به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 108

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 مهر 95 [ 00:24]
    تاریخ عضویت
    1395-6-27
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    924
    سطح
    16
    Points: 924, Level: 16
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 76
    Overall activity: 86.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    81

    تشکرشده 56 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Amina نمایش پست ها
    این حرفا رو ول کنید آقا شهروز. متاسفانه بعضی از کسایی که به اینجا میان از بس زیر سلطه ی مردهای زورگو بودند که به نظرشون زندگی اون مدلی عادیه و به هر حال باید به نوعی اون وضع رو توجیه کنند و نرمال جلوه بدن چون در غیر این صورت شرایط خودشون غیرقابل تحمل می شه.

    توصیه های خیلی خوبی اینجا بهتون شد. به اونها عمل کنید. امیدوارم که موفق باشید.



    درسته دوستان لطف داشتند و من رو با زوایای مختلفی که میشه به رابطه من و همسرم نگاه کرد آشنا کردند و ممنونم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط آنیتا123 نمایش پست ها
    سلام

    تعدادی از خانمها تجربه برخوردهای ناخوشایند از طرف خانواده همسرشون رو داشتند. از جمله خود من . مسلما عکس العملها متفاوته .

    شاید همسر شما عکس العمل شدیدی داشتند. ولی به نظر میرسه یه جاهایی رفتارهای خانواده شما هم خیلی بچه گانه بوده.

    من اصلا با این که جای مرد و زن در زندگی شما عوض شده موافق نیستم همچنین با تعاریفی که بعضی افراد از این جایگاه دارند.

    در زندگی موضوعات مختلفی پیش میاد که مدیریت بعضی از اونها رو مرد و برخی رو زن به عهده میگیره بستگی به حساسیت موضوع و حدود درگیری های هر طرف.

    موضوع مشکل همسر با خانواده شما رو شما باید مدیریت کنید که دارید این کار رو انجام میدید.و این خیلی خوبه که سعی دارید مشورت بگیرید.

    من به عنوان کسی که تجربه همچین مشکلی رو داشتم و به عنوان یک خانم ،ترجیح میدم همسرم در این مورد با آرامش برخورد کنه.بعضی وقتها اینکه مدام تلاش کنی

    چیزی رو درست کنی بدترش میکنه.

    ترجیح میدم همسرم این موضوع رو مدتی مسکوت بزاره و روی رابطه دونفریمون کار کنیم.دوست ندارم توی این مدت مدام از رابطه من با خانوادش صحبت کنه.

    و یه چیز دیگه.من با وجودی که خیلی خاطره بد از خانواده همسرم داشتم ولی بعد از گذشت چند وقت از ازدواجمون بعضی وقتها که میدیدم همسرم برای خوشحال کردن

    من هر کاری میکنه و از خودش میگذره خودم پیشنهاد میکردم برای خوشحالی همسرم که با هم به خانوادش سر بزنیم هر چند اون خاطرات هنوز توی ذهنم بود و روبرو

    شدن با اونها خیلی سخت بود.

    میخوام بگم محبت کردن خیلی چیزها رو درست میکنه.

    من فکر میکنم بیشتر از اینکه رفتار خانواده شما همسرتون رو آزار بده درگیری های که با شما بر سر اونها داشته اذیتش میکنه و کینه اش رو شدید تر کرده.

    پس هر چقدر رفتار شما با خانمتون بهتر بشه کینه اون هم از خانواده شما کمتر میشه.

    الان چقدر از پایان درگیری های شما با خانمتون بر سر خانوادتون میگذره؟

    بعد از گذشت مدتی و کم شدن استرس ها و آروم شدن هر دوتون میتونین وارد مراحل بعدی بشین.

    فقط حتما رفت و آمد با خانوادتون رو فعلا به تنهایی ادامه بدین و بعد از بازگشت پیش همسرتون حتما حتما خیلی با محبت و ملایم باهاش برخورد کنید و حرفی از

    خانوادتون نزنید.

    و اینکه در برخورد با خانوادتون به خصوص مادر سعی کنید با محبت باهاشون رفتار کنیدو یاداوری کنید چقدر دوستشون دارید و قدر زحمتهای ایشون رو میدونید.

    اینطور هم اونها تصور نمیکنند که همسر شما،شما رو از خانواده دور کرده و هم اینکه از لحاظ انسانی درست نیست شما دل خانواده ای که زحمتتون رو کشیدند و

    دلسوزتون هستند رو بشکنید.هر چند رفتارهای اشتباهی داشته باشند.به خصوص مادرتون.بهشون خیلی احترام بگذارید در عین حال تلاش کنید اگر پشت سر همسرتون

    بدگویی کردند تحت تاثیر قرار نگیرید.

    برای انجام تمام این کارها شما نیاز به آرامش دارید .پس آروم باشید . خاطرات تلخ رو کنار بگذارید و سعی کنید فعلا اوقات خوش و عاشقانه ای با همسرتون داشته باشید.



