و برای ریسش انجام میده؛ تا دیر وقت می مونه, وقتی 10 شب میرسه بعد از یه 10 تا 15 دقیقه سر و کله زدن با بچمون میره تو اتاق و تو موبایلش و بعد زنگ دوباره به ریسش (متاعلقه- همجنس باز) و مدت 30 تا 45 دقیقه هر شب و حتی ویکندها (تعطیلی) صحبت می کنند، وایبرش با مدیرش قفل داره و چندبار که بهش گیر دادم و گفتم تکلیف چیه میگه فعلا همینه به زمان نیاز دارم.
حدود 5 ماهیه هیچ رایطه ای بینمون نبوده حتی دستش و نمی زاره بگیرم چه برسه ببوسمش. هی بهش می گم بدون تو می میرم انگار نه انگار چه کار کنم؟! حلقه گرفتم براش و ازش خواستم باهام عهد دوباره ببنده گریه کرد و بوسیدم و گفت نگهش دار تا وقتی که مطمینم میرسه عاشقت بشم دست کنم.
چش شده؟ چرا اینقدر ازم بیزاره؟ حتی بهم نگاه نمبکنه بارها گفته اگر بخاطر بچه و حرف مردم نبود یه لحظه پیشت نمی موندم.
آیا می تونه با ریسش رابطه داشته باشه (آخه دلیل طلاق آقای رییس همچنس گراییش بوده)؟
تو رو خدا یکی جوابم و بده با نگاه جامعه ایران به قضیه نگاه نمی کنم چون اینجا رفتن رییس و پرسنل یه رستوران و چشن و کنسرت می تونی امری عادی باشه (که خیلی پیش اومده) البته اگر کار بالا نگیره.
ممنون








علاقه مندی ها (Bookmarks)