سلام معصومه جان
من هم از اسم " شادی" خوشم میاد. حس خوبی بهم میده
راست میگی ! با توجه به شرایط شما چک نکردن و کنترل خیلی سخته. اما اگر واقعا با تمام وجود بخوای و مطمئن باشی این بهترین انتخاب هست موفق میشی که دست از کنترل و تجسس برداری!
بنظرم دو راه کلی میتونی انجام بدی که شیدا هم بهش اشاره کرد البته دید من کمی فرق میکنه
1: با بیخیالی بگذرونی اما نه با این دید که ولش کن بگذار هر چقدر میخواد بره با دوست دختراش بگرده...اصلا برام مهم نیست...و...یعنی نه با دید منفی و از روی بدبینی و نفرت ! بلکه برعکس با دید مثبت و اینکه ایشون کاملا پاک هست و محبت خالصانه بهش بکنی...
اگر همسرت رو خیلی خووب شاخته باشی وقتی بهش محبت میکنی و در جواب هم ایشون محبت میکنه شاید یکی دو بار ساختگی و ظاهری باشه اما طولانی مدت نمیتونه زبون بازی کنه و لو میره
اگر متقابلا خالص محبت کرد میفهمی که رابطه عمیق عاطفی هم با گسی برقرار نکرده و همون چندتا تماس و تلفن هم ممکنه برای سرگرمی قبلا انجام میداده و کم کم بگذاره کنار.
خب اینطوری مشکل خودبه خود حل میشه. بهتر هم هست چون روی شما به هم باز هم نمیشه!
اما باز بستگی به شخصیت همسرت و عادتش و وابستگیش به این کار داره. اینکه واقعا با انصاف باشه و خودش متوجه اشتباهش بشه و یا منکر قضیه!
اگه احساس میکنی از عهده محبت و بیخیال چک کردن بر نمیای و باز مدام خودخوری میکنی و ... شاید این روش به شما جواب نده
پس راه دوم انتخاب کن
2:
اول خودت برو مشاوره حضوری. با کمک مشاور برنامه ریزی کن چطوری میتونی همسرت رو ترغیب کنی بیاد دفتر مشاوره.وقتی همسرت اومد، اونجا هرچه روی دل تنگت مونده به همسرت بگو (در حضور مشاور) تا نتونه شروع به کتک کاری و یا خودزنی کنه.
بهش بگو از این وضعیت خسته شدی. از گریه کردن و خالی کردن عقده و احساسات هم ابایی نداشته باش. راحت حرفای دلت بزن. شما از مرداد تو همین تاپیک شدیدا درگیر این رفتارهای همسرت هستی و داری خودت رو زجر میدی. حالا قبلش بماند.
البته حواست باشه بهش بی احترامی نکنی. باز هم سعی کن حریم ها رو نگه داری و با احترام باهاش حرف بزنی
تا بعدا که اومدید خونه عقده هاش به شکل دیگه ای خالی نکنه
خوب فکر کن در مورد حرفایی که میخوای در اون جلسه به همسرت بگی. کلمات و لحن صحبت کردن قدرت زیادی دارند.
حرفات خیلی مهمه تاثیرگذار باشه. هم علاقه شما به همسر و زندگیت رو بهش نشون بدی و در حضور مشاور از خوبیهاش بگی و هم احساس ضعف و استیصال الانت رو بهش بفهمونی که چقدر درمانده شدی و ....
اگر دوستت داشته باشه(که داره) و زندگیش براش مهم باشه حتما یه تکونی به خودش میده.
روزای قبل و بعد از رفتن مشاوره هم خیلی آروم باش و سرت به کار خودت باش و باهاش کمی سرد برخورد کن که بدونه یک جای کار ایراد داره و کمی نگران بشه.
من امید دارم حداقلش اینه که حسابی میره تو فکر و با توجه به سنش یه فکر اساسی برای این رفتارهای بچگانه میکنه!
اگر مشاوره رفتی باز میای خبر میدی و کمکی در توانمون بود، میکنیم
به خدا توکل کن و موقع وسوسه شدن به خدا پناه ببر. کمکت میکنه آروم بشی
+ راستی معصومه جان الان تو این شرایط باردار شدن و وجود بچه به دلایلی کار درستی نیست! از بابت سنت هم خیالت راحت باشه وقت داری![]()








) 
، نظر شما چیه ؟




علاقه مندی ها (Bookmarks)