    آخریش یک هفته پیش بود فکرکنم دعوامون رو میگم. منم فکرمیکنم الان هرچی بیشتر فشار به خانمم بیارم اون لجبازتر میشه و از من دورتر . یک روز و دو روز نیست که یک عمر زندگیه نمیخوام نظرش نسبت به من عوض شه.




    نقل قول نوشته اصلی توسط Mr DaNi نمایش پست ها
    شما چرا یا از اینور بوم میوفتید یا از اونور بوم.
    منظور کتک کاری نیست.منظور اقتدار مردونست.رفتار منطقی خوب و جراتمندانه طوری که طرف مقابل احترام شمارو همیشه نگه داره و به شما به عنوان تکیه گاه نگاه کنه و اینکه حرفاتون اصولی هست .همه چیز باید سر جای خودش باشه.اگه اینو تونستی درک کنی حله.نه اینکه خانومت جایی که بر وفق مرادش نیست شمارو زیر پا بزاره.آرامش چیه؟پس چرا الان به مشکل خوردید و آرامشو ندارید؟آرامش وقتی پیش میاد که همه چیز سر جای خودش باشه.البته مشکلات همیشه هست ولی اصول زندگی با آرامش یکیه.
    آرامش این نیست که کوتاه بیاید بگید که آرامشم بهم نخوره.والا اگه کسی با من بزن بزن کنه حداقل تا چند سال روم نمیشه باهاش چشم تو چشم بشم.مثل داماد یکی از فامیلا که معروف شده هر دیقه از داداش عروس کتک میخوره.
    چه دلیلی داره جهیزیرو شما بگیرید؟من هم توان مالیشو دارم ولی اینکارو نمیکنم.به خاطر اینکه زندگی رو که شل بگیری بعدش....
    من هم مردم دوست من و میدونم شما درگیر چی هستی.زنی که زیباس و شما هم مدام کوتاه میای.شاید خیلی جاها دلت نخواد ولی مجبوری.
    والا من تو این شرایط نمیدونم چکار میشه کرد.نه من و نه خیلی افراد این سایت.با مشاورا صحبت کن.
    شما رفتار جراتمندانه ندارید.باز نگید کتک کاری.نه.شما از ابتدا اینگونه رفتار کردید.حالا باید بازیابیش کنید.ولی راهش و باید از کارشناسش بپرسید.
    فکر آیندرو هم بکنید.خانوم همیشه اینقد زیبا و تیتیش نمیمونن.میترسم از روزی که یهو جلوشون واستید و ایشون حیرت زده بشند و....


    سلام. داداش من ،منم در جریانم اقتدار مردونه باید داشت و .. با منطق و حرف و خواهش از همسرم خانوادم خواستم صحبت کردم خانواده عزیز من ماشالله مرغشون یک پا داره. پدرم در دعوای خانوادگی ما یک دفعه گفت عروسم دخترخوبیه زن من مقصره. یعنی مادرم.
    خدا میدونه قصدم توجیه کردن نیست من نوکر مادرم و خونوادم هم هستم نمی گم حرف پدرم درسته یا غلط ولی موضوع به اون سادگی که فکرمیکنید نیست.روبروی خانمم ایستادم درگیری شد فعلا استپ کردم.وقتی رفتار بد از خانوادم دیده چی بگم ؟بگم اشتباه دیدی اشتباه شنیدی.خونواده هم باید یک فرصتی بدن اگر من و خانمم بخواهیم رابطه رو اصلاح کنیم حداقل بتونیم یا نه.
    بحث زیبایی نیست بابا من زنم رو کتک زدم گریه کرد.باید حتما این رو بگم .از خودم خجالت میکشم.ناراحتی مادرم هم نمیتونم ببینم برای همین بدون اطلاع همسرم دیدنش میرم.
    دعوا با برادرخانمم یک دفعه بود کار منم ضایع بود درخانه مادرشون اون هم وقتی دوست بودیم نباید با خانمم بحث میکردم.
    اون که بقول شما میگی بزن بزن کنی تا چندسال رویش رو نگاه نکنی بستگی داره کی باشه توی چه شرایطی باشه.گفتنش راحته
    بله اگه الان برادرهمسرم شاخ و شونه بکشه معلومه رفتارم مثل قبل نیست اون موقع همه تلاشمو میکردم رابطه رو حفظ کنم و موانع رو بردارم.
    شما از دختری که پدر نداره ولو با وجود تمکن مالی شما و اون ،جهیزیه میگیری؟من نتونستم وجدانم اجازه نداد.نمیگم هرکس جهیزیه میگیره وجدان نداره میگم من نخواستم توی خودم آنقدر دیدم محتاج چهارتا چوب و وسیله نباشم که زنم همراهش میاره.بحث شل گرفتن نیست.
    منم نمیدونم باید چکار کنم دهه محرم نزدیکه خانواده مراسم دارند از الان تو این فکرم خانمم و مادرشون رو مسافرت بفرستم اون چندروز که برای رفت و آمدم و مسائل دیگه بحث و نقل پیش نیاد.



