دوستای عزیزم سلام و ممنونم که همراهمین
میس بیوتی جان درست میگی همسرم خیلی حساس شده،خیلی سریع عکس العمل نشون میده و عصبانی میشه تو این مدت که تاپیک زدم خیلی جلوی رفتارای هیجانیمو گرفتم اما قبلش خیلی حساسش کردم.
من حتی با اینکه بهم گفت میشه زودتر مستقل بشیم بعد ازینکه نظرمو گفتم اصرار نکردم و اصلا باهاش بحث نکردم متاسفانه ایشونم تصمیم خودشو گرفت و زندگی 8ماهه شریکی رو ترجیح داد منم رفتارمو باهاش تغییر ندادم و با اینکه شدیدا ناراحت بودم اصلا به روش نیاوردم. همسرم زبونی میگه زندگی شریکی واسه خودشم سخته اما به قول خودش میخواد با آرامش جلو بره و زندگیمونو بهتر شروع کنیم.
تازه نفس گرفته عزیزم ممنونم تمام سعیمو میکنم درست رفتار کنم
بهاره جونم من تمام صحبتای دوستان رو در نظر دارم و حتما اجراش میکنم یه جمع بندی هم از کل تاپیکا میذارم و چیزایی که یاد گرفتم همچنان به همراهی همتون نیاز دارم.
درمورد خونواده همسرم هم دارن تلاش میکنن زودتر به هم برسیم چون فوق العاده راحت و بیخیالن برعکس خونواده ما که خیلی تعارفی هستیم !!!البته اینم بگم زندگی این مدلی از نظرشون خیلی خوبه یعنی کاملا به مدل قدیم فک میکنن.
من با صحبتای دوستان و راهنماییای جناب مدیر همدردی به این نتیجه رسیدم که تنها کسی که باید تغییر کنه خودمم راستش کاملا این موضوع رو فهمیدم که به دلیل غلبه احساسم و داشتن یه سری افکار تکرار شونده منفی زندگی رو واسه خودم سخت کردم.
پس بیشتر تمرکزمو گذاشتم رو رفتار خودم چند بار مواردی پیش اومد که اگه قبلا بود حتما یه فاجعش میکردم اما تونستم جلوی افکارمو بگیرم و با همسرم بحث نکنم و کشش ندم.نتیجه خوبی داشت در این حد که همسرم متوجه شد و خوشحال شد که راحتتر برخورد کردم. البته خودمم خیلی آرومتر بودم
بهاره جون، میس بیوتی، تازه نفس گرفته، زن ایرانی عزیز و همه دوستایی که توی تاپیکام نظر میدن ممنونم که تجربیاتتون رو در اختیارم میذارین من با توجه به صحبتاتون و راهنماییای جناب مدیر که واقعا ازشون ممنونم چون تو شرایط خیلی بحرانی راهنماییشون به کمکم اومد به این جمع بندیا رسیدم که تو موارد پایین میگم:
1. اولین مسئله من خودمم تغییر خودم بعد از 25 سال شاید کار زیاد راحتی نباشه اما مسلما از تغییر شرایط و همینطور رفتار دیگران راحتتره
2. من باید بتونم به جای احساس مدار بودن مسئله مدار بشم و رفتار های هیجانی و یهویی رو کنترل کنم صبرمو افزایش بدم و سعی کنم کنترل احساساتمو به دست بگیرم.
3. اولویت من باید بشه آرامش زندگیم و این آرامش فقط وقتی امکان پذیره که درون من آروم بشه.
4.وقتی من با همسرم خوب باشم خیلی راحتتر می تونم این مدت رو بگذرونم و تمرینی میشه که همیشه درست رفتار کنم.
5. هیچ مسئله ی حاشیه ای نباید باعث بشه رابطه من با همسرم مشکل دار بشه من اگه در طول این مدت رفتاری خلاف میلم از خونواده همسرم ببینم به هیچ عنوان دلیل نمیشه با همسرم سرد باشم.
6.باید به خودم متکی باشم و به همسرم محبت کنم خدارو شکر همسر خوبی دارم پس باید اخلاق منم خوب باشه که برای آرامش زندگیمون و باهم بودنمون تلاش کنه نه اینکه ازم فراری بشه چون اگه من از خودم دورش کنم مستقلم بشم بازم همسرم دنبال جایی برای آرامش میگرده که مسلما اونجا کنار من نیس.
7.حتی اگه افکار منفی به ذهنم هجوم آورد نباید اجازه پر و بال گرفتن بهشون بدم چون 90 درصد افکار من تو ذهنمه و واقعیت نداره مثبت نگر باشم و بدبینی رو از خودم دور کنم.
8.همیشه خویشتن دار و صبور باشم با آرامش جلو برم و تمرین کنم هیجانی عمل نکنم و احساسات باعث نشه قاطی کنم.
9. به هیچ وجه نذارم کسی از دلخوریای بین من و همسرم باخبر بشه و خیلییی زیاد حواسمو جمع کنم.
10.به هیییییییییییچچچچ وجه بحث و جدل نکنم و اجازه بدم وقتی آرومتریم مسائل رو با هم حل کنیم.
11. همسرم واقعا خوبه به خاطرداشتنش خدارو شکر میکنم، چند وقت پیش داشتم پست خانم ناردیل رو میخوندم که ویژگی های مرد مناسب رو گفته بودن خدارو شکر همسر من بیشتر اون ویژگی ها رو داره.
12. اقتدار همسرمو همیشه حفظ کنم همیشه بهش نشون بدم که باعث افتخارمه و اولویت زندگیمه.
13. یک ویژگی خیلی مثبت تو رابطه ما وجود داره و اون اینه که خیلی حال و هوای رابطه به حال من بستگی داره و همسرم از خوب بودن من انرژی میگیره پس من میتونم یه رابطه خوب ایجاد کنم.
14. به جای اینکه با مشکلات به هم بریزم اول خودمو کنترل کنم و بعد سعی کنم عاقلانه و به شکل درست موضوع رو حل کنم
15. هربار که افکار منفی به ذهنم اومد اول به خودم زمان بدم و از تکنیک های کنترل فکر استفاده کنم.
16. به هیچ وجه از خونواده همسرم جلوش شکایت نکنم از خوبیاشون بگم
17. غر زدن، مقایسه، کش دادن، نصیحت و امر ونهی ممنوع
18. ذهن همسرمو از حرفای خاله زنک بازی پر نکنم
19. سعی کنم ازین مدت که با همسرمم و هنوز مسئولیت زندگی کاملا رو دوشم نیست لذت ببرم با پیش بینی هایی که به احتمال نزدیک به صد اصلا اتفاق نمیفته ذهن خودمو پر نکنم
20. به خودم اعتماد داشته باشم و اگه حرفی شنیدم سریع تاثیر منفی نگیرم.
21. انتخابم واسه زندگی عاقلانه بوده و خدارو شکر انتخاب خوبی داشتم ازین به بعد هم من درست رفتار میکنم و سعی میکنم آرامشمو حفظ کنم و توکل به خدا داشته باشم مطمئنم خدا هم همراهمه و بهترین ها رو برام درنظر گرفته.
22. مرثیه سرایی احساسی ممنوع، به هر مسئله ای بیش از چیزی که ارزش داره بها ندم و روانمو به هم نریزم
23. تو خونواده همسرم همیشه با احترام برخورد کنم و احترام همسرمو حفظ کنم واسه همه چی حد و مرز بذارم.
24. تو این مدت زندگی شریکی باید درست و صبورانه و با محبت با همسرم برخورد کنم که خودش برای مستقل شدن تلاش کنه .
25. زمانی رابطه من با خونواده همسرم عالی میشه که اول با همسرم عالی باشم و متوجه بشه که اصلا قصد ندارم از خونوادش جداش کنم یا باعث اختلاف بشم.
26. مسئولیت پذیر باشم و از انتخابام نترسم
27. به هییییییییچ وجه با همسرم بحث و جدل نکنم بهش حس تکیه گاه بودنو بدم و بهش اعتماد کنم.
28.تو این مدت کاملا فهمیدم رفتار همسرم دقیقا عکس العمل رفتار خودمه پس باید اونجوری رفتار کنم که دلم میخواد همسرم با من رفتار کنه.
29.خواسته هامو با لج و قهر و دعوا بیان نکنم در عوض با محبت و مهربونی و به دور از دستور و امر ونهی بگم.
30. وقتی همسرم احساسمو درک میکنه و تلاش میکنه خوب بشم دیگه الکی موضوعو کش ندم و انتظار نداشته باشم دقیقا اونجوری که من میخوام آرومم کنه در عوض اگه کاری کرد و خوشحال شدم حتما ازش با ذوق تشکر کنم چون کاملا متوجه شدم اینجوری دقیقا یادش میمونه چه خواسته ای دارم و همیشه سعی میکنه دوباره انجامش بده.
این موارد جمع بندی من از تاپیکم و نظرات دوستان و همینطور تجربیاتم از دوران نامزدی و عقد. دارم تاپیکای رفتار درست،کنترل احساس،برخورد صحیح با مشکلات،جلوگیری از افکار تکرار شونده منفی و.... رو میخونم و بهشون عمل میکنم منکر این نیستم که تحقیرا و سرزنشای مادرم تاثیر بدی روم گذاشته و گاهی منو میترسونه اما من واقعا آرامش میخوام و برای رسیدن بهش تلاش میکنم.
خوشحال میشم اگه دوستای عزیزم تو این مدت همراهم باشن از همتون ممنونم










علاقه مندی ها (Bookmarks)