    نقل قول نوشته اصلی توسط نیکیا نمایش پست ها
    سلام
    بعضی از نظرات که میخونم انقدر تعجب میکنم که پیش خودم میگم مگه میشه؟
    ایشون با همراهی نامزدشون رفتن برای نامزدشون دستبند خریدن که توی یک مراسم خاص به نامزدشون هدیه بدن در شبی که نامزدشون منتظر هدیه است و حتی هدیه رو خودش انتخاب کرده خواهر این آقا دستبند رو قایم میکنن و با جرو بحث با برادرشون در زمانی که مهمونا توی خونه نشستن دستبند رو نمیدن!!!!!
    این چه جور نگرانی برای برادره؟؟؟؟؟
    خواهرشون نمیتونستن صبر کنن اون مراسم با آبرو تموم بشه و بعد برادرشون رو توی یک زمان دیگه ای توجیه کنن راجع به خرج و مخارج(البته به نطر من تا این حد هم به خواهرشون ربطی نداشته اما به فرض که من اشتباه میکنم) همون شب باید دستبند رو پنهان میکردن؟؟؟؟؟؟
    این آقا خودشون دارن میگن رفتارهای خانواده ام از سر حسادته بعضی از کاربرا میگن از سر نگرانیه...
    کاربر محترم قاطعیت در این مورد اصلا جواب نمیده... همسر من سر اینکه با مردهای فامیلمون با من شوخی بیجا کنن حساسه و چنان قاطعیتی در این مورد نشون داده که من اگر شوخی بیجا بشنوم خودم رو به نشنیدن میزنم و جواب نمیدم چون میدونم این خط قرمز همسرمه کوتاه بیا هم نیست...
    حالا اگر شوهرم میخاست همین قاطعیت رو راجع به خانواده اش داشته باشه زندگیمون حتما به جهنم مسلم تبدیل شده بود... چون این موضوعی نبود که من بخوام کوتاه بیام...
    من اصلا نمیگم نطرات من درسته نطرات کاربرهایی که مخالف من میگن غلطه ... اما به عنوان زنی که این مشکل رو تجربه کردم و خصوصیاتی که از خانومتون گفتید قاطعیت در این مورد جواب نخواهد داد...
    در ضمن شمل هم حق دارید با کسی که شما رو کتک زده رابطه نداشته باشید یا خیلی محدود کنید...
    یک چیز دیگه این که وقتی ما میگیم رابطه قطع بشه یا کم بشه منظورمون اصلا این نیست که این قطع یا کم کردن رابطه قراره تا آخر عمر ادامه پیدا کنه...
    این محدودیت ارتباط تا زمانیه که خانواده ها حد و حدود خودشون رو بدونن و کمتر دخالت کنند و این ترس رو داشته باشند که اگر بخوان بیش از این دخالت و بی احترامی کنن ممکنه ارتباط با برادر یا خواهرشون رو از دست بدن...
    قرار نیست این ارتباط رو از دست بدن قراره فقط به خودشون بیان...
    کما اینکه من هم قصد ندارم برای همیشه رابطه ام رو با خاهرشوهرم قطع کنم فقط با همسرم قرار گذاشتیم حداقل تا یک سال ارتباطی نداشته باشم تا کمی به خودشون بیان...
    با توجه با نظرات ضد و نقیضی که توی این تاپیک هست من باز هم اکیدا مشاوره خصوصی همین انجمن رو توصیه میکنم




    مثال جالبی زدید. منم روی شوخی های بیجای مردهای دیگه یا نوع لباس پوشیدن همسرم حساسم اونم رعایت میکنه خود رو ملزم میدونه مراعات کنه اما قاطعیت درباره خانوادم فقط باعث به هم خوردن زندگی ما میشه.من هم مشاوره رو ترجیح میدم البته نیاز داشتم یک مقدار مشکل رو هضم کنم بعد مشاوره انجام بدم و روی مشاوره حضوری تاکید بیشتری دارم.
    ویرایش توسط shahrouz : پنجشنبه 01 مهر 95 در ساعت 19:56

  2. کاربر روبرو از پست مفید shahrouz تشکرکرده است .

    sahar67 (دوشنبه 05 مهر 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. میل به ازدواج در کنار ترس از آن ، راه حل چیست ؟
    توسط یه آدم در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 تیر 94, 15:02
  2. همسرم پشت من نیست
    توسط hamdard20 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 27 مرداد 93, 09:00
  3. چک لیست بهداشت روانی = چک لیست مسلمانی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن دین و روانشناسی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 خرداد 93, 03:00
  4. در مسابقه ی زندگی گل زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره !
    توسط مو طلایی در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 09 مرداد 90, 10:